تبليغاتX
خورشید حق
<meta
 

    
       تسلیت درگذشت جناب آقای دکتر سید جعفر شهیدی
هو
121

 
ضمن تسلیت درگذشت جناب آقای دکتر سید جعفر شهیدی به همه دوستداران ایشان، برای آن مرحوم علو درجات را خواستاریم. در ادامه برای آگاهی بینندگان عزیز از رابطه همیشگی و خوب علمای عظام با سلسله عرفای کرام، مکتوبه ایشان را در مورد تفسیر شریف بیان السعاده اثر خامه حضرت آقای سلطانعلیشاه شهید(ره) که برای مرحوم آقای رضاخانی مترجم این اثر مرقوم فرموده اند، تقدیم حضور می کنیم:


بسم الله الرحمن الرحیم

دوست دیرین و همسایه عزیز، جناب آقای حاج رضاخانی؛
سلام علیکم؛
تفسیر بیان السعاده که به همت شما و همکار محترمتان جناب آقای حشمت الله ریاضی به فارسی درآمده، خدمتی ارزنده است به آنانکه خواهان آگاهی از دقیقه های عرفانی کلام الله مجیداند.
هر چند تفسیرهایی از این دست در فارسی هست، اما بیان السعاده خود أرجی دیگر دارد. چنانکه حضوراً به جناب عالی گفتم در برگردان این اثر مهم بفارسی در حد توانائی وقّت فرموده اید و اگر اندک کاستی و افزونی در آن دیده می شود، زیانی به اصل ترجمه نمی رساند. یقین دارم خوانندگان آن، از آن بهره فراوان خواهند برد.

دکتر سید جعفر شهیدی

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 2:1 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

وبلاگ فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه نیز مشمول عنایت
 
مهرورزی فیلترینگ گردید.جهت استفاده از آدرس یاد شده بهره
 
بگیرید
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 1:51 بعد از ظهر | لینک ثابت |

                            لیلی من

 

 

 
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 4:52 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

  آدرس جدید و بدون فیلتر مجذوبان نور :

 

 

                   www.majzob.net

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:5 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

                      صاحبان فتوا چه کسانی هستند

دولت جمهوري اسلامي هزينه‌هاي زيادي صرف توليد و پرورش گروه فشار ميكند. كارخانه‌هاي توليد اين گروههاي فشار مدارس حوزه علميه ، پايگاههاي بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و موسسات مختلف وزارت اطلاعات ميباشد كه تحت عناوين و تابلوهاي مختلف نظير سازمان  تبليغات اسلامي يا حوزه‌ها و مدرسه‌هاي علميه و مؤسسات فرهنگي بي‌محتوا و هزاران تابلوي ديگر فعالند. منابع درآمدي اين تشكيلات از محلهايي نظير رهبري قاچاق كالا و مواد مخدر و بودجه‌هاي ساليانه دولت تأمين ميشود. بنابر اظهارات مهدي حائري در شرح باندهاي فساد اقتصادي در جمهوري اسلامي  مينوسد فقط آيت الله حسين نوري همداني و آيت الله فاضل لنكراني مبلغ يك ميليارد تومان مقرري از اين محل دريافت ميكنند :

http://mehdis.com/tablu/article.php?sid=29

وي در همين گزارش پسران نوري همداني و پسر فاضل لنکراني و پسر مکارم شيرازي كه صاحب کارخانه نيشکر هفت تپه در خوزستان  و  وارد کننده انحصاري وسايل دستگاههاي چاپ در قم ميباشد را نيز از جملة همكاران آنها ميشمارد. در اخبار ديگر آمده است كه احمدي نژاد در ديداري كه با     آيت الله نوري همداني در قم داشت از او ميزان پرداخت شهريه را سوال كرد و سپس معادل يكسال شهريه پرداختي از سوي وي را طي يك  فقره چك پرداخت نموده است:

http://sebghat.30morgh.org/archives/003651.html#comments

دكتر عليرضا نوري زاده كه تحقيقات وسيعي در قتلهاي زنجيره‌اي دارد فرد اخير الذكر يعني آيت الله نوري همداني را از صاحبان فتوا در قتلهاي  زنجيره‌اي معرفي ميكند و مينويسد: آيت الله نوري همداني فتاوي صريح مكتوب بر جايز و لازم بودن قتل فروهرها و مختاري و پوينده  و  پيروز دواني  را صادر كرد و اكبر گنجي صورت دو فتوا را به دست آورده بود:

