تصوف چيست؟
پيامبر اكرم در حديثي مي فرمايد ا لشريعة اقوالي و الطريقة افعالي و الحقيقة احوالي..........الفقر فخري قوالي اللئالي اثر ابن ابي جمهور لحساوي
تصوف يا طريقت معنويت و باطن دين مي باشد كه در تاريخ اسلام به نام و عنوان تصوف ،طريقت و عرفان رايج شده و سالك و عالم بالله را صوفي و عارف خوانده اند چنانچه عالم به احكام شريعت و عالم ب امرالله را فقيه و مجتهد ناميدند. تصوف بر پايه فقر و نيازمندي ذاتي انسان درمقابل غناي ذات حضرت حق بر پا شده است چنانكه در قرآن آمده است :
- آيه چهارده سوره فاطر : يا ايها الناس انتم الفقراء الي الله و الله غنيٌ حميد.( اي مردم شما در نزد خود درويش و فقير هستيد و خداوند است كه غني و حميد است.
و نيز تصوف ، فقرو درويشي عبارت است از سلوك نفس انساني و قطع تعلق از ما سوي الله تا معرفت شهودي حق و تفويض امر به حق تحت نظر پير و مرشدي كامل كه داراي اذن و اجازه از خدا و رسول و ائمه اطهار مي باشد
هيچ نكشد نفس را جز ظل پير
اعتقادات دراويش سلسله نعمت الهی گنابادی
- دراويش سلسله نعمت الهي گنابادي مسلمان و شيعه اثني عشري مي باشند و به پيامبر و دوازده امام معتقد مي باشند و معتقد هستند كه امام دوازدهم حضرت حجت در غيبت كبري به سر ميبرند و مانند همه شيعيان منتظر ظهور حضرت هستند .
- از نظر تقليد دراويش سلسله نعمت الهي گنابادي در امور شرعي از يكي از مجتهدين جامع الشرايط تقليد ميكنندو هر يك ازافراد در اين سلسله عرفاني مختار به تقليد از هر مرجعي كه خود انتخاب كند مي باشند.
- از نظر شرعي مقيد هستند كه علاوه بر دوري از محرمات و عمل به واجبات تا حد امكان از مكروهات دوري و مستحبات را انجام دهند مانند تقيد به بيداري اسحار،نماز سر وقت ،ذكر دوام و دوام در طهارت......
- فقراء(دراويش سلسله نعمت الهي گنابادي ) معتقدند كه همانطور كه در امور شريعت و احكام بايد از يك فقيه جامع الشرايط تقليد كرد در امور طريقت معرفت و عرفان و كمال روحي از يك عارف كامل و قطب پيروي كنند .اين پير و مرشد بايد داراي اجازه و اذن غير مخدوشه از ائمه اطهار(ع) و حضرت رسول (ص) باشند
- فقراء سلسله نعمت الهي گنابادي مانند تمام اتباع كشور ايران ملزم به رعايت و احترام به قانون اساسي مي باشند از نظر سياسي مانند تمام افراد جامعه آزاد و مختارند اما به عنوان در ويشي و تصوف هيچ نوع گرايش و دخالت در سياست نداشته و ندارند.
