تبليغاتX
خورشید حق
<meta

رحلت جناب آقای امینی

آقاي امينی مجاز نماز کاشان امروز دوشنبه در چندقدمي منزل خود در اثر يک سانحه مشکوک رانندگي چشم از دنيا فروبست. با تسليت به بازماندگان ايشان وبلاگ خورشید حق مراتب تاسف و تاثر و نگراني عميق پيروان سلسله نعمت اللهي گنابادي را به جهانيان اعلام ميدارد.
اين اتفاق ساعت يک ونيم بعداز ظهر اتفاق افتاد.

مدیریت وبلاگ :

بدینوسیله مراتب تاثر و تاسف خود را به عموم فقرا و خانواده محترم ایشان اعلام میداریم.

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 11:9 بعد از ظهر | لینک ثابت |
متن نامه اعتراض چند نفر از مردم شهر بیدخت به پایگاه خبری شهرستان گناباد
وهن به اعتقادات مردم شهرستان گناباد و به ویژه اهالی شهر بیدخت

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

                                    اگر دشنام فرمايی و گر نفرين دعا گويم
                                       جواب تلخ می‌زيبد لب لعل شکرخا را *

امروز متأسفانه بحث دراویش نعمت اللهی گنابادی، به سکوی پرتابی برای کسب شهرت و منصب تبدیل شده که هر کس که در خود توان بالا رفتن را نمی بیند، با پا زدن بر این سکو، خود را در مدتی کوتاه به اوج شهرت می رساند و از این دست کم نیستند که در یکی ملموس ترین موارد، می توان از آقای عبدالله زاده مهنه نام برد که هیچ اسم و رسم و آوازه و کسوت قلمی نداشت و با چاپ مقاله توهین آمیز وی در روزنامه خراسان، اکنون گل سرسبد تحریریه روزنامه خراسان شده و به ندرت پیش می آید که هفت روز بگذرد و از ایشان دستنوشته ای در این روزنامه نبینیم. البته امیدواریم این سایت که خود را نماینده شهرستان گناباد معرفی می کند، با چنین هدفی اقدام به این کار نکرده باشد که خدای نکرده اگر همین افراد و همین سکو، زیر پای آنان را خالی کنند، چه بسا که هنگام پرتاب، به پایین نیز سقوط کنند.

این که دراویش را گنابادی معرفی کرده اند، دلیل تعمیم جزء به کل نیست. همانگونه که شما که خود را گنابادی معرفی می کنید، دلیل بر این که همه گنابادی ها، مثل شما هستند و طرز تفکر همسو با اهداف شما را دارند نیست.
این که دراویش و اهل تصوف و عرفان در همه جا با نام گناباد شناخته شده اند، دلیل بر آن نیست که همه جا گنابادی ها با نام درویش شناخته شوند. شما که خود را دانشجو معرفی می کنید و آن هم از دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع)، اگر اندکی با فلسفه آشنایی داشته باشید، باید مطلب مذکور را درک کنید.
این که بیشتر جمعیت آنها در جاهای دیگری هستند، شکی نیست. ولی این که کمتر از 5 درصد جمعیت شهرستان را درویش معرفی نموده اید، کذب محض است. چرا که حداقل نیمی از اهالی شهر بیدخت به تنهایی، اهل تصوف و عرفان هستند.

به گمان شما چه هدف خاصی برای این که از افراد فوق به عنوان دراویش گنابادی نام ببرند وجود دارد؟

شما چگونه خود را دانشجویان شهر گناباد معرفی می کنید؟ آیا هیچ دانشجوی دیگری جز شما 5 نفر در شهرستان گناباد وجود ندارد؟
اگر وجود دارند، آیا نظر آنها را هم سنجیده اید؟ چه کسی به شما وکالت داده که خود را با عنوان دانشجویان گناباد معرفی کنید ؟
آیا می دانید از اهالی شهر بیدخت (یکی از شهرهای شهرستان) به تنهایی بیش از 100 نفر، در مقاطع مختلف در دانشگاه های داخل و خارج کشور مشغول به تحصیل هستند؟

