روز جهانی قدس
روز وحدت یا تفرقه
انسجام اسلامی یا تفرقه اسلامی
روز حمایت از فلسطینیان یا روز بسیج بر علیه ایرانیان ؟!!
روز حمایت از برادران اهل سنت یا روز شیعه کشی وصوفی کشی ؟
روز وحدت یا روز تفرقه ؟
روز مبارزه با صهیونیست یا روز مبارزه با شیعیان ؟
شرمتان باد . روز قدس را روز احیای انجمن حجتیه نموده اید ؛؟!!
شرمتان باد، اگر شما مدافع مرجعیت هستید وای به حال اسلام ، وای به حال تشیع و وای به حال مرجعیت !!!!
اعتقاد شما به تشیع شعاری بیش نیست ، شما وارثان اسلام ابو سفیانی و دشمنان علی (ع) واولاد او هستید.
وارثان حقیقی تشیع،صوفیان حقه را ضاله میدانید تا غاصب بودن دینی خود را بپوشانید.
تهمت میزنید و دروغ میگویید و برای خود دشمن فرضی میسازید و بر علیه این دشمن فرضی قیام میکنید . و آن را دفاع از مرجعیت و تشیع مینامید .
کدام عالم نمائی دستور حمله و تخریب حسینیه سیدالشهدا را صادر می نماید؟!!
اسلام و تشیع شما به دستور کدام دشمن خارجی دیکته شده است؟
روی معاویه ، یزید و شمر را سفید کرده اید، لعنت الله علی القوم اظالمین
پيرو اخبار قبل در ساعت 14:45 ( 13 مهر 86 ) مهاجمين اوباشي كه تحت نام بسيج و حذب الله در كوچه حسينيه دروايش نعمت الهي گنابادي كرج تجمع نموده بوده اند و تعداد آنها حدوداً 200 نفر بوده توسط نيروي انتظامي متفرق شده اند و هنوز تعداي از آنها در كوچه هاي اطراف پراكنده مي باشند.
ضمن تشكر از نيروي انتظامي ، برادران ايماني مواظب حركت هاي خصمانه معاندين اسلام و تصوف باشند.
طبق آخرین اخبار رسیده از کرج ساعت (۲:۳۰) بعد از ظهر اراذل و اوباش ها یا همون بسیجی ها جلو درب حسینیه هستند و مشغول به شعار دادن هستند و نیروی انتظامی نیز در محل حاضر است.
فقرا هم در حسینیه و جلوی درب حسینیه حاضر هستند و کوچکترین عکس العملی نشان نمیدهند.
آخرین اخبار تا دقایقی دیگر
خبر های تکمیلی به محض اطلاع منتشر خواهد شد.
همچنین مسیول مقاومت بسیج و فرماندهان انتظامی بروجرد در دوشب پیش که اراذل و اوباش قصد حمله به حسینیه را داشتند با مجموعه مدیریت حسینیه مذاکره نموده و عنوان داشتند که اینان از ما نیستند و ضمن برایت از تجمع کنندگان آنان را بسیجی نما لقب دادند این سخنان آنان در حالی است که هم اکنون در مصلی امام خمینی بروجرد عده ای در حال تهیه طومار علیه دراویش بروجرد میباشند که این عمل آنان بدون اجازه همان مسیولین امکان پذیر نمی باشد
نماینده بروجرد که خود عضو کمیسیون امنیت ملی کشور و از مسیولیت تامین امنیت شهرستان است به طور ضمنی جهت همکاری با روحانی نماهای بروجرد پیشنهاد نوشتن طومار به دنبال قانوني جلوه دادن و مردمي نشان دادن برخرود هاي خصمانه خود علیه دراویشمي باشند
در نماز جمعه امروز در حال پخش اعلامیه های علیه تصوف می باشند و مسلما تهیه طومار و پخش اعلامیه و دیگر تجمعات علیه دراویش سلسله نعمت اللهی بروجرد بدون اجازه مقامات بالاتر و تایید همان فرماندهان میسر نمی باشد .
با تمام این تحرکات اغتشاش آمیز و تنش زا هم چنان جناب آقای مدیری مجاز نماز محترم بروجرد با دعوت فقرا به خویشتن داری و سکوت در مقابل جاهلان متعصب سعی در ایجاد آرامش دارند.
اخبار كرج
طبق خبرهاي واصله عده اي از معاندين تصوف تهديد نموده اند كه بعد از نماز جمعه به حسينيه كرج حمله خواهند كرد. براردان ايماني مواظب تحركات آنان باشند.
اخبار بروجرد
معاندين توصف در نماز جمعه بروجرد مردم را تحريك به برخورد با دراويش نموده و با نوشتن طومار به دنبال قانوني جلوه دادن و مردمي نشان دادن برخرود هاي خصمانه خود مي باشند. لازم به تذكر است سخنران امروز نماينده بروجرد در مجلس بوده است.
پخش اعلاميه ها ، شعارها و حرف ها ، تهمت ها و دروغ ها ، همه تكراريست و فتوا دهندگان اين برنامه به دنبال كسب قدرت بيشتر بلكه حاكميت نظام هستند. كودتاي خزنده توسط شكست خوردگان انجمن حجتيه و پيروان آنها در حال انجام است و دروايش مظلوم قربانيان اين جنگ قدرتند اما بايد معاندين تصوف بدانند هر عمل اجتماعي عكس العملي دارد كه معلوم نيست نتيجه آن بر همان پاشنه اي بچرخد كه توقع داريد.