http://www.nourizadeh.com/archives/000088.php

وي در كتاب سوناي زعفرانيه مي‌نويسد:  دو عامل مجموعه روحانيون مرتبط با اطلاعات است كه از طريق حجت الاسلام خزائي يكي از  معاونان   دري نجف آبادي زمينه سازي براي قتلها و تأمين احكام را عهده‌دار بوده است و يك سر آنها به مثلث فلاحيان ، پ  م ، ح  وصل  ميشود  و سر ديگرش به مربع محسني اژه‌اي ، نوري همداني ، علي رازيني ، محمدتقي مصباح يزدي است. ص 34-33 نشر نيما.

نزديكان امام راحل نيز نقل ميكنند كه نوري همداني درزمان حيات امام به ايشان مراجعه ميكند تا پست بگيرد ولي امام به وي ميگويد كه  با  توجه  به مسائل خانوادگي تو  (...)مصلحت نيست كه به تهران بيايي و در قم اقامت كن. و به اين طريق از او خود را بري نمودند.

بسياري از اعضاي جامعه مدرسين قم نظير نوري همداني ، مكارم شيرازي ، صافي گلپايگاني ، جواد تبريزي ، فاضل لنكراني و احمد خاتمي از مهره‌هاي مهم وزارت اطلاعات در حوزه ميباشند كه اقدامات آنها همواره حاكميت كشور را تحت الشعاع قرار ميدهد.

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:3 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست


عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود


سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او


گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی


خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم


سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد


سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی


مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی


حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:1 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست


عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود


سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او


گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی


خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم


سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد


سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی


مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی


حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 1:1 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

 
وب سايت بنياد عرفان گنابادي نيز در ايران فيلتر شد

پایگاه هم اندیشی درویشان ، يكي از خبرگزاري هاي دراويش نعمت الهي گنابادي نيز زير
 
 تيغ سانسور رفت

از روز سه شنبه (هجدهم دي ماه) سايت هاي مجذوبان نور ،‌ مزارسلطاني ،‌ تصوف ایران و

وبلاگ ياران مجذوبان نور در اكثر نقاط ايران فيلتر شده و دسترسي به آنها غير ممكن شده است

چند روز پیش در ۱۸ دیماه ۸۶  سایت مجذوبان نور - سایت مزارسلطاني  و  سایت تصوف

ایران و همچنین وبلاگ ياران مجذوبان نور فیلتر شده بودند.

    پیشتر نیز وبلاگ خبری اخبار صوفیه که ماجرای تخریب حسینیه شریعت 

دراویش در  قم را به خوبی انعکاس  می داد فیلتر شد و سپس 

 وبلاگ قانون  ودراویش  نیز فیلتر شد .

           لازم به یاد آوری است که اين سايتها قالبا سايت خبري و حقوقي و عرفانی بوده كه تا كنون هیچ گونه مطلبي خلاف قوانين شرعي و قانوني حاكم بر كشور ايران را منتشر نكرده است و هيچ مطلبي خلاف قوانين انساني و حتي حقوق بشري ،‌عكس هاي مستهجن و ... در آن منتشر نشده است .   اداره مخابرات در پاسخ به نامه ی الکترنیکی ارسالی مدیران مجذوبان نور  اعلام کرد که:

سايت شما از جانب مخابرات فيلتر نگشته است و دستور انسداد از " كميته تعيين مصاديق

 سايت هاي غير مجاز اينترنتي " دارد.

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 12:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

 

"پایگاه هم اندیشی دراویش" هم فیلتر شد.

 

       چند روز پیش در ۱۸ دیماه ۸۶  سایت مجذوبان نور - سایت مزارسلطاني  و  سایت تصوف ایران و همچنین وبلاگ ياران مجذوبان نور فیلتر شده بودند.

    پیشتر نیز وبلاگ خبری اخبار صوفیه که ماجرای تخریب حسینیه شریعت دراویش در  قم را به خوبی انعکاس  می داد فیلتر شد و سپس  وبلاگ قانون  ودراویش  نیز فیلتر شد .