- در سلسله گنابادي مسائلي همچو ن رقص و سماع .تقيد به لباس خاص و كشكول وتبرزين .گدايي ودريوزگي وبيكاري و اعتياد مذموم است و وجود ندارد ونيز اين سلسله خانقاه ندارد و از حسينيه هاي خود جهت عزاداري و جشنهاو اعياد مذهبي استفاده كرده ودر ان مكان دور هم جمع ميشوند
- مجالس درويشان گنابادي در حسينيه هاي خود هر شب جمعه و شب دوشنبه با نظم كم نظيري با نمازمغرب اغاز شده و با خواندن كتب نثر وكتب نظم عرفاني همچون سعدي حافظ مولوي و فيض در حالي كه سكوت در مجلس حكم فرماست و دراويش مشغول ذكر قلبي خود هستند به پايان ميرسد
احاديثي در تاييد تصوف
حديث اول:(قال رسول ا...: من سره ان يجلسمع ا... فليجلس مع اهل تصوف
كسي كه از همنشيني با خدا خشنود مي شودبايد با اهل تصوف همنشيني كند) .راوي حديث ابن ابي جمهور احساوي از كتاب بشارت المصطفي لشيعة المرتضي
حديث دوم:(قال رسول ا...:لا تطعنوااهل تصوفوالخرق فان اخلاقهماخلاق النبياولباسهم لباس الانبيا-بر اهل تصوف وصاحبان خرقه ها طعت نزنيد كه هما نا اخلاقشان اخلاق انبياولباسشان لباس انبياست) از منبع قبلي
حديث سوم : ( قال علي ابن ابيطالب:التصوف اربعه احرف تاء و صاد و واو و فاء .والتاء:ترك وتوبه تقي-والصاد:صبر صدق وصفا-والواو:ورد و ود ووفاء-الفاء:فرد فقر فناء
تصوف چهار حرف است تا صاد واو وفا تا:ترك دنيا و توبه وپرهيزگاري است و صاد:صبروراستي وصفاي دل است و واو :توجه ودوستي به ورد ودعاو وفاي به عهد است و فاء:تنها بودن از خلق وفقر الي الله ونيستي وفاني شدن از انانيت است )از كتاب مجلي و غوالي اللئالي تاليف علم جليل محمد بن علي بن ابراهيم بن ابي جمهور احساوي
حديث چهارم:قال امام جعفرصادق:من عاش في ظاهر الرسول فهو سني ومن عاش في باطن الرسول فهو صوفي (حلية الاوليا جلد يك ص بيست) تاليف حافظ ابو نعيم اصفهاني (متوفي چهارصد سي قمري) متابعت رسول سنت است ومتابعت احوال او تصوف:
بزرگان و مشايخ دراويش سلسله نعمت الهی گنابادی
مشايخ اين سلسله كه در زمان ائمه از اصحاب راز و نمايندگان ائمه محسوب مي شوند و بعد از غيبت نيز همانند علماي واقعي شيعه به ترويج معارف و طريقت شيعي مي پرداخته اند از معروف ترين اين بزرگان شاه نعمت الله ولي مي باشد و اقطاب اخير اين سلسله چون در گناباد مي زيسته اند به نعمت الهي گنابادي معروف شده اند از جمله جناب سلطانمحمد سلطان عليشاه شهيدايشان داراي تاليفات بسيار و ارزشمندي در عرفان واسلام مي باشد از جمله تفسير بيان ا لسعادة في مقامات ا لعبادة كه ايت ا... خميني در مقدمه تفسير سوره حمد مي نويسد : از صدر اسلام تا كنون قريب دوهزا رتفسير نوشته اند كه بهترين انها تفسيرهاي ابن عربي . فيض كاشاني و ملا سلطانعلي ( سلطان عليشاه) شهيد و نيز ايت الله خميني اين افرادرا كه كسي در صوفي بودن انها شكي ندارد را عالم طراز اول مي نامد وي در كتاب مصباح الهداية عالم طراز اول را مرز نشين عالم ملك وملكوت كه دستي در ملك ودستي در ملكوت دارد وفيض حق را به خلق مي رساند مينامد.
جناب ساطانعليشاه با مرجع عاليقدر جناب ميرزاي شيرازي در زمان خود بسيار نزديك بوده وميرزاي شيرازي(جريان تحريم تنباكو)نهايت محبت و تواضع را نسبت به ايشان و مراتب علمي و عرفاني ايشان داشته است جناب سلطان عليشاه شهيد كه داراي مقام اجتهاد بوده است اولين كسي بوده است كه در دويست وپنجاه سال پيش فتواي حرام بودن ترياك را اعلام مي نمايند وسر انجام در سحر ماه رمضان همچون مولايش علي(ع) توسط كوردلان جاهل به شهادت رسيد مزار ايشان در بيدخت گناباد است و به مزار سلطاني مشهور مي باشد.