۱۲۱
زندگی نامه جناب آقای حاج سلطان حسین تابنده رضا علیشاه
قطب سي و هفتم

عالم حقايق ايماني و عارف معارف رباني، زين العرافاء و قرّة عين الفقراء الحاج سلطانحسين تابنده رضا عليشاه، فرزند و خليفه قطب الاقطاب و لُبّ الالباب مُولينا المُؤتَمن الحاج شيخ محمد حسن صالحعليشاه طاب ثراه و نتيجه سلطان الحکماء المتألهين و برهان العرفاء الموحّدين مرحوم سلطانعليشاه نوّرالله ثراه ميباشند.
جناب آقاي رضا عليشاه تولد با سعادتش در ۲۸ ذيحجة الحرام ۱۳۳۲ قمري برابر ۲۵ آبان ۱۲۹۳ شمسي از عفيفه کريمه معظّمه صبيه مرحوم آقاي ملا محمد صدرالعلماء بوده است.
پس از ايام رضاعت و صباوت، به آموختن خواندن و نوشتن نزد مرحوم ملا خداداد خيبرگي مشغول گرديد. سپس مقدمات عربيت را در بيدخت نزد مرحوم آقا ملامحمد رحماني نودهي مشهور به اديب و بعد نزد مرحوم ملامحمد اسماعيل رئيس العلماء، و معاني و بيان را نزد مرحوم آقا ملامحمّد صدرالعلماء و معالم و شرايع و شرح لمعه و شرح منظومه حکمت و منطق را در محضر انوار مرحوم آقاي صالحعليشاه طاب ثراه استفاده نمود.
در سال ۱۳۱۰ شمسي (۱۳۵۰ قمري) به امر پدر بزرگوار براي تکميل تحصيلات به اصفهان مسافرت فرمود. و در آنجا اشارات و قوانين را نزد مرحوم آقا شيخ محمّد گنابادي و اسفار را نزد مرحوم آقا شيخ محمود مفيد و شرح مکاسب و هندسه و هيئت را نزد آية الله مرحوم حاج آقا رحيم ارباب و فرائدالاصول را نزد آقاي حاج سيد مرتضي خراساني معروف به جارچي و کفايةالاصول را نزد مرحوم آية الله آقاي سيد محمّد نجف آبادي استفاده نمود و موفق به اخذ اجازه روايت گرديد.
و در همان اصفهان تحصيلات خود را ادامه داد و شرح فصوص و بعض علوم ديگر را نزد مرحوم آقا شيخ اسدالله ايزد گشسب (درويش ناصرعلي) تلمذ نمود و پس از پنج سال توقف در اصفهان به تهران آمده، وارد دانشکده معقول و منقول شد و از آقايان مرحوم عصار و مرحوم مشکوة و مرحوم آشتياني و ساير اساتيد محترم استفاده علمي نمود. ضمناً در دانشسراي عالي مشغول تحصيل گرديد و در سال ۱۳۱۸ شمسي موفق به اخذ گواهينامه ليسانس شد. بعداً مدتي در تهران توقف فرمود و در سال ۱۳۲۱ شمسي به بيدخت تشريف برد و در خدمت و ملازمت پدر بزرگوار و استفاضه از محضر انوار و انجام دستورات سلوکي ايشان اقامت نمود.
و در سال ۱۳۱۶ شمسي (۱۳۵۶ قمري) با صبيه مکرّمه مرحوم آقاي دکتر علي نورالحکماء ازدواج فرمود و در هفتم ذيحجة الحرام ۱۳۶۴ قمري (۲۲ آبان ۱۳۲۴ شمسي) خداوند متعال اولين فرزند سعادتمند ذکور به نام علي که سومين فرزندشان است، به ايشان عنايت فرمود. دومين فرزند ذکور ايشان به نام محمد است که در سوم ربيع الثاني ۱۳۷۴ مطابق نهم آذرماه ۱۳۳۳متولد شده و فرزندان ذکور ايشان منحصر به اين دو نفر ميباشد.
در سال ۱۳۶۴ قمري (۱۳۲۴ شمسي) به عزم تشرّف عتبات عاليات حرکت فرمود و به آستانه بوسي اعتاب مقدسه عراق مشرف شد و در ضمن به ملاقات علماء اعلام و حجج اسلام و مراجع تقليد از قبيل آية الله مرحوم آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني و آيات الله آقاي حاج آقا حسين قمي و آقاي حاج شيخ عبدالکريم زنجاني و مرحوم آقاي سيد هبة الدين شهرستاني و مرحوم آقاي حاج شيخ محمد حسين آل کاشف الغطاء، موفق و مورد احترام آنان واقع گرديد و در سفر بعدي در سال ۱۳۶۸ قمري در نجف اشرف از آية الله مرحوم آل کاشف الغطاء پس از امتحان و پرسش بعض مطالب غامض فقهي و اصولي به اجازه اجتهاد نائل گرديد.
پس از درک استفاضه کامل از زيارات اعتاب مقدسه در سال ۱۳۶۴ قمري به طرف سوريه حرکت فرمود و در دمشق به زيارت مزار کثيرالانوار حضرت زينب سلام الله عليها و ساير مقابر اهل بيت موفق گرديد و پس از گردش در شهرهاي حمس و حلب به بيروت رفته و از آنجا به طرف مصر حرکت نمود و در قاهره و اسکندريه نقاط تاريخي و مراکز علمي و امکنه تماشائي را مشاهده فرمود و از مصر به فلسطين تشريف برد و به زيارت مسجداقصي و مسجد صخره موفق شد و ضمناً کليساهاي مهم مانند کليساي قيامت و کليساي مريم و کليساي جِتسيماني و ساير کليساها را ديدن فرمود و به خليل الرحمن و بيت اللحم و زيارت مرقد مطهر حضرت موسي عليه السلام موفق گرديد و از آنجا به سوريه و سپس به عراق حرکت فرمود و از راه بصره به ايران مراجعت نمود. پس از توقّف چندي و رفتن به قم و زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها و ملاقات آيات الله و حجج اسلام به تهران آمد و از آنجا به گناباد تشريف برد. و تحت تربيت و مراقبت پدر عاليمقدار به رياضت و مجاهده و تزکيه نفس و تصفيه قلب مشغول گرديد و پس از خالص شدن از کدورت نفسانيه و منزه شدن از تبعات و لوازم عالم طبع و نيل به فناء در توحيد و انغمار در احديت و سير کامل مراتب سلوک، در شعبان ۱۳۶۹ قمري به اخذ اجازه امامت جماعت و تلقين اذکار و اوراد لساني از طرف پدر بزرگوار موفق گرديد و در يازدهم ذي القعده همان سال (۱۳۶۹ قمري) به ارشاد عباد و دستگيري طالبين با لقب «رضا علي» مفتخر گرديد.
سپس در همان سال ۱۳۶۹ قمري (۱۳۲۹ شمسي) براي تشرّف مکه معظمه حرکت نمود و پس از انجام مناسک حج و زيارت روضه منوره نبوي و قبور متبرکه ائمه اربعه بقيع عليهم السلام و ساير مقابر بزرگان به طرف سوريه و لبنان حرکت فرمود و از آنجا به مصر و اردن و فلسطين رفت و پس از تشرف به بيت المقدس و ساير اماکن مقدسه و گردش در شهرهاي معروف لبنان مانند: بعلبک و طرابلس و شهرهاي ديگر به عَمّان رفته سپس به سوي عراق حرکت فرمود و پس از درك زيارت اعتاب مقدسه و ملاقات مراجع تقليد به سوي ايران مراجعت فرمود.
در سال ۱۳۳۳ شمسي مرحوم صالحعليشاه طاب ثراه مبتلا به کسالت شديدي شد، به تهران تشريف آورد و اطباء پس از معاينات دقيق لزوم حرکت ايشان را با اروپا براي معالجه لازم دانسته و با اصرار دوستان و الزام اطباء عازم اروپا شدند. و آقاي حاج آقا تابنده نيز در ملازمت پدر بزرگوار به ژنو تشريف برد و مراقبت و پرستاري کامل در بيمارستان از ايشان مينمود و مدت معالجه قريب سه ماه به طول انجاميد و عمل جراحي انجام شد. در خلال اين مدت بر حسب دعوت و اصرار آقاي شيخ مصطفي سر سلسله طريقه شاذليه که در پاريس مقيم بود، آقاي حاج آقا تابنده به پاريس تشريف برد و مورد استقبال و تجليل کامل واقع گرديد و چند روزي در پاريس توقف فرمود و نقاط ديدني و موزههاي تاريخي و مراکز علمي آنجا را ديدن نمود. در اين سفر آقايان دکتر محب الله آزاده و حسينعلي مصداقي و ابوالحسن مصداقي و حاج مهدي آقا ملک صالحي در ملازمت حضرت آقاي صالحعليشاه طاب ثراه بودند و آقاي دکتر محمد حسين حافظي نيز در آنجا سکونت داشت، در امور پرستاري در بيمارستان مراقبت کامل داشت.
در سال ۱۳۳۶ شمسي (۱۳۷۶ قمري) بنا به دعوت مرحوم آقاي حاج ابوالفضل حاذقي نماينده فرهنگي ايران به افغانستان مسافرت نمود و در مدت اقامت چند روزه شهرهاي هرات، کابل، غزنين، و مزار شريف را گردش کرد و به زيارت مقابر بزرگان و عرفاء موفق گرديد و به طرف پاکستان حرکت کرد و در شهرهاي پيشاور و لاهور و کراچي و کويته گردش نموده به ايران مراجعت فرمود و از زاهدان به کرمان رفت و به زيارت مزار کثيرالانوار حضرت شاه نعمة الله ولي طاب ثراه در ماهان موفق شد و سپس يه يزد و اصفهان و شيراز و کاشان و قم تشريف برده، به تهران مراجعت فرمود و پس از توقف چندي به گناباد تشريف برد. در سال ۱۳۳۸ شمسي هم سفري به شهرهاي شمالي و غربي ايران نمود. و در ذيقعده ۱۳۷۹ قمري فرمان خليفة الخلفائي و جانشيني پدر عاليمقدار با لقب «رضا عليشاه» براي ايشان صادر گرديد.
در سال ۱۳۸۰ قمري (۱۳۴۰ شمسي) در ملازمت پدر بزرگوار براي انجام عمره رجبيه به مکّه معظمه و مدينه طيبه مشرّف گرديد و ولادت با سعادت مولاي متقيان صلوات الله عليه را در مکه معظمه و روز بعثت پيغمبر اکرم (ص) را در مدينه منوره مشرّف بود و از آنجا در ملازمت پدر عاليمقدار به عَمّان و فلسطين رفته، به زيارت بيت المقدس و اماکن مقدسه موفق گرديد؛ سپس به طرف عراق حرکت فرمود و به زيارت عتبات عاليات مشرف گرديده، به ايران مراجعت فرمود.
در سال ۱۳۸۲ قمري مطابق اوائل سال ۱۳۴۲ شمسي نيز بر حسب اجازه پدر بزرگوار به مکّه معظمه براي حج تمتع و پس از زيارت روضه منوّره نبوي و ائمه اربعه بقيع (ع) و حرم مطهر حضرت زينب عليهاالسلام در دمشق و رفتن اردن و بيروت در محرم ۱۳۸۳ به تهران مراجعت نمود. مکرر هم به زيارت مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه، عليه آلاف الثناء و التحيه، مشرّف ميشد و به افتخار خدمت در کشيک سوم آستان ملک پاسبان رضوي (ع) مفتخر گرديد.
در هشتم ربيع الثاني ۱۳۸۶ قمري (۱۳۴۵ شمسي) آقاي صالحعليشاه طاب ثراه بر حسب معمول به بيروني تشريف آورده و به رسيدگي امور و پذيرائي مشغول شد. ناگاه کسالتي که از سابق مبتلا بود شدت يافت و به اندرون تشريف برد و اطباء حاضر شده و مشغول معالجه شدند، ولي با کمال تأثر و تألم صبح روز نهم موقع اذان صبح پس از پنجاه سال هدايت و ارشاد در سن ۷۸ سالگي مرغ روح مطهرش قفس تن را شکست و در ملأ اعلي به محبوب حقيقي و معشوق واقعي پيوست، رحمة الله الواسعة عليه، و عالم تشيع و عرفان را عزادار و سوگوار نمود. و جناب آقاي رضا عليشاه تا مدت چهل روز صبح و عصر در مزار متبرک و داخل قريه بيدخت و قراء گناباد به تعزيه داري مشغول بود.
پس از رحلت مرحوم آقاي صالحعليشاه طاب ثراه، به موجب فرمان و وصيت، مسند ارشاد و هدايت و پيشوايي سلسله جليله علويه رضويه نعمة اللهيه سلطانعليشاهي به وجود مقدس آقاي رضا عليشاه زيب و زينت يافت و به امور فقراء و ارشاد طالبين و دستگيري مشتاقين مشغول گرديد. ضمناً رسيدگي به امور کشاورزي و تکميل و توسعه صحنهاي مزار متبرک مرحوم آقاي سلطانعليشاه طاب ثراه و آبادي محل و حفر و تنقيه قنوات اشتغال داشت و در صحن کوثر مهمانسراي مفصلي به هزينه خود براي پذيرايي وافدين و زائرين بنا فرمود و محلي از خود براي هزينه پذيرايي معين نمود.
پس از رحلت آقاي صالحعليشاه طاب ثراه تاکنون يک سفر حج تمتع و ۴ سفر براي انجام عمره به مکه معظمه مشرف گرديده. چند سفر هم در سالهاي ۱۳۴۸ و ۱۳۵۰ و ۱۳۵۸ شمسي به هندوستان و اروپا براي معالجه قلب و روماتيسم مسافرت فرمود. اکنون هم چون کسالتهاي سابق شدت يافته بود در تاريخ ۱۷ بهمن ۱۳۵۹ به هندوستان مسافرت فرمود. در ايران هم بر حسب تقاضا و دعوت دوستان چندين نوبت به شهرهاي شمالي و غربي و جنوبي تشريف برد. در سال ۱۳۵۹ شمسي هم مسافرتي به کرمان و زيارت مقبره متبرکه ماهان و شهرهاي بين راه فرمود.
معمول آن جناب در بيدخت عصرها به صحن مزار تشريف آورده، تفسير منير بيان السعادة را (تأليف مرحوم آقاي سلطانعليشاه طاب ثراه) با بياني جامع که هم عالم کامل و افراد جاهل استفاده مينمودند، تدريس ميفرمايد و در ضمن بيان به مناسبت، نصايح و دستورات مذهبي و اخلاقي و مواعظ لازمه ذکر مينمايد. شبهاي جمعه هم پس از اداي فريضه رساله صالحيه (تأليف مرحوم آقاي نورعليشاه طاب ثراه) را شرح ميدهد.
از وقايع مهم زمان ايشان: انقلاب اسلامي و انقراض حکومت پنجاه ساله پهلوي و خروج شاه در تاريخ ۲۶ دي ماه ۱۳۵۷ شمسي و رفراندوم (همه پرسي) جمهوري اسلامي در فروردين ماه ۱۳۵۸ شمسي انجام گرديد. اميد است اين انقلاب موجب رفاه و آسايش خلق و اجراي قوانين متقنه اسلامي بوده باشد و انتخاب نخستين رئيس جمهوري اسلامي در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۸ شمسي به عمل آمد.
ديگر حمله متجاوزانه حکومت بعثي عراق در مهرماه ۱۳۵۹ به ولايات جنوبي و غربي ايران که کليه طبقات و عشاير ايران که قادر بر دفاع ميباشند با فداکاري و جانبازي مشغول مدافعه هستند و البته با نصرت و فضل الهي دشمن اسلام نابود خواهد شد که الاسلام يعلُوولايعلي عَلَيه [ii].
آقاي رضا عليشاه از فضلاء عصر و علماء و محققين زمان خود محسوب ميگردد و علاوه بر مقام عالي معنويت و روحانيت در فضائل انساني و کمالات نفساني و ملکات فاضله ممتاز و کم نظير است. عشق و علاقه وافري به مطالعه کتب و تهيه آنها و تأليف و تصنيف دارد و کتب مفيده بسياري در موضوعات مختلفه مذهبي و اخلاقي و تاريخي به فارسي و عربي تأليف و تصنيف فرموده که بعض آنها چندين نوبت به چاپ رسيده است و مکرّر هم مقالات علمي و مذهبي از ايشان به فارسي و عربي در مجلات درج شده است.
تأليفات و تصنيفات آن جناب:
۱ - تجلّي حقيقت در اسرار فاجعه كربلا (چهار نوبت چاپ شده)
۲ - رساله خواب مغناطيسي ضميمه کتاب تنبيه النائمين (دو نوبت چاپ شده)
۳ - شرح حال خواجه عبدالله انصاري (دو نوبت چاپ شده)
۴ - ترجمه دعاي ابوحمزه ثمالي (سه نوبت چاپ شده)
۵ - فلسفه فلوطين رومي (دو نوبت چاپ شده)
۶ - نابغه علم و عرفان (دو نوبت چاپ شده)
۷ - فلسفه ابن رشد و ترجمه کتاب «الکشف عن مناهج الادلة في عقايد الملة» (چاپ نشده)
۸ - سير تکاملي و حرکت جوهريه (چاپ نشده)
۹ - تاريخ و جغرافياي گناباد (چاپ شده)
۱۰ - يادداشتهاي سفر به ممالک عربي (چاپ شده)
۱۱ - خاطرات سفر حج (دو نوبت چاپ شده)
۱۲ - گردش در افغانستان و پاکستان (چاپ شده)
۱۳ - يادداشتهاي سفر از گناباد به ژنو (چاپ شده)
۱۴ - رساله رفع شبهات (سه نوبت چاپ شده)
۱۵ - رهنماي سعادت (چاپ شده)
۱۶ - نظر مذهبي به اعلاميه حقوق بشر (دو نوبت به فارسي و انگليسي نيز چاپ شده).
۱۷- ده سخنراني؛
۱۸- قرآن مجيد و سه داستان اسرار آميز عرفاني (سه نوبت چاپ شده)؛
۱۹- سه گوهر تابناک از درياي پرفيض کلام الهي (چاپ دوم، ۱۳۷۶)؛
۲۰- التاريخ المختصر في احوال المعصومين الاربعه عشر (که در ايام صباوت مرقوم فرموده ولي اخيراً چاپ شده است)
۲۱- چهل گوهر تابنده از سخنرانيهاي حضرتش.
مشايخ آن جناب:
۱ - تجديد فرمان جناب آقاي حاج آقا محمد راستين (درويش رونق علي)
۲ - تجديد فرمان جناب آقاي حاج شيخ عبدالله صوفي املشي (درويش عزت علي)
۳ - تجديد فرمان جناب آقاي حاج سيد محمد شريعت (درويش همت علي)
۴ - تجديد فرمان فقير حاج سيد هبة الله جذبي اصفهاني (ثابت علي)
۵ - فرمان دستگيري جناب آقاي حاج آقا محمد جواد آموزگار کرماني (ظفر علي)
۶ - فرمان دستگيري جناب آقاي حاج سيد محمد علي طباطبائي معروف به فاني (فيض علي).
۷- فرمان دستگيري جناب آقاي عبدالغفور ابوالحسن زاده قوچاني (درويش ناصر علي)؛
۸- فرمان دستگيري جناب آقاي حاج شيخ عزيزالله محقق نجفي (مظفر علي)؛
۹- فرمان دستگيري جناب آقاي حاج علي تابنده (محبوب علي)؛
۱۰- فرمان دستگيري جناب آقاي يوسف مرداني (درويش صدق علي)؛
۱۱- فرمان دستگيري جناب آقاي محمد علي ناسوتي شيرازي (هدايت علي)؛
۱۲- فرمان دستگيري جناب آقاي حاج مير مطلب ميرزاده گراشي (مشتاق علي).
۱۳- ضمناً فرمان دستگيري مرحوم آقاي حاج ابوالقاسم نورنژاد با لقب «درويش صابر علي» از فرزندان حضرت آقاي نورعليشاه نيز در سال ۱۳۸۷ قمري (۱۳۴۶ شمسي) صادر ولي قبل از اعلام آن، مشاراليه به رحمت ايزدي پيوست.
مجازين کتبي آن جناب:
۱ - تجديد اجازه جناب آقاي حاج علي محمّد سلطانپور در امامت جماعت
۲ - تجديد اجازه امامت جماعت و اجازه تجديد عهد و تعليم اذکار لساني مرحوم آقاي حاج ابوالقاسم نور نژاد
۳ - تجديد اجازه امامت جماعت و اجازه تجديد عهد و تعليم اوراد مرحوم آقاي حاج علي اکبر عارف کاشاني
۴ - تجديد اجازه امامت جماعت و اجازه تجديد عهد و تعليم اذکار و اوراد لساني جناب آقاي حاج محمّد جواد آموزگار کرماني
۵ - اجازه امامت جماعت شبهاي جمعه و دوشنبه آقاي حاج شيخ محمد متضرّع در لاهيجان
۶ - اجازه امامت جماعت مرحوم آقاي شيخ جعفر فاني در مشهد
۷ - اجازه انعقاد مجلس نياز به جناب آقاي حاج محمّد راستين
۸ - اجازه امامت جماعت آقاي حاج سيد محمد علي طباطبائي
۹ - اجازه امامت جماعت مرحوم آقاي حاج شيخ فتح الله انصاري گراشي
۱۰ - اجازه امامت جماعت مرحوم آقاي حاج مهدي دانايي سمناني
۱۱ - اجازه انعقاد مجلس نياز به جناب آقاي حاج شيخ عبدالله صوفي املشي (عزت علي)
۱۲ - اجازه امامت جماعت مرحوم آقاي محمد علي مودّت شيرازي؛
۱۳ - اجازه امامت جماعت آقاي عبدالغفور ابوالحسن زاده قوچاني
۱۴ - اجازه امامت جماعت آقاي مهندس اخوان اراکي
۱۵ - اجازه امامت جماعت آقاي حاج سيد علي زاهد زاهداني
۱۶ - اجازه انعقاد مجلس نياز به فقير حاج سيد هبة الله جذبي.