           لازم به یاد آوری است که اين سايتها قالبا سايت خبري و حقوقي و عرفانی بوده كه تا كنون هیچ گونه مطلبي خلاف قوانين شرعي و قانوني حاكم بر كشور ايران را منتشر نكرده است و هيچ مطلبي خلاف قوانين انساني و حتي حقوق بشري ،‌عكس هاي مستهجن و ... در آن منتشر نشده است . 

 

         اداره مخابرات در پاسخ به نامه ی الکترنیکی ارسالی مدیران مجذوبان نور  اعلام کرد که:

سايت شما از جانب مخابرات فيلتر نگشته است و دستور انسداد از " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " دارد.
 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 10:2 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

آيت‌الله نوری همدانی: وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر تاسيس شود
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از مرکز خبر حوزه، ‌آيت‌الله العظمی نوری همدانی در ديدار فرماندهان سپاه منطقه قم و ضابطين و ناصحين امر به معروف و نهی از منکر، گفت: مساله امر به معرو ف نهی از منکر در اسلام مورد تاکيد است و انسان بايد خودش را بر اساس قوانين و ضوابط دينی تربيت کند.
نوری همدانی با تاکيد بر اينکه بحث امر به معروف و نهی از منکر را در نگاه کلان بايد مورد توجه قرار داد گفت: لازم است وزارتخانه‌ای در اين رابطه تاسيس شود.
وی ادامه داد: برای برخورد با منکرات بايد جديت داشته باشيم و در بحث امر به معروف و نهی از منکر به صورت متمرکز عمل شود.
نوری همدانی افزود: در بسياری از مسايل مثل ربا در سيستم بانکی بارها تذکر داده‌ايم ولی متاسفانه هنوز پيشرفت مطلوبی حاصل نشده است.
وی به آغاز ماه محرم و مراسم سوگواری سيد الشهدا (ع) اشاره و تصريح کرد: کار مداحان بسيار ارزشمند است، بايد مداحی و مرثيه‌سرايی آنها از روی علم و آگاهی باشد.
نوری همدانی در پايان به سفر بوش به خاورميانه اشاره کرد و گفت: سفر بوش به منطقه برای عملی کردن نقشه‌های شوم دشمنان اسلام است و درصدد ضربه زدن و انتقام از ملت مسلمانان ايران هستند.
 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:57 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

نامه خانواده‌های سه دانشجوی دانشگاه امير کبير به رئيس قوه قضاييه

 

خانواده‌های مجيد توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امير کبير که با وجود دستور قاضی جوادی قاضی دادگاه عمومی تهران و توديع وثيقه ۸۰ ميليون تومانی هنوز در زندان به سر می‌برند با ارسال نامه سرگشاده به آيت الله شاهرودی رئيس قوه قضاييه خواستار دخالت وی برای اجرای قانون شدند. اين نامه در حالی برای آيت الله شاهرودی ارسال می‌شود که حدود سه هفته از دستور قاضی دادگاه با توجه به تبرئه دانشجويان می‌گذرد و مسئولان زندان اوين با اين بهانه که بايد دادگاه انقلاب به استعلام آنها پاسخ گويد از اجرای اين دستور سرباز می‌زنند. متن کامل اين نامه در پی می‌آيد.

رياست محترم قوه قضائيه
جناب آقای شاهرودی
با اهدای سلام
حتما از پرونده دانشجويانی که در دادگاه عمومی برائت حاصل کرده‌اند خرسند شده‌ايد زيرا سنت علی‌بن ابی‌طالب بر اين پايه استوار است که هرگاه متهمی از دام اتهام رها می‌گرديده ابزار شعف می‌کرده است.
اما متاسفانه بايد خدمت جنابعالی اعلام کنيم که دستور دادرس دادگاه شما در موضع آزادی سه جوان دانشجو به مرحله اجرا درنيامده است.
حضرت آيت‌الله؛
جنابعالی به نيکی واقفيد که تمايز دستور قضائی و توصيه اخلاقی در ضمانت اجرای آن است و الا دو صد گفته چون نيم کردار نيست. ما انتظار آن داريم که به پايمردی حفظ حقوق جامعه و در موضع حراست و نگهداری از اصول قانون و در راستای دفاع از حق مظلوم که دادگاه آن را تشخيص داده و اعلام داشته تعطيل و توقف رخ ندهد. بی‌گمان برای دستگاه دادگستری سرزمين ما وهن‌آور است که دستور دادرس در زندان که ضابط دادگستری و مکلف به اطاعت از تصميمات قضائی است با امتناع و انتقاد مواