تبليغاتX
خورشید حق
<meta

زلزله تاکنون 100 بار قم را لرزانده است

۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۵۷ , ۱۵

                                                                                                                                                                

 قم برای سومین بار در سه روز اخیر لرزید.

زمین لرزه ای به بزرگی سه و نه دهم درجه در مقیاس امواج درونی زمین ساعت ‌5‌ و ‌8‌ دقیقه‌ بامداد ‌ امروز چهارشنبه شهر قم‌ را لرزاند‌.

به نوشته سایت خبری ایران، این‌ زمین لرزه‌ که‌ کانون‌ آن‌ شهر قنوات‌ اعلام‌ شده‌ است‌ خوشبختانه‌ تلفات‌ جانی‌ و خسارت مالی نداشت‌‌ .

از نیمه‌ شب‌ گذشته‌ تاکنون‌ دو پس‌ لرزه ‌ دیگر هم‌  به بزرگی‌7‌/‌2‌ و ‌4‌/‌2‌ ریشتر در قم بوقوع‌ پیوسته‌ است‌ .برخی‌ شهروندان‌ قم پس‌ از زمین‌ لرزه‌ ‌9‌/‌5‌ ریشتری روز دوشنبه شبها  را درپارک‌ ها و بوستان‌ ها سپری‌ می‌ کنند‌ .

از دو روز گذشته تاکنون‌ بیش‌ از ‌100‌ بار پس‌ لرزه‌ در قم‌ و اطراف‌ آن‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌‌ .

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 8:51 بعد از ظهر | لینک ثابت |
تمبر مزین به تصویر مولانا در آمریکا منتشر شد 

۲۹ خرداد ۱۳۸۶

 

درآستانه هشتصدمين سال تولد مولانا جلال‌الدين محمد بلخي و درحالي كه سازمان ملل متحد خود را براي برگزاري بزرگداشت مولانا آماده مي‌كند، تمبر مولانا در آمريكا منتشر شد.

اين تمبر با نمايي از نقاشي استاد بهزاد، نقاش بزرگ ايراني، منتشر شده است.

همچنين قرار است هفتم تيرماه ( ‪ ۲۶‬ژوئن) مراسم گراميداشت مولانا در سازمان ملل برگزار شود.

اين مراسم مشتركا از سوي ايران، تركيه و افغانستان تدارك ديده شده و داراي دو بخش علمي و هنري است.

در بخش علمي، سخنراناني از سه كشور و نيز انديشمنداني از آمريكا به بررسي ابعاد شخصيتي و عرفاني مولانا جلال‌الدين محمد بلخي خواهند پرداخت.

به گزارش ايرنا، دربخش هنري نيز هر سه كشور برنامه‌هايي را تدارك ديده اند. اين برنامه‌ها به همت نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل تدارك و پيگيري مي‌شود.

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 8:32 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آخوندهای حاکم برای نزدیک شدن به سنیها  از قبر دراویش و صوفیها مایه میگذارند

نمونه کاملی از زرنگیهای خاص ملاها در ایران

دبيركل مجمع تقريب اسلامي در بيانيه اي خطاب به اتحاديه جهاني علماي مسلمان از تعطيلي مقبره منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولولو خبر داد. دكتر « محمد سليم العوا » دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان در گفت وگو با سايت خبري شبكه العربيه اظهار داشت :