۱۷- آقاي قنبر علي همتي در حيدرآباد و ساير بلاد هند؛
۱۸- جناب آقاي حاج علي تابنده؛
۱۹- جناب آقاي حاج شيخ عزيزالله محقق نجفي؛
۲۰- جناب آقاي يوسف مرداني در کرج؛
۲۱- آقاي محمد حسين عزيززاده در بروجرد؛
۲۲- آقاي محمد علي طاهريا در سمنان؛
۲۳- آقاي حاج محمود گنجي نيشابوري در نيشابور؛
۲۴- آقاي شيخ محمد عباس انصاري کشميري در کشمير؛
۲۵- آقاي حاج محمد ابريشمي در تبريز؛
۲۶- آقاي حاج غلامرضا ضيائي در تنکابن؛
۲۷- آقاي دکتر بهمن زند در آمريکا؛
۲۸- آقاي علي طاهري در قوچان؛
۲۹- آقاي حاج سيد احمد شريعت در قم همراه با اجازه تجديد عهد.
مجازين شفاهي آن جناب:
۱ - امامت جماعت آقاي شيخ علي بحراني در ششده فسا
۲ - اجازه امامت جماعت فقراء آقاي حاج شيخ ابراهيم کاظمي
۳ - اجازه اقامه جماعت به آقاي کربلايي اسدالله نورايي در بيدخت
۴ - امامت جماعت آقاي حاج شيخ حبيب الله رازي در تهران
۵ - امامت جماعت جناب آقاي حاجي شيخ عزيز الله محقق نجفي
۶ - امامت جماعت آقاي عبدالمجيد تدين در اردبيل
۷ - امامت جماعت آقاي عباس وجدي در زنجان
۸ - امامت جماعت فقراء آقاي حسينعلي کاشاني در موقع غيبت مجازين.
۹- آقاي جهانباني در گراش؛
۱۰- آقاي براتعلي رابطي در همدان؛
۱۱- آقاي محمد نورايي در بيدخت؛
۱۲- آقاي رفيع محسني در رشت؛
۱۳- آقاي سيد فخرالدين برقعي در قم؛
۱۴- آقاي فرخروز کاشاني در حيدرآباد دکن؛
۱۵- آقاي حاج مير مطلب ميرزاده گراشي در دبي؛
۱۶- آقاي سيد محمد رضا قاعي در کرمان؛
۱۷- آقاي حاج علي عبديزدان در اصفهان؛
۱۸- آقاي محمد علي ناسوتي در شيراز؛
۱۹- آقاي حاج ناصر قلي ضياء در شهرکرد؛
۲۰- آقاي حاج ابراهيم کيمند در کرمانشاه؛
۲۱- آقاي احمد معصومي در اردبيل؛
۲۲- آقاي شيخ عبدالعظيم باستاني پاريزي در پاريز؛
۲۳- آقاي حسن تابان در ارادان گرمسار؛
۲۴- آقاي حاج اسماعيل بهشتي فرد در شاهرود؛
۲۵- آقاي محمد جعفر صالحي در سوئد؛
۲۶- آقاي حاج سيد مصطفي صفوي راد در تهران؛
۲۷- آقاي ناصر آقا ملکي در شيراز.
حضرت آقاي رضا عليشاه متاسفانه در سحرگاه هيجدهم شهريور سال ۱۳۷۱ مطابق با يازده ربيع الاول ۱۴۱۳ دار فاني را وداع گفت و به ملکوت اعلي پيوست. جانشين منصوص ايشان فرزند ارشد ذکورشان حضرت آقاي حاج علي تابنده محبوب عليشاه، ايام ارشادشان کوتاه و فقط چهارسال و چند ماه بود و با کمال تاسف در بيست و هفت دي ماه سال ۱۳۷۵ مطابق با ششم رمضان ۱۴۱۷ از قيد تن جسماني رهايي يافته و روح مقدسش به وصال محبوب رسيد. جانشين منصوص معظم له عم مکرمشان حضرت آقاي حاج دکتر نورعلي تابنده مجذوب عليشاه هستند که اينک مقام قطبيت و ارشاد در سلسله جليله نعمت اللهي گنابادي مزين به وجود ايشان است.
--------------------------------------------------------------------------------
[i] - خداوند متعال را شاکر و سپاسگزار است که اين ذره بيمقدار را با ضعف مفرط و ناتوانائي بيحد، قدرت و توفيقي عنايت فرمود که شرح مختصري از حالات مُروجُ الشّريعه، قطب الطريقه، مجلي الحقيقه مولانا و مقتدانا الحاج سلطانحسين تابنده رضا عليشاه ادام الله برکاته و ابقاء را تا اين تاريخ ۱۴۰۱ قمري (۱۳۵۹ شمسي) به عنوان متمّم اين کتاب به رشته تحرير در آورد. «تراب اقدام فقراء نعمة الّلهي سلطانعليشاهي: سيد هبة الله جذبي»
[ii] - وقايع مهم اخيري که در زمان ايشان رخ داده عبارتند از: ۱) خاتمه جنگ ميان عراق و ايران و متجاوز خوانده شدن عراق. ۲) درگذشت بنيانگذار انقلاب اسلامي و تعيين حضرت آيت الله خامنه اي به مقام رهبري انقلاب.

محمدرضا شجریان از اجرای موسیقی سنتی زنده در کنگره بین الملی شمس تبریزی در خوی خبر داد.