در مورد نامه شما چند مطلب هست که باید متذکر شویم:
دراویش نعمت اللهی به اسم گناباد شناخته شده نیستند. چرا که مریدان شاه نعمت الله ولی خود به شاخه های دیگری منشعب شده اند که این گروه، یکی از آنها و بزرگ ترین و معتبر ترین و تنها گروهی هستند که عقاید آنها با عقاید شاه نعمت الله ولی کاملا یکسان است. بنابراین دراویش گنابادی، فرقه ای از چند فرقه دراویش شاه نعمت اللهی به شمار می آیند که اگر با نام نعمت اللهی ذکر شوند، مشمول فرق دیگر نیز خواهد شد. به عنوان مثال همه خراسانی ها گنابادی نیستند. شما اگر بخواهید از گنابادی ها نام برید آیا می گویید خراسانی ها ؟ ضمن این که اگر گناباد به تنهایی ذکر شود، شاید اصلا کسی نداند که گناباد کجاست ولی اگر بدانند که گناباد کجاست، ذکر گناباد بسنده می کند.
پس در محدودکردن قلمرو ابتدا کوچکترین دامنه شناخته شده، (مثل خراسان، مثل نعمت اللهی) ذکر می شود، سپس محدود ترین دامنه (مثل گناباد، مثل دراویش گنابادی)

نوشته اید این گروه در گناباد مشکلی به حساب نمی آیند. این گروه در هیچ جایی و برای هیچ کسی مشکل ساز نیستند، مگر برای آنهایی که اگر کسی با این دراویش آشنا شود، ممکن است منافعشان در اثر این آشنایی به خطر افتد.
این گروه در هیچ جای دیگری خبرساز نیستند و اصولا به خودی خود کاری نکرده اند که خبرساز باشد و یا چیز تازه ای داشته باشد.
آنها که طبق سخنان آیت الله شهید مطهری، هنگامی که وجه فرهنگی موردنظر باشد با اصطلاح عرفا، و هنگامی که وجه اجتماعی موردنظر باشد با عنوان صوفی یاد می شوند، در حیطه معنوی به عبادت و عرفان، در حیطه رفتار به منصوب به تصوف و در حیطه عمومی و اجتماعی مانند همه افراد دیگر به کار خود مشغولند.
اصولا یک انسان ساکت است و فریادی نمی کشد، مگر آن که به قول معروف سوزنی به وی اصابت کند که در این صورت فریاد غیر ارادی است.

از ننگ چه گويی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است *

و آخرین مطلب این که وای بر ما که از تصور انتصاب به آنها احساس ننگ می کنیم.
آیا نام آنها که در دین، مسلمان و در مذهب و مسلک شیعه دوازده امامی و دنباله رو راه ائمه و منتظران ظهور منجی این عالمند توهین به ماست؟
آیا نام آنها که از علمای جهان اسلام و از مجتهدین طراز اول و از مفسرین قرآن ( که امام خمینی ره، در تفسیر خود را کمتر از آنها می بیند) توهین به ماست؟ *
آیا آنها که دنباله رو راه شاه سید نعمت الله ولی، شیخ فرید الدین عطار نیشابوری، شیخ ابی عمران سعید بن سلام مغربی، خواجه عبدالله انصاری، شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، شمس تبریزی، فیض کاشانی، شیخ المشایخ معروف کرخی، و ... و امامان معصوم ، و شاگردان شیخ ملاهادی سبزواری، و هم عقیدگان خواجه نصیر الدین طوسی، حافظ و ... هستند توهین به ماست؟

آیا نام آنها که پیروان پیامبری هستند که فرموده " الفقر فخری " و می گویند " رب انی لما انزلت اِلَیّ من خیر فقیر " توهین به ماست؟

شما اگر ارتباط عرفان و تصوف با یک محدوده جغرافیایی خاص را توهین به عقاید خود قلمداد می کنید، بدانید که به عنوان یک ایرانی بسیار بیشتر به شما توهین شده است تا به عنوان یک گنابادی.

در پایان لازم است یاد آور شویم که ما بر خلاف شما منتظر جواب نیستیم و اصولا سؤالی درکار نبوده که شما جواب دهید.
خود دراویش نعمت اللهی گنابادی نیز ، هیچ گونه اهمیتی برای این گونه مسائل و توهین ها قائل نیستند زیرا از مجادله بر حذر شده اند و در جواب سخنان ناسزاوار تنها خاموشی اختیار می کنند. ما نیز که خود از دراویش نیستیم، باید به عرض برسانیم که این توضیحات تنها در جهت این بود که اگر نمی دانید، متذکر شوید.

والسلام علی من التبع الهدی


 


 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 10:8 بعد از ظهر | لینک ثابت |
روزنامه ميهن به جرم چاپ تصاوير بزرگان صوفيه گنابادي توقيف شد.
 
 

غلامحسين كرباسچي، مديرمسوول و صاحب امتياز اين روزنامه درباره‌ي توقيف روزنامه و ابلاغ آن به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: دادسرا طي يك ابلاغيه‌ي كتبي به ما گفته كه ديگر روزنامه منتشر نشود. گفته‌اند كه مراحل دادرسي اشكال داشته است بنابراين روزنامه نبايد منتشر شود.

وي درباره‌ي اين كه آيا موارد جديدي به عنوان شكايت مطرح شده است گفت: شكايتي به ما ابلاغ نشده است البته در حكم اشاره شده كه بعد از توقيف هم مواردي به عنوان تخلف وجود دارد كه پرونده‌اي در اين باره تشكيل شده است.

در پي انتشار دو  مصاحبه روزنامه هم ميهن با دكتر بيژن بيداباد در روزهاي دوم و سوم تير ماه جاري و چاپ عكسهايي از بزرگان دراويش اين روزنامه با حكم سعيد مرتضوي، دادستان عمومى و انقلاب تهران كه از مأموران وزارت اطلاعات مستقر در قوه قضائيه ميباشد در 11 تير توقيف شد.

متن مصاحبه ها را در اينجا ببينيد:

http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-02/346.htm

http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-03/346.htm

روزنامه هم ميهن در دو نوبت در تاريخ دوم و سوم تيرماه اقدام به چاپ عكس و مصاحبه با بيداباد با عناوين "درويش اقتصاددان"  و "پشت پرده پروژه لينك" نمود. اين شمارههاي روزنامه در دو روز متوالي تا ظهر ناياب و نسخ آن تا چند هزار تومان در همان روز به فروش رسيد. ادارات اطلاعات برخي از شهرستانها، شماره هاي اين روزنامه را پس از پخش جمع آوري نمودند و در شهرهاي شمالي كشور بدون صفحات مصاحبه پخش شد.

در اين گزارش عكسي از بيداباد در دفتر كارش چاپ شده كه او در زير عكسهاي بزرگان دراويش گنابادي قرار دارد. يكي از اين تصاوير متعلق به حاج علي تابنده از قربانيان قتلهاي زنجيره اي مي باشد. عكسهاي ديگر تصاويري از علامه ملا سلطانمحمد بيدختي صاحب تفسير بيان السعاده است كه امام خميني در تفسير سوره حمد از او تمجيد فراوان كرده است و ديگري آيت الله سلطانحسين تابنده گنابادي از مشاهير علما و عرفا و ديگري دكتر نورعلي تابنده از شخصيتهاي سياسي و مردمي قبل و بعد از انقلاب مي باشد كه هم اكنون قطب و پيشواي سلسله درويشان نعمت اللهي گنابادي مي باشد.

                                دکتر بیدآباد

 

 

        

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 10:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اهانتی آشکار به هنر و موسیقی

 

حدود دو ماه قبل در یاداشت " فقه اسلامی و موسیقی ایرانی " به این نکته اشاره کردم که تا هنگامی که فقه اسلامی که خط مشی و استراتژی سیاست های فرهنگی را در حکومت جمهوری اسلامی تعیین می کند ، تکلیف خود را با موسیقی ایران روشن نکند ، جفا و خیانت آشکار به موسیقی ایران همچنان ادامه خواهد داشت ؛ و امروز یکی از بارزترین نمونه ها از جفایی که صدا و سیمای ایران در حق موسیقی روا می دارد را در اینجا روایت می کنم!

به این تصویر دقت کنید !

این اجرای زنده ای از موسیقی سنتی در صدا و سیمای ایران است و آن دیوار هایی که می بینید ، دیوارهایی بین سازها و موسیقی سنتی ایران و نوازندگان آنها و بینندگان است ! این دیوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بینندگان است تا خدای ناکرده نکند با دیدن سازهای موسیقی به گناه گرفتار نشوند . من نمی دانم که آیا چنین نمونه ای از سانسور با این همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبین در تاریخ رسانه ای دنیا وجود دارد یا نه اما باید بگویم که بعضی اوقات با دیدن این نمونه ها به این می اندیشم که گویا سیاست هدفمندی در راستای نابودی هنر و موسیقی ایران وجود دارد وگرنه حقیقتا این نمونه آشکار از سانسور با چه هدفی می تواند انجام شود .

هنگامی که در یاداشت " سخنی با استاد محمد رضا لطفی " از استاد محمد رضا لطفی خرده گرفتم که چرا استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود برای همین نشانه هایی بود که از صدا و سیمای ایران می دانم !

در گفتگوهایی که با یکی از نزدیکان استاد محمد رضا لطفی نیز داشتم به ایشان گفتم که من معتقدم استاد محمدرضا لطفی و بقیه استادان موسیقی ایران برای دفاع از آینده فرهنگ و موسیقی ایران ، باید صدا و سیما را در زمینه همکاری های موسیقایی تحریم کرده و عطای آن را به لقایش بخشند . استادان موسیقی باید در همه گفتگو ها و با استفاده از تمامی امکانات خود این اهانت آشکار را به چالش بکشند ! شاید با تحریم صدا و سیما از سوی همه بزرگان موسیقی و عدم اجازه به این دستگاه عریض و طویل برای استفاده ابزاری از آنها در کوتاه مدت گروهی از دوستاران موسیقی از ارتباط با موسیقی آنها محروم شوند اما من معتقدم این دین و تعهد مهمی است که تمامی استادان موسیقی ایران به آینده این هنر دارند .

استادان موسیقی ایران باید با صدای رسا به این نکات اشاره کنند که در حالی که ساز و موسیقی خودمان در رسانه خودمان نمایش داده نمی شود ، جوان ایرانی در کجا باید ساز های ایرانی را ببیند و با موسیقی خودمان آشنا شوند . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای دیگر همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند ، در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازها را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آنها آشنا شود .

معتقدم از تمامی رسانه ها و ابزار موجود برای به چالش کشیدن صدا و سیما و مسوولان فرهنگی ایران در زمینه موسیقی باید استفاده کرد تا این صدا را به گوشهای ناشنوایشان رساند که تا زمانی که موسیقی ، ابزاری بین برنامه ای برای این رسانه است و تا زمانی که این رسانه به موسیقی به صورت جدی توجه نمی کند و تا هنگامی که هنوز حق اولیه و ابتدایی اجازه ی نمایش ساز در این رسانه وجود ندارد ، این رسانه هیچ حقی برای انتقاد از رشد موسیقی های زیرزمینی و بی توجهی به موسیقی ایرانی و ... ندارد. ..

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 9:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

نامه احمدي نژاد نشانه ظهور است

فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت نهم در خاطره يي از پدرش علي دواني اظهار داشت که وي نامه احمدي نژاد را يکي از نشانه هاي ظهور امام زمان (عج) مي دانست. رجبي که در همايش جنگ رواني عليه دولت نهم سخن مي گفت، ادامه داد؛ امروز اثرات اعتقادات احمدي نژاد را در سخنان چاوس رئيس جمهور ونزوئلا مي بينيم. وي اظهار داشت؛ مرکز تحقيقات امريکا مطالعاتي درباره تز دکترين مهدويت آيت الله مصباح يزدي به همراه احمدي نژاد در حال پيگيري آن هستند و اين مرکز آن را به عنوان مهمترين نقطه يي که مي بايست مورد حمله قرار گيرد، برشمرده است.رجبي گفت؛ احمدي نژاد به اين دليل با افتخار برنامه هاي هسته يي را اعلام مي کند.