« اين مقبره قبر قديمي يكي از صوفيان بوده كه دولت ايران چند روز پيش آن را تعطيل كرده است . تخريب اين مكان نيازمند تصميم طرفهاي مسئول محلي و نيازمند زمان بيشتري است اما خبر تخريب آن را نيز ممكن است به زودي بشنويم . تعطيلي اين مقبره پس از تلاشهاي اتحاديه جهاني علماي مسلمان صورت گرفت و هياتي از اين اتحاديه نيز در چند ماه گذشته به ايران سفر كرده و علاوه بر بررسي موضوعات روابط اهل تسنن و شيعيان به ويژه در كشورهاي عراق و لبنان موضوع وجود مقبره اي براي قاتل خليفه دوم در شهر كاشان را مطرح و آن را از موانع تقريب ميان مذاهب اسلامي دانستند.  البته در اين سفر فهميديم كه بسياري از مسئولان دولتي حتي نام اين مقبره را هم نشنيده اند اما پس از بررسي تصميم گرفتند كه اين مقبره تعطيل شود و اين اقدام را به ما نيز اطلاع دادند. پيش از اين و در همايش گفت وگوي ميان مذاهب اسلامي كه در ابتداي سال جاري در شهر دوحه قطر برگزار شده بود; بسياري از علماي اهل تسنن از علماي شيعه ايران خواسته بودند مقبره ابولولو قاتل خليفه دوم در شهر كاشان تعطيل شود."

 آيت الله تسخيري در بيانيه خود خطاب به دكتر محمد سليم العوا دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان آورده است :

« خدا را شكر تلاش هاي ما با بسته شدن دري از درهاي فتنه به نتيجه رسيد و قبر يكي از دراويش قديمي كه برخي عوام آن را قبر ابولولو مي دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم كه اين مزار برچيده شود.

دبيركل اتحاديه جهاني علماي مسلمان نيز با صدور بيانيه اي اين خبر را تاييد كرده است . همچنين آيت الله تسخيري پيش از اين در گفت وگويي با سايت خبري شبكه العربيه اعلام كرده بود ابولولو فرد مجرمي بوده كه در شهر مدينه حد اسلامي بروي اجرا شده و جنازه وي در اين شهر دفن است و جنازه اي هم به ايران منتقل نشده است.

کتیب: اگر جنازه ابولولو به ایران منتقل نشده و محل مزبور مدفن یک درویش بوده چرا باید بسته و برچیده شود؟

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 10:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |
تاثیر تصوف ایران برجهان

 

درکنفرانس مراکش بررسی شد

رسایت خبری بازتاب :روز گذشته دومين همايش بين‌المللي «نقش تصوف در تربيت روحي» در شهر «الجديده» مغرب برگزار گرديد.در اين همايش، محققاني از كشورهاي مغرب، جمهوري اسلامي ايران و آمريكا پيرامون اين موضوع به ارائه ديدگاههاي خود پرداختند.

 

احمدعلي نورعلي‌وند، يكي از دو محقق ايراني شركت‌كننده در اين همايش، با شاره به هجدهمين سالگرد ارتحال ملكوتي امام خميني(ره) اظهار داشت: همانطور كه مي‌دانيد آن حضرت تمام عمر پر بركت خويش را صرف خدمت به اسلام و احياي شعائر ديني تعليمات عاليه اسلام نمودند. ايشان در حالي كه فقيه و عالم ديني بودند، عارفي بزرگ و سياستمدار توانمندي بودند و هميشه مسلمانان را به وحدت و همبستگي دعوت مي‌كردند.

نورعلي‌وند افزود: گر چه حضرت امام(ره) معروف به احياگر نظريه ولايت فقيه بودند ولي از آثار ايشان استنباط مي‌گردد كه به "ولايت انسان كامل" اعتقاد داشتند.
وي در خصوص ارتباط عرفان با حكومت اين مطلب را از كتاب «آداب الصلاة» حضرت امام نقل كرد كه «عارف سالك الي الله پس از پايان سير و سلوك الي الله و في الله، وظيفه دارد بندگان خدا را به راه تكامل هدايت كند و به آباداني سرزمين‌ها بپردازند».