شجریان ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت : این برنامه موسیقی همزمان با برپایی کنگره در خوی برگزاری خواهد شد.
وی با اشاره به ویژگیهای بارز شخصیتی مولانا افزود : شکوه و عظمت یافتن خوی به لحاظ وجود آرامگاه شمس تبریزی در این شهرستان است.
استاندار آذربایجان غربی نیز در جریان این بازدید در جمع خبرنگاران با بیان این که تمهیدات لازم برای برگزاری باشکوه کنگره شمس صورت گرفته است، خاطرنشان کرد : کنگره بین المللی شمس تبریزی درنیمه اول آبان ماه امسال با حضور شخصیتهای فرهنگی و ادبی کشور و اندیشمندان مولوی شناس داخلی و خارجی در شهرستان خوی برگزار خواهد شد.
رحیم قربانی در ادامه با اشاره به تقارن برگزاری کنگره بین المللی شمس تبریزی در خوی با همایش کشوری مولانا افزود : برای جلوگیری از تداخل برنامهها افتتاحیه کنگره شمس و مولوی در تهران و اختتامیه آن در شهرستان خوی برگزار میشود.
وی خاطرنشان کرد : همچنین بین آیین افتتاحیه و اختتامیه کنگره شمس و مولانا، مراسم بزرگداشتی نیز در تبریز اجرا میشود.
فرماندار خوی نیز با اعلام آمادگی برای برگزاری اختتامیه کنگره بین المللی شمس تبریزی و مولوی در این شهرستان، بیان داشت : جلسات متعددی برای ایجاد هماهنگی جهت برگزاری بهتر و شایسته این کنگره برگزار شده است.
مقبره شمس تبریزی در دو کیلومتری غرب شهرستان خوی قرار گرفته است. این بنا در زمان شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و برجی استوانه ای شکل با ۱۲متر ارتفاع را شامل میشود که تا ارتفاع ۵۰سانتی متر آن با سنگ و بقیه قسمت ها با آجر ساخته شده است.
این برج با شاخهای بز وحشی تزیین شده و در داخل این بنا آرامگاه عارف بزرگ شمس تبریزی قرار گرفته است.
شمس تبریزی صوفئی گمنام بود که مولانا را متحول ساخت.
مولوی تا سال 642 كه شمس تبریزی را ملاقات كرد، به درس و وعظ پرداخت.
در سال 642ه.ق مولانا، با شمس تبریزی آشنا شد و در پی آن تحولی بزرگ در وی پدید آمد كه باعث شد درس و منبر را رها كند و با شمس به خلوت و سیر و سلوك بپردازد. اما به خاطر ناراحتی شاگردان و علمای متعصب شهر و در پی آن آزار شمس، او از قونیه رفت. مولانا فرزند خود را به دنبال او به شهرهای مختلف فرستاد و در نهایت با اصرار او و نیز شخص مولانا، شمس به قونیه بازگشت. اما پس از مدتی بار دیگر شمس ناپدید شد و تلاش مولانا برای یافتن او بی نتیجه ماند. عده ای معتقدند كه شمس توسط مخالفانش كشته شد. به هر حال مولانا در فراق او به خلوت نشینی پرداخت و اشعار بسیاری نیز سرود.
شاید بتوان ادعا كرد كه مولانا پس از آشنایی با شمس تبریزی و عشق به او بود كه از ظاهر رها و به عارفی كامل و وارسته تبدیل شد و مولانایی شد كه اكنون از او به عنوان عارف و شاعر بزرگ ایران سخن می گوییم:
شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر گنج و كان كه منم
گرچه این آشنایی به بهای رهایی وعظ و تدریس و نیز شوریدن متعصبان بر او بود، اما او را از قال و برون جدا و به حال و درون متوجه ساخت.
به دنبال جریانات بوجود آمده در بروجرد معاندین تصوف به نام های علی کشوری به عنوان سردسته اخلالگران و عبد الرحیم بیرالوند که برادرش به جرم حمل مواد مخدر دو سال است که در زندان به سر میبرد و بهرامی و آخوند لایقی با اشوب طلبی و سخنرانی های پراکنده خود سعی در ایجاد آشوب و درگیری فیزیکی در محدوده کوچه های منتهی به حسینیه دراویش هستند و با تجمع در مسجد میر که به تازگی مجددا فعالیت پایگاهی خود را شروع کرده تهدید می کنند که قصد حمله به حسینیه را دارند.
فقرای بروجرد به محض اطلاع دسته دسته از راه های منتهی به حسینیه سعی در ورود به محدوده حسینیه و داخل ان را دارند ماموران دولتی نزدیکتر شده و دو سرباز هم اکنون جلوی حسینیه مستقر شده اند که تشخیص اینکه برای حفظ نظم و جلوگیری از اغتشاش بوسیله معاندین فقر را داشته باشند مشکل می نماید .
جناب آقای مدیری مجاز نماز محترم بروجرد فقرا را دعوت به تحمل و خویشتن داری نموده اند.
مقارن ساعت 17:10 دقيقه روز چهارشنبه 11 مهر 1386 ، در روز شهادت مولاي درويشان علي ابي طالب (ع) عده اي از نيرو هاي انتظامي بصورتي مشكوك اطراف حسينه دراويش نعمت الهي بروجرد را به كنترل خود در آورده و تردد دراويش را به حسينه خودشان با مشكل مواجه مي نمايند و بعد از آن تعدادي از نيروهاي معاند تصوف تحت عنوان بسيج به همراهي چند تن از روحانيون در كوچه حسينه و اطراف آن تجمع نموده و بعد از ايراد سخنراني با فريادهاي بلند يا حسين به طرف حسينه حركت مي كنند و در نهايت به دو دسته تقسيم و با سينه زني محله را ترك مي نمايند.