محبوبيت احمدي نژاد

شنيديم قاسم روانبخش يکي از شاگردان مصباح دبير سياسي هفته نامه پرتو در تبيين محبوبيت احمدي نژاد گفت؛ کاپشن احمدي نژاد را در بازارهاي مکه روي دست مي برند و مي گويند هرچه از اينها داريد، بفرستيد. وي در همايش بررسي عوارض جنگ رواني عليه دولت نهم گفت افراد محبوب عرب ها سيدحسن نصرالله، احمدي نژاد و اسد هستند يعني آدم هايي که شجاعت دارند.

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 9:54 بعد از ظهر | لینک ثابت |
سردبیر ارگان مصباح، احمدی نژاد را با حضرت علی (ع) مقایسه کرد

تير 1386


به گزارش خبرگزاري ايسنا، «قاسم روانبخش» طي سخناني در همايش «بررسي عوارض جنگ رواني عليه دولت نهم» گفت: هم‌اكنون نيز پس از 25 سال! عدالت در حاكميت ما به جاي خود برگشته و كساني كه در يك سال اصلاحات 420 هزار سكه توزيع مي‌كردند، امروز آرام نمي‌نشينند. كساني كه زمين‌هاي بين ماهان و كرمان را به قيمت هر متر 35 ريال خريدند و به عنوان 7 باغ و 7 آسمان تقسيم كردند و هرمتر آن را بين 200 تا 300 هزار تومان فروختند، آيا آرام مي‌نشينند؟

روانبخش با بيان اينكه «تبليغ مي‌كردند كه علي(ع) سياست بلد نيست و ما مي‌بينيم امروز همان حرف‌ها را به شكل ديگر عليه احمدي‌نژاد مي‌زنند.»، ادامه داد:‌ امروز در حرف‌هايي كه برخي در نماز جمعه تهران مي‌زنند و سياسيون بر روي آن مانورمي‌دهند، يكي از ايرادات جدي كه به احمدي نژاد مي‌گيرند اين است كه چرا وزراي اصلاحات و كارگزاران را كنار زده و مديران با تجربه را كنار گذاشته‌اي؟ البته آن‌ها تجربه بخور بخور و رانت خواري را داشته‌اند و اگر مردم آن‌ها را مي‌خواستند در سوم تير انقلاب نمي‌كردند.

دبير سياسي هفته‌نامه پرتو ادامه داد: در زمان حضرت علي(ع) مي‌گفتند كه علي به خواص پول بدهد. امروز نيز برخي‌ها كه امتياز مي‌خواهند، كساني هستند كه تا شب سوم تير حمايت مي‌كردند و در روز چهارم تير عوض شدند، چون امتياز وزارت مي‌خواستند.

وي گفت: آن‌ها كه سياست تنش‌زاديي و گفت‌وگوي تمدن‌ها را داشته‌اند، آيا توانستند به يك سفر امارات بروند؟ اين در حالي است كه وقتي احمدي‌نژاد به آن‌جا رفت، نخست وزير همان كشور گفت اجازه بدهيد كه من راننده‌ شما بشوم.

وي هم‌چنين به نوع پوشش رييس‌جمهور اشاره كرد و گفت: كاپشن احمدي‌نژاد را در بازارهاي مكه روي دست مي‌برند و مي‌گويند هرچه از اين‌ها داريد بفرستيد. توجه داشته باشيد كه حس ناسيوناليست عرب‌ها خيلي بالاست و بر اساس آخرين نظر سنجي‌ها افراد محبوب عرب‌ها سيدحسن نصرالله، احمدي‌نژاد، اسد هستند يعني آدم‌هايي كه شجاعت دارند. كشورهاي آمريكاي جنوبي اعتقاد عجيبي به اسلام پيدا كرده‌اند و نمونه آن چاوز مي‌باشد كه تا الان سه بار به ايران آمده است.


نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 9:52 بعد از ظهر | لینک ثابت |





 
business articles