نورعلي وند با ذكر مطالبي از كتاب «شرح حديث جنود عقل و جهل» و وصيتنامه امام خميني(ره) نتيجه گيري نمود: «حضرت امام ولي فقيه را تنها يك فقيه نمي دانستند كه از قوانين اسلام آگاهي دارد، بلكه بايد شخصي باشد كه علاوه بر دانش و آگاهي از احكام دين، راه سير و سلوك و مراتب اخلاق عاليه را پيموده و داراي دو صفت عدالت و تقوي باشد. اداره جامعه اسلامي بايد در دست كساني باشد كه به دور از هواي نفس و مطيع دستورات الهي باشند و اداره جامعه را حكومت بر مردم ندانند».

محمد عجم، محقق ديگر ايراني در اين همايش با بيان سابقه تاريخي عرفان و تصوف در ايران و تاثير آن بر تصوف و عرفان ساير مناطق جهان، به بيان توضيحاتي در مورد تاثير عرفان مولانا جلال الدين بلخي بر عرفان جديد غربي پرداخت و به استقبال جهان غرب از ترجمه آثار ايشان و نامگذاري امسال به نام مولانا از سوي يونسكو اشاره نمود و ضمن مقايسه اشعار عرفاني مولانا و اشعار عرفاني امام خميني(ره)، عرفان جديد عملي را بر پايه خودسازي فردي و اهتمام به مسائل اجتماعي، انساندوستي، تسامح و مدارا عنوان نمود.

اين همايش با مشاركت وزارت اوقاف و امور اسلامي مغرب، دانشگاه «شعيب الدكالي» شهر الجديده، گروه مطالعات تصوف، مدح و سماع دانشكده اين دانشگاه و جمعيت طريقه قادريه بودشيشيه برگزار گرديد 


نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 7:54 قبل از ظهر | لینک ثابت |

مقايسه دو بخشنامه در خصوص دراويش

 

ای مقصد ایجاد سرازخاک بدر کن                 وز مزرع دین این خس و خاشاک بدر کن

زین پاک زمین مردم ناپاک بدر کن                       ازکشور جم لشگر ضحاک بدر کن

وزگله اغنام بران گرگ ستمکار

نظر به فشارهای ایجادشده بردراویش از سوی مأمورین وزارت اطلاعات و اخراج آنان از سمتهای آموزشی درکشور، برآن شدیم تا بخشنامه نخست وزیری وقت ایران ، جناب آقای میرحسین موسوی ، به کلیه وزارتخانه ها ، سازمانها ، نهادها و ارگانهای دولتی و استانداران سراسر کشور و بخشنامه هیأت عالی گزینش به کلیه هیأتهای مرکزی گزینش را منتشر نماییم تا با مقایسه این دو بخشنامه دولتی از سوی مقامات عالی رتبه نظام ایران که به فاصله سه سال از هم تنظیم و ابلاغ شده اند ، مشخص شود که دستهای خبیثی چون حزب حجتیه و حزب کمونیست که در وزارت اطلاعات ایران نفوذ کرده اند مانع از اتحاد ملت ایران و اجرای قانون در کشور می گردند و با اعمال فشار بر سلسله دراویش و سایر فرق تصوف ، سعی در کشاندن کشور به ناامنی و بی نظمی دارند :

 

 

 

جمهوری اسلامی ایران

 

 

نخست وزیر

 

بسمه تعالی

بخشنامه به کلیه وزارتخانه ها ، سازمانها، نهادها و ارگانهای دولتی و استانداران سراسر کشور

 

وظیفه همه مدیران اجرائی کشور ، اجرای کلمه به کلمه قانون اساسی و حراست از حقوق همه آحاد ملت درچهارچوب قوانین و مقررات کشور اسلامی است . متأسفانه شنیده شده است که گاهی تعصبات غیرمعقول و اجتهادهای شخصی باعث گردیده که در بعضی از مناطق و شهرها این اصل نادیده گرفته شده و در رأی گزینشهای ادارات ، سنی یا شیعه بودن افراد مؤثر واقع شده و یا آنکه با تفسیر به رأی خود از سیاستهای دولت  موجب وهن آن گردیده اند . گزارشهای رسیده به اینجانب حاکیست که در برخی مناطق آحاد « اهل حق » ، نه تنها از پذیرش در نهادها و ادارات منع شده اند بلکه حتی تأسف بارتر از آن اینکه جلوی تحصیل آنان گرفته شده است و این درحالی است که جوانان اهل حق ، در طول جنگ همراه رزمندگان دلیر کشورشان جنگیده و شهید داده اند و در عملیات اخیر مرصاد در ضربه به منافقین کوردل به راستی شهامت و وفاداری خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اثبات کرده اند . موضوع بالا در جلسه رؤسای محترم سه قوه نیز طرح گردید و همه بالاتفاق بر این عقیده بودند که این نوع اعمال خلاف قانون ، برخلاف مصالح کشور و برخلاف شعارهای وحدت طلبانه ای است که نظام مقدس جمهوری همواره از آن حمایت کرده است . فلذا اکیداً به همه دستگاههای اجرائی بویژه مدیران کل آموزش و پرورش تذکر داده می شود که با نظارت دقیق خود جلوی اینگونه تکرویهای اجرایی را با قوت بگیرند و در برخورد و کنارگذاشتن افرادی که نظر خود را بر سیاستهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ترجیح می دهند تردید به خود راه ندهند .

ما وظیفه داریم که با رعایت موازین و اصول قانون اساسی زمینه وحدت و محبت را بین اقشار مختلف ملت و بین برادران مسلمان فراهم آوریم .

میرحسین موسوی

نخست وزیر

19/8/67

 

جمهوری اسلامی ایران

ریاست جمهوری

 

بسمه تعالی

 

به کلیه هیأتهای مرکزی گزینش

 

با سلام ، با توجه به وضعیت دراویش از لحاظ وابستگی سران آنها به نظام طاغوت و غرب و فعالیت آنان در اشاعه فرهنگ غرب در پوشش اسلام و منحرف نمودن اقشار جامعه مقتضی است نسبت به بکارگیری آنها نکات ذیل رعایت گردد .

1-   عدم بکارگیری آنها در مشاغل حساس و کلیدی

2-   حتی المقدور از استخدام آنها خصوصاً در مراکز فرهنگی ، آموزشی ، صدا و سیما ، وزارت ارشاد ، دانشگاهها و آموزش و پرورش و ... ، سیاسی ، امنیتی خودداری گردد .

3-   از مراکز اطلاعاتی نسبت به اخذ اطلاعات بیشتر استعلام گردد .

4-   نسبت به هرمورد خاص ، هسته های گزینش تابعه موظفند نظر آن هیأت محترم و یا این هیأت را جویا شوند .

بدیهی است منظور افرادی است که وابستگی تشکیلاتی به جریانهای مذکور داشته و در برابر امر ولایت فقیه و مرجعیت و تقلید بی تفاوت و یا مخالف عملی هستند و در مراسم اجتماعی و شعائر مذهبی ( جمعه و جماعات ) شرکت نمی نمایند و وابستگی آنها نیز احراز شود .

دری نجف آبادی

دبیر هیأت عالی گزینش

 

ملاحظه می فرمائید که  نیروهائی درشبکه اطلاعاتی کشور ایران جهت اختلاف میان مسلمین نفوذ کرده اند که هویت آنها فوقاً به عرض رسید . حال این وظیفه خطیر برعهده سیستم امنیتی ایران بالاخص وزارت اطلاعات ، وزارت کشور ، وزارت دادگستری ، شورایعالی امنیت ملی ، شورای امنیت کشور و  سازمان بازرسی کل کشور قرار دارد که برای حفظ حیثیت نظام اسلامی ، این نیروهای نفوذی را شناسایی نموده و نظام حکومتی کشور را تطهیر نمایند . 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 7:42 قبل از ظهر | لینک ثابت |
                                                                                                                                          حمله به سفارت خانه ها و هزينه سازي بچه گانه براي كشور
بیایید تصور کنیم که پلیس سکوت می کرد یا در مقابل مهاجمان شکست می خورد و تجمع کنندگان خشمگین موفق می شدند وارد محوطه سفارت شوند؛ در چنان شرایطی حمله کنندگان واقعاً می خواستند چه کنند؟ آیا میزبانان و مهمانان داخلی و خارجی شان را کتک می زدند و میزهای پذیرایی را می شکستند یا سفارت را به آتش می کشیدند یا ...؟