این مراسم با اقامه نماز مغرب و عشاء با امامت جناب آقای مدیری مجاز نماز محترم بروجرد در صفوفی به هم پیوسته آغاز گردید و سپس جهت افطار از روزه داران پذیرایی به عمل آمد و علی رغم تبلیغات مسموم بر علیه دراویش که در روز های گذشته صورت گرفته جمع کثیری از مردم بروجرد جهت گرفتن افطاری و بردن به منازل خود تجمع کرده بودند بطوری که برای گرفتن نذری مدت زیادی باید در صف قرار می گرفتند این در حالی است که طبق فتوای پخش شده در سطح شهر گرفتن نذری و وجوهات و وصلت و رفت و آمد با دراویش حرام اعلام گردیده بود .
بعد صرف افطاری مراسم پر فیض شبهای قدر توسط مداحان اهل بیت از فقرای نعمت اللهی آغاز گردید که تجمع در حسینیه به قدری بود که عده ای از فقرا به منظور احترام به غیر فقرایی که حضور داشتند به سمت بیرون و داخل راهرو های حسینیه هدایت میشدند.
این مراسم و آرامش کامل تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت و بعد از سینه زنی و دعا و نیایش فقرا حسینیه را ترک نمودند تا در مراسم امروز که مجدد در حسینیه از ساعت ۹ صبح برقرار است شرکت نمایند.
چهار عکس از جناب آقای محمود گنجی ( حکمت علی )




( نظر یادتون نره )
ساعت سه امروز طی تماس تلفنی با حسینیه دراویش بروجرد اعلام میدارند در صورتی که آقایان کاظمی بیدختی و آقای معروف از مداحان با سابقه اهل بیت که از فقرای سلسله نعمت اللهی می باشند حسینیه بروجرد را ترک نکنند و امشب به مناسبت شبهای احیا و شهادت مولی الموالی علی (ع ) مراسمی داشته باشند به حسینیه حمله خواهند نمود و باید این دو نفر امشب بروجرد را ترک کرده در حسینیه مراسمی برگزار نگردد
خبر های تکمیلی متعاقبا از سایت مجذوبان نور و اخبار گنابادی به اطلاع میرسد.
طی اخبار ارسالی از بروجرد
در تاريخ 86/07/08 در شب احياء ( مقارن با 10 شب ) عده اي از معاندين تصوف در شهر بروجرد به طرف حسينه دراويش سلسله نعمت الهي گنابادي با صورت بسته و چفيه به گردن شروع به سنگ پراني نموده اند ،دروايش موضوع را سريعاً به نيروي انتظامي اطلاع داده و هم اكنون نيروهاي انتظامي در محل حضور دارند.
ضمن تشكر از نيروي انتظامي ،از تمامي برادران ايماني تقاضا داريم مواظب تحركات و توطئه تفرقه افكنانه دشمنان اسلام باشند.
طبق كسب اطلاع امروز صبح از بروجرد ، شب گذشته ( شب احیای ۱۹ ماه رمضان ) ، عده ای از مخالفان تصوف که اخیرا به اشکال مختلف برای دراویش گنابادی در این شهر ایجاد مزاحمت كرده و در پی ایجاد درگیری هستند ؛ هنگام خروج دراویش از مراسم احیا به سوی آنان سنگ پرانی کرده اند که چنانکه در خبر قبلی آمده همان موقع با حضور پلیس متفرق شده اند .
فکر میکردم که این آقای سالوس یا همون (به قول خودش ) سرباز کوچولوی امام صادق اهل نقد هست ولی نگو که ایشون بالا خونه رو دادند اجاره .
خلاصه خدمتتون عرض کنم که این سالوس جون ما خیلی سوتی میده و تا الان هم خیلی بهش تذکر دادم و گوشزد کردم که آقا جون وقتی میخوای چیزی بنویسی حداقل یه کم ( یه کم ) فکر کن ولی بازم اعتنا نکرد و هی نظراتمو پاک کرد .
حالا بهتون ثابت میکنم تا خودتون برید ببینید که اینها فقط و فقط اهل دروغ و شلوغ بازی هستند .
این هم ۲ تا سوتی از ایشون :
۱. این قدر این آقا بی اطلاع هست و هیچ گونه تحقیقی نداشته و فقط به فکر money بوده که چند وقت پیش نوشته بود جناب آقای مردانی قطب سلسله هستند .
2. تو نظرات پست آمیختن حق به باطل امروزش هم فقط و فقط خودش نظر داده البته آقا زرنگه و با اسمهای مختلف نظر نوشته ولی سوتی داده و ۴ تا نظر رو در ۲ دقیقه نوشتند ( از ساعتاش معلومه ) که البته شک نکنید که پنجمیش رو هم آقا نوشتند و ششمیش هم که به اسم خودشه (که البته هر ۶ تا نظر هم فحش هست که از این آقا بیشتر از این هم توقع نباید داشت )و قصد ایشون از این کار اینه که میخواد دشمن های دراویش رو انبوه جلوه بده .
تا نظراشو پاک نکرده برید واین سوتی رو از نزدیک ببینید.
باز هم در آخر از ایشون خواهش میکنم که لطف بفرمایید چه درپست ها و نظرات وبلاگ خودتون و چه نظراتی که برای من میگذارید یه کم ادب خرج دهید و از فحاشی دوری کنید . ( البته میدونم که خیلی سخته برای شما )