از ديگر اقطاب اخير سلسله گنابادي مرحوم جناب حاج سلطان حسين تابنده گنابادي است كه داراي اجازه اجتهاد از ايات عظامي همچون
ايت ... عظما حاج سيد مهدي درچه اي
ايت ... عظما شيخ محمد رضا مسجد شاهي اصفهاني
ايت ... عظما حاج سيد محمد موسوي نجف ابادي
ايت ... عظما حاج شيخ محمد حسين نجفي ال كاشف الغطاء
مي باشند كه اين اجازات موجود است
ايشان داراي تاليفات ارزشمندي چون
تجلي حقيقت در اسرار فا جعه كربلا
رساله رفع شبهات
قران و سه داستان اسرار اميز
التاريخ المختصر في احوال المعصومين الاربعةعشر
و شانزده اثر ديگر
پير ومرشد كنوني اين سلسله جناب حاج دكتر نور علي تابنده مي باشند كه داراي مدرك دكتري حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه ميباشند .
نظر علماي مشهور در باب تصوف و اين سلسله
عالم رباني محمد تقي مجلسي(مجلسي اول):ايشان در كتاب رساله تشويق السالكين علاوه بر اين كه اعلام مي نمايد كه نزديكترين
راه وصول به معرفت وشناخت حضرت حق تصوف شيعي است و نيز اذعان نموده كه خود نيز در اين طريق گام بر مي دارد ونيز اعلام نموده است كه بسياري از اكابر علماي شيعه چون
سيد رضي علي بن طاووس
شيخ شهيد مكي
ابن فهد حلي
سيد محمود املي
شيخ بها ئي
قاضي نور ا... تستري
خواجه نصير الدين طوسي و بسياري ديكر نتنها در اين طريق سلوك مي كرده اندبلكه مطالب بسياري در اين باب نگاشته اند
عا لم رباني:محمد باقر مجلسي(مجلسي دوم):در ادامه همان كتاب در پاسخ به سوال يكي از مقلدين خويش اعلام ميكند كه علاوه بر خود و پدرشان بسياري از علما در اين طريق وارد وسالك بوده اند
عالم رباني:سيد حيدر املي:در كتاب جامع الاسرار بطور مفصل در موردتصوف سخن گفته اند وصريحا گفته اند كه صوفي كه شيعه نباشد صوفي نيست وشيعه كه صوفي نباشد شيعه نيست وتصوف عين تشيع بلكه تشيع واقعي است
علامه سيد مهدي بهر العلوم:كتاب رساله سير سلوك كه تماما دستورات صوفيه شيعه است رازير نظر بزركان تصوف وقت مي نويسد ولي چون عصر ايشان عصر تكفير وقتل اصحاب تصوف بوده است تقيه نموده واظهار تصوف نكرده اند ولي در كتاب
طرائق ا لحقايق و حديقه الشعرا شرح سر سپردگي ايشان به تصوف راستين موجود است
قاضي نور الله تستري در كتاب مجالس المومنين با ادله محكم اثبات مي كند تمام مشايخ مشهور صوفيه شيعه بوده وطريقه ائمه را داشته اند
ايت ا... خميني در مقدمه تفسير سوره حمد مي نويسد : از صدر اسلام تا كنون قريب دوهزا رتفسير نوشته اند كه بهترين انها تفسيرهاي ابن عربي . فيض كاشاني و ملا سلطانعلي ( سلطان عليشاه) شهيد و نيز اقاي خميني اين افراد كه كسي در صوفي بودن انها شكي ندارد را عالم طراز اول مي نامد وي در كتاب مصباح الهداية خويش عالم طراز اول را مرز نشين عالم ملك وملكوت كه دستي در ملك ودستي در ملكوت دارد وفيض حق را به طالبين مي رساند مينامد
ايت الله مطهري در ابتداي كتاب جلوهاي معلمي(ص سه) ضمن تاكيد بر لزوم وجود مربي ومرشد در امور ظاهري وباطني مي فرمايد كهاين امر فقط در صوفيه نهادينه شده وبا نام بردن از دوتن از اقطاب از جمله جناب سلطان عليشاه (ساطانعلي)دو كتاب از ايشان معرفي مي نمايد
استاد صمدي املي كه از شاگردان علامه حسن زاده املي است در كتاب شرح دفتر دل نتنها به توضيح مراتب و مصطلحات صوفيه ميپردازد بلكه در بسياري از مطالب گاه با ذكر منبع به مطالب مكتوب صوفيه استناد مي نمايدو معاريف صوفيه چون مولوي وسعدي وحافظ و... را از مفاخر ايران واسلام بر ميشمرد
و بسياري ديگر كه از حوصله اين مقال خارج است
درپايان اين مطالب از جهت روشن نمودن اذهان عمومي نسبت به شبهاتي كه از سوي متحجرين ومسلمان نماهاي جاهل و كور دل پديد امده است به رشته تحرير در امد براي اطلاع بيشتر افراد محقق مي توانند به كتب ذيل مراجعه نمايند
خورشيد تابنده انتشارات حقيقت
باب ولايت راه هدايت "
رهبران طريقت و عرفان "
تفسير سوره ا لحمد امام خميني
جلو ه هاي معلمي شهيد مطهري
جامع الاسرار سيد حيدر املي
رساله تشويق ا لسا لكين محمد تقي مجلسي انتشارات نور فاطمه
شرح دفتر دل استاد صمدي املي
عید غدیر خم بر تمامی فقرا مبارک باد
چهار عکس زیبا عیدی خورشید حق به فقرا




( نظر یادتون نره )
فرزند ایشان جدّ ماجد جلیل، جناب ملّاعلی نور علیشاه ثانی(۱۴۱)، نیز كه ایشان هم جامع شریعت و طریقت و در فقه هم مسلّم بودند، رساله مخصوصی در این باب به نام ذوالفقار نوشته و از چند نفر از مراجع زمان خود نیز استفتا نموده و آنان نیز حكم به حرمت آن دادهاند كه در آخر كتاب ضمیمه نمودهاند و به چاپ رسیده است.
حضرت آقای والد مرحوم آقای حاج شیخ محمدحسن صالح علیشاه - قدّس سرّه -(۱۴۲) نیز در محاورات و بیانات خود این امر را تصریح فرموده و انزجار خود را از تریاكی بهطور صریح بیان نموده و حتّی بارها فرمودند كه: «تریاكی از ما نیست، هرچند به ظاهر نزدیك باشد و یا در سلسله وارد باشد.» و در رساله شریفه پند صالح تصریح فرمودهاند كه تریاك و چرس و بنگ هم از مسكرات محسوب و حرام است. خود فقیر هم به تبعیت از فتوی و نظر آن بزرگواران آن را شرعاً حرام دانسته و از آن نهی ميكنم و حتّی در اوان تحصیل نیز با اجازه پدر بزرگوارم - قدّس سرّه - مقالهای در آن باره نوشته كه در چاپ دوم رساله شریفه ذوالفقار در آخر آن به ضمیمه چاپ شده است. و این امر كه حرمت كشیدن تریاك است، در آن زمان از اختصاصات سلسله گنابادی بود ولی اكنون پیروان زیادی دارد كه معتقد به حرمت ميباشند. و حتّی كسانی كه معتاد به كشیدن تریاك هستند، به هیچوجه برای ورود در این سلسله پذیرفته نميشدند مگر پس از آنكه اطمینان پیدا شود كه كاملاً ترك كردهاند و اكنون نیز همانطور است. و حضرت والد بزرگوار جناب آقای صالح علیشاه - قدّس سرّه - چند دستور برای ترك آن فرمودهاند كه در آخر كتاب ذوالفقار چاپ شده است.
مسكرات مایع و حشیش هم همانطور كه در فقه تصریح شه حرام است و اختصاص به باده انگور ندارد بلكه فقاع و نبیذ و غیر آن را نیز شامل است.
مواد مخدّرهای هم كه در سالهای اخیر پیدا شده و خیلی از جوانها را گمراه و معتاد نموده، چون هم به عقل و هم صحّت مزاج و هم از لحاظ اخلاقی بسیار مضرّ ميباشد، به طریق اوْلی حرام و دوری از آن واجب است.
در اینباره نیز بعضی شاید گمان كنند این استدلال و تشبیه تریاك به شراب قیاس است ولی ما ميگوییم قیاس مستنبط العلّه است كه در فقه شیعه هم جائز است؛ زیرا علل حرمت شراب در كشیدن تریاك بهنحو اتمّ موجود است، پس حرمت كشیدن تریاك اشدّ است.
۱۳۹) متولّد در ۲۸ جماديالاولی ۱۲۵۱ قمری و مقتول در ۲۶ ربیعالاول ۱۳۲۷ مدفون در بیدخت گناباد.
۱۴۰) سورة البقرة، ایه ۲۱۹: «و از تو درباره شراب و قمار ميپرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ است.»
۱۴۱) متولّد در ۱۷ ربیعالثّانی ۱۲۸۴ و مسموم و متوفّی در ۱۵ ربیعالاوّل ۱۳۳۷ و مدفون در شهر ری صحن امامزاده حمزه در مقبره آقای سعادت علیشاه.
۱۴۲) در هشتم ذیحجه ۱۳۰۸ قمری متولّد شده و در بیدخت سحرگاه نهم ربیعالثّانی ۱۳۸۶ قمری مطابق ۶ مرداد ۱۳۴۵ شمسی به عالم بالا پیوستند و در جوار جدّ بزرگوار خود جناب سلطانعلیشاه مدفون گردیدند.
نقل از رساله رفع شبهات، تألیف: حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده رضاعلیشاه ثانی قدس سرّه سبحانی، چاپ پنجم، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۷۷.
صوفيه براي تحريك اعصاب ونيل به حالي كه از آن تعبير به بيخودي مي كنند گاه به مواد تخدير كننده يا سكر انگيز متوسل مي شده اند.شاذليه با قهوه به تحريك اعصاب مي پرداخته اند.بعضي ديگر با بنگ وچرس مي پرداخته اند.وبرخي هم دست به شراب مي زده اند.واز اين همه قصدشان رهايي از خود واز خودي بوده است با وسايل مصنوعي(ارزش ميرات صوفيه ص 94)
علامه بزرگوار طباطبائي نيز مقام فنا در تصوف را اينگونه معرفي مي كنند:
صوفيه براى سير و سلوک، آداب و رسوم خاصى را که در شريعت وجود نداشت، به وجود آوردند و راههاى جديدى را پيوسته به آن افزودند و شرع را کنار گذاشتند. تا اينکه به جايى رسيدند که شريعت را در يک طرف ديگر قرار دادند و در محرمات غوطهور شدند و واجبات را ترک کردند و در نهایت به تکدى گری و استعمال بنگ و افيون روی آوردند. اين حالت، آخرين حالت تصوف است که مقام فنا ناميده مىشود.( تفسيرالميزان، ج5، ص 282.)http://www.kherghe.blogfa.com/post-579.aspx
متنی را که از این پس مطالعه می کنید اظهار نظر یک کارشناس![]()
است .بخوانید و به استدلال های منطقی او خرده نگیرید
. از کوزه همان برون تراود که در اوست .
| بزرگان خانواده تابنده که به اصطلاح قطبیت را اداره میکنند در سن کهولت هستند. خاندان تابنده دچار نگرانی شده اند و برای اینکه بتوانند این منصب را در خاندان خود حفظ کنند و دراویش را دور خود نگه داشته و بین دراویش ایجاد وحدت و همدلی صوری کنند، این درگیریها را به وجود میآورند.(((توجه کنید کسانی که به حسینیه ها حمله می کنند خودی هستند . اصلا درویش هستند ولی کمی فرق دارند |
|
تعدادی از صوفیان شهر بروجرد به مسجدالنبی(ص) این شهر ـ که در نزدیکی خانقاه آنان قرار دارد ـ حمله و پس از ضرب و شتم عدهای از نمازگزاران و سنگباران مسجد، روحانی و تعدادی از نمازگزارن را به صورت گروگان به خانقاه منتقل کردند!(((دروغ تا کجا؟؟؟؟؟؟ با پخش خبر این اقدام در شهر، مردم متدین((((که البته خودی بودند )))) بروجرد با تجمع در مقابل خانقاه، اعتراض شدید خود را ابراز داشتند. سرانجام در اواخر شب گذشته بین طرفین درگیری ایجاد شد که این درگیری تا پیش از ظهر امروز ادامه یافت و به برچیده شدن خانقاه مذکور انجامید. گزارشها حاکی است که در این درگیری، تعدادی از مردم زخمی ("("(و صد البته دراویش همه سالم هستند))))و یا دچار شکستگی و مصدومیت شدهاند و حال یکی از آنها بدلیل عارضه مغزی وخیم اعلام شده است. در همین رابطه «ابنا» با «حجت الاسلاموالمسلمین محرابی» کارشناس فرق اسلامی * گفته میشود که این غائله پس از یک درخواست مناظره صورت گرفت. این درخواست از سوی چه کسی یا گروهی پیشنهاد شد؟ * حدود دو سال پیش، شاهد فتنه دراویش در قم بودیم. علت رشد و توسعه این فرقه های ضاله در کشورمان چیست و چه اهدافی را دنبال میکنند؟ البته اینها دچار مشکلات و اختلافات درونی نیز هستند که سعی دارند با برپایی این آشوبها اذهان را منحرف و ایجاد وحدت صوری بین طرفداران خود کنند. مثلاً منازعهای بر سر رهبری دارند. مشکل اینها این است که بزرگان خانواده تابنده که به اصطلاح قطبیت را اداره میکنند در سن کهولت هستند و در حال حاضر کسی را ندارند و با توجه به اینکه آقای «یوسف مردانی» مشهور به «درویش صدقعلی» در کرج از مدعیان جدی قطبیت است و همچنین «آقای محجوبی» در ملایر نیز از دیگر مدعیان این منصب است، خاندان تابنده دچار نگرانی شده اند و برای اینکه بتوانند این منصب را در خاندان خود حفظ کنند و دراویش را دور خود نگه داشته و شکاف فرقه ای بین خود را مخفی نگه دارند و بین دراویش ایجاد وحدت و همدلی صوری کنند، این درگیریها را به وجود میآورند، ولی الحمدلله نه در قم موفق شدند و نه در بروجرد. * این گروهها از نظر تبلیغاتی در چه وضعیتی هستند؟ ثانیاً: یک عده از وبلاگنویسان آنها در کلوب(cloob) فعالند و سعی دارند که جوانان حزباللهی را جذب کنند. اقدام بعدی آنها از طریق انتشار نرم افزار است که تعداد زیادی CD تبلیغی، تولید و منتشر کرده اند (((که همین سی دی ها در بروجرد چه غوغایی کرد و مردم را آگاه نموده و رسوایی مهاجمین را هویدا نمود رابعاً: در زمینه چاپ و نشر هم فعال اند و در چند سال اخیر نیز با توجه به امکاناتشان کتب زیادی را نیز چاپ و منتشر نمودهاند که برای نمونه یکی از این انتشاراتیها، در خیابان گاندی تهران واقع است که متأسفانه مدیر این انتشارات هم دائماً به عنوان کارشناس در تلویزیون ظاهر میشود(((بگید ما هم نگاه کنیم داداش جون))! آنها بعد از انتشار این کتب، آنها را در نقاط مختلف کشور توزیع میکنند. و حتی به راحتی به سفرهای تبلیغی رفته و فرقه ضاله خود را بدون برخورد جدی تبلیغ میکنند. خامساً: با توجه به سرمایه فراوانشان، شبکهای ماهوارهای نیز به نام ASN در اختیار دارند که دراین شبکه دکتر مصطفی آزمایش که نماینده این فرقه در اروپاست، برنامههای شدید تبلیغی علیه نظام و تبلیغ فرقه تصوف گنابادی را اداره میکند. * برخورد وزارت ارشاد با این انحرافات چگونه است؟ آیا قاطعیت لازم را دارد؟ * آیا فعالیتهای اینها غیر از بخش فرهنگی جنبه دیگری هم دارد؟ * به نظر شما مسؤولیت و وظیفه دلسوزان مذهبی، فرهنگی و روحانیت در این زمینه چیست؟ نظام نیز نباید درمورد اینها کوتاه بیاید * و مطلب آخر؟ منبع خبر: ابنا |