عصرایران؛ گروه تحلیل اخبار - پنجشنبه گذشته، در مقابل سفارت انگلیس در تهران، غوغایی به پا بود؛ جمعی از دانشجویان - که خود را متعلق به بسیج و جنبش عدالتخواه دانشجویی معرفی می کردند - در آنجا جمع شده بودند و علیه انگلیس و مهمانان ایرانی سفارت که به جشن تولد ملکه الیزابت 81 ساله دعوت شده بودند، شعار می دادند. آنها، مهمانان را "خائن" می خواندند و آنها را به "خجالت کشیدن" دعوت می کردند.

تجمع کنندگان، همچنین سعی در ممانعت از ورود مهمانان به محوطه سفارت داشتند و حتی آنها را تهدید می کردند: "اعدام انقلابی نتیجه ورود است".

پرتاب تخم مرغ و گلوله های رنگی به سمت سفارت، حمله به سمت درب سفارتخانه، هجوم دانشجویان به اتومبیل حامل دسته گل اهدایی سفیر عراق و ... باعث شد سرانجام همانگونه که انتظار می رفت، ماجرا به درگیری کشیده شود و نیروی انتظامی با استفاده از قوه قهریه مانع از اقدامات بعدی تجمع کنندگان شود ... .

***
تجمعات غیرقانونی مقابل سفارتخانه ها، مدتی است که در تهران باب شده است و البته، تاوان اصلی این تجمعات را، نیروی انتظامی در داخل و دستگاه دیپلماسی دولت نهم در خارج می پردازد.

در این میان آنچه باعث تاسف است اینکه مرتکبان این اقدامات فراقانونی، کسانی هستند که خود را به اسم "دانشجو"،" بسیجی"، "عدالتخواه"، و ... معرفی می کنند و این در حالی است که آنها، نه نماینده اکثریت دانشجویان هستند، نه نماینده بسیجیان و نه منعکس کننده آرمان های عدالتخواهانه ملت. آنها، فقط "خودشان" هستند.

***
براستی اینگونه اقدامات چه نفعی برای کشور دارد؟ آیا جز این است که چهره ه ای خشن و غیر منطقی از ملت ایران در افکار عمومی جهانیان به نمایش می گذارد؟ 

آیا جز این است که به کشورهایی که سفارتخانه هایشان مورد حمله قرار گرفته است این فرصت را می دهد که به دولت ایران اعتراض کنند؟ راستی، اگر سفیر ایران در لندن به وزارت خارجه انگلیس احضار شود، چه پاسخ قانع کننده ای می تواند به این قبیل اقدامات بدهد؟ آیا او نیز باید همانند تجمع کنندگان خشمگین، شعار بدهد و به صورت دیپلمات ها، تخم مرغ گندیده بکوبد و بیرون بیاید؟

تردید نکنید که اینگونه اقدامات، جز آنکه باعث تضعیف اعتبار و جایگاه بین المللی کشور شود، حاصلی ندارد.

تجمع اعتراض آمیز در مقابل سفارتخانه های خارجی،|آن هم به صورت قانونمند، تنها موقعی قابل پذیرش است که از سوی کشوری، اقدامی علیه ملت ایران صورت گرفته باشد والا برگزاری یک میهمانی آن هم در داخل سفارت (که جزیی از خاک آن کشور محسوب می شود) چه تهدیدی را متوجه دولت یا ملت ایران می کند که باید در مقابل سفارت تجمع و با سنگ و چماق و تخم مرغ و خشم و هیاهو، برای رسانه های خارجی، سوژه درست کرد؟!


به راستی، مگر کشور وزارت اطلاعات و وزارت خارجه و شورای عالی امنیت و ... ندارد که چند دانشجوی خشمگین، این چنین احساس تکلیف می کنند که "مانع از توطئه انگلیسی شوند"؟!

***
نیروی انتظامی نیز همانند مرغی شده است که سرش را هم در عزا می برند و هم در عروسی.

از پنجشنبه گذشته ، افراطیون، حملات سنگیني را علیه نیروی انتظامی آغاز کرده اند که چرا از بیگانگان و مهمانان خائن آنها حراست کرده و در مقابل به یک عده دانشجوی بی پناه که از سر غیرت و میهن دوستی حمله کرده است؟!

به راستی نیروی انتظامی چه می باید می کرد؟ مگر نه این است که مسوولیت حفاظت از اماکن دیپلماتیک با نیروی انتظامی است و اگر کوچکترین کوتاهی در این باره داشته باشد باید پاسخگو باشد؟

آیا باید نیروی انتظامی، صرفا نقش ناظر را ایفا می کرد؟

شاید هم برخی ها  انتظار داشتند پلیس از حمله دانشجویان پشتیبانی می کرد و برایشان مهمات می آورد!

***
راستی! بیایید تصور کنیم که پلیس سکوت می کرد یا در مقابل مهاجمان شکست می خورد و تجمع کنندگان خشمگین موفق می شدند وارد محوطه سفارت شوند؛ در چنان شرایطی حمله کنندگان واقعاً می خواستند چه کنند؟ آیا میزبانان و مهمانان داخلی و خارجی شان را کتک می زدند و میزهای پذیرایی را می شکستند یا سفارت را به آتش می کشیدند یا ...؟

 هر اتفاقی که می افتاد، بزرگترین بازنده آن، جمهوری اسلامی ایران بود، یعنی همانی که مهاجمان با ادعای حمایت از آن وارد عمل شده بودند!

از آن گذشته چرا دانشجویان معترض به سیاست های انگلیس، به نیروهای پلیس کشور خودمان حمله کردند؛ آیا جز این بود که پلیس ایران در حال اجرای وظایفی است که "جمهوری اسلامی تحت ولایت ولی فقیه" به دوشش گذاشته است؟!

براستی، برای برخی ها اعتبار و حیثیت نظام، چیزی جز بازیچه نیست.

***
ما، همانند "برخی ها" فکر نمی کنیم که همه باید مثل یکدیگر فکر کنند. بنابراین، به اینکه عده ای معترض برپایی جشن تولد ملکه الیزابت و دعوت از ایرانی ها برای شرکت در آن باشند، اعتراض نداریم. اعتراض حق همه است همانطور که ما، به اقدامات تجمع کنندگان اعتراض می کنیم ولی این اعتراض نباید موجب نقض قانون و خدشه دار شدن حیثیت جهانی کشور شود.
بنابراین معترضین می توانستند تجمعی قانونمند و آرام در مقابل سفارت داشته باشند و بدون تعرض و درگیری اعتراض خود را مطرح کنند.

براستی چرا خیلی از ما ایرانی ها فکر می کنیم برای "اعتراض" باید رگ گردن هایمان را متورم کنیم و سنگ بپرانیم و چماق بزنیم؟!

(((به  راستی  در تخریب  حسینیه شریعت هم همینگونه بود ؟؟)))

این  انگلیسی  بی  شرم  ضد ولایت فقیه  باید مورد تکریم  واقع شود ........

شعار مرگ بر  ضد ولایت  فقیه  و انگلیسمان بلند است و مراجع  تقلیدمان  را  باید از  آنجا  به  مملکت  اسلامی بر گردانند؟؟

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 7:42 قبل از ظهر | لینک ثابت |

 

 

با درگذشت آيت الله محمد فاضل لنکرانی در شنبه ۲۶ خرداد ۸۶ جمهوری اسلامی يکی از مراجع حامی خود را از دست داد.

آيت الله فاضل لنکرانی از شمار مراجعی بود که به رغم باقی ماندن در قم در ساختار حکومت جمهوری اسلامی به خصوص پس از درگذشت آيت الله اراکی جايگاه قابل توجهی يافت. اين جايگاه از زمان معرفی از سوی جامعه مدرسين حوزه علميه قم به عنوان مرجع اعلم در سال ۷۲ تا هنگام مرگ در ۲۶ خرداد ۸۶ تداوم يافت

محمد فاضل موحدی  لنکرانی در سال ۱۳۱۰ هجری شمسی در شهر قم به دنيا آمد. پدرش از مهاجران قفقاز و مادرش از طوايف قم بود.

پدر وی که سال ها در مشهد مقدس و حوزه علميه زنجان به تحصيل وتدريس اشتغال داشت، يک سال بعد از تاسيس حوزه علميه قم از سوی آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حائری يزدی وارد حوزه علميه قم شد و در سال های پس از آن به جمع نزديکان و اصحاب استفتاء آيت الله بروجردی پيوست.

وی مدرسه ابتدائی را در مدارس جديد تا ششم ابتدائی گذراند و پس از آن برای تحصيل علوم دينی به حوزه علميه قم وارد شد.

فاضل لنگرانی پس از گذراندن دروس ادبيات و سطح، قسمتی از کتاب رسائل و مکاسب را نزد پدر خود و بخشی را نيز نزد آيت الله سلطانی و شيخ عبدالجواد جبل عاملی و آيت الله شيخ مرتضی حائری آموخت. دوستی وی با مصطفی خمينی از کودکی اين دو را به هم مباحثه يکديگر بدل کرد.

آيت الله فاضل لنکرانی در کارنامه سياسی قبل از انقلاب خود تبعيد چهار ماهه به بندر لنگه و دو سال و نيم تبعيد به يزد را دارد.

در سال های پس از انقلاب نيز وی همواره حامی استاد خود آيت الله خمينی بود. در زندگینامه ای که دفتر اين مرجع تقليد انتشار داد، از وی به عنوان يکی از روحانيونی نام برد که در پذيرش رهبری از سوی علی خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی نقشی موثر داشته است.

حجت الاسلام جواد فاضل در اين خصوص گفته است: رهبر فعلی جمهوری اسلامی در ملاقاتی که با آيت الله فاضل لنکرانی گفته است که  در جلسه مجلس خبرگان بعد از درگذشت آيت الله خمينی «اگر صحبت شما نبود، من از پذيرش اين مسووليت استنکاف می کردم.»

به گفته جواد فاضل، «در آن جلسه چند نفر صحبت کردند، از جمله ايشان خطاب به آيت الله خامنه ای به اين نکته اشاره نمود که ما بايد تشخيص دهيم که چه کسی بايد اين مسووليت را عهده دار شود، نه شما.»

آيت الله فاضل لنکرانی در سال های پس از انقلاب نيز در قم باقی ماند. بخشی از اين شرايط نظر خود وی بود، چنان که نزديکان وی نقل کرده اند که در سال های پس از انقلاب، آيت الله بهشتی از وی گله کرده بود که چرا  برای کمک به ما تهران نمی آيد و آقای لنکرانی  پاسخ داده بود:«شماها حوزه را رها می کنيد و از توجه عميق به آن غافليد و در حوزه ديگر کسی نمانده که من به تهران بيايم.»

بخشی از عدم ورود وی به بخش های اجرایی حکومت نيز به دليل نظر آيت الله خمينی بود. از سيد احمد خمينی نقل شده است که «ما هر وقت لازم بود برای عده ای نامه بفرستيم و کاری رجوع کنيم ، اسم آقای فاضل را هم به امام می داديم و امام به اسم آقای فاضل که می رسيد می فرمود: ايشان بايد در حوزه باشد.»

صدور حکم ارتداد

در يک دهه اخير نقش آيت الله فاضل لنکرانی در عرصه های سياسی و اجتماعی پر رنگ تر شد. از جمله مواردی که نام وی را به شهرت جهانی رساند صدور فتوای واجب القتل بودن دو روزنامه نگار جمهوری آذربايجان است که يک سال قبل صادر کرد.

دفتر آيت الله فاضل لنکرانی در آذرماه سال ۸۵  اعلام کرد که اين مرجع تقليد در پاسخ به نامه جمعی از مقلدان خود در جمهوری آذربايجان در خصوص مقاله ای از رافق تقی، روزنامه نگار مجله صنعت در اين جمهوری با عنوان«ما و اروپا» فتوا داد:«فردی که چنين مقاله ای نوشته، اگر مسلمان زاده باشد، به دليل ارتداد (برگشتن از دين اسلام) و اگر کافر باشد به دليل توهين به پيامبر اسلام بايد به قتل برسد و قتل او بر هر کسی که به وی دسترسی داشته باشد لازم است.»

وی در عين حال تاکيد کرد که سمير صداقت اوغلو سردبير و مسئول نشريه ای که مقاله چنين نويسنده ای را چاپ کرده نيز همين حکم را دارد.

آيت الله فاضل لنکرانی از حاميان «مرتد اعلام کردن» سلمان رشدی از سوی بنيانگذار جمهوری اسلامی بود.

وی در سال ۱۳۷۷ پس از  مذاکرات وزرای خارجه انگليس و جمهوری اسلامی ايران در نيويورک، و انتشار اخباری در خصوص اينکه دولت جمهوری اسلامی پذيرفته است تا اقدام عملی برای به قتل رساندن سلمان رشدی ترتيب ندهد، با انتشار بيانيه ای از پابرجایی «حکم ارتداد» سلمان رشدی خبر داد.

وی در اين بيانه اشاره کرد که «به دنبال انتشار برخی از خبرها مطلع شدم که دنيای کفر خصوصاً دولت انگليس توهم لغو فتوای الهی تاريخی امام راحل نسبت به قتل سلمان رشدی مرتد را نموده است، لازم ديدم در اين رابطه اعلام نمايم که اين فتوا به هيچ وجه قابل نقض و يا تغيير نيست و اکنون نيز بر همه مسلمانان جهان اجرای آن واجب است، و چنانچه دولت محترم جمهوری اسلامی ايران تصميم به مباشرت در اقدام به اجرای اين فتوا را نداشته باشد، ليکن بايد در رديف حاميان اين فتوا باشد و بدانند حوزه علميه و امت انقلابی ايران که صددرصد در رابطه با امام قلبشان می تپد هرگز اجازه نخواهند داد اين فتوا دستخوش سياست های خارجی و روزمره گردد و نيز بدانند کتاب سلمان رشدی در واقع کتاب دولت انگليس است.»

آقای فاضل لنکرانی در ادامه بيانيه خود در اين خصوص آورده بود: «همانطوری که اين شخص پليد در شرح حال خود اعتراف می کند که تمام سرفصل های اين کتاب به هدايت آن دولت بوده است و اين دولت با سابقه سياهی که در برخورد با اسلام دارد چنانچه زمينه را فراهم ببيند صدها سلمان رشدی و يا بدتر از او تربيت خواهد نمود. خداوند متعال نظام مقدس جمهوری اسلامی را از هر گزندی مصون بفرمايد.»

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 7:40 قبل از ظهر | لینک ثابت |
خلاصه و مختصر می گم :

 

     هر که با آل علی در افتاد ور افتاد

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 0:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |





 
business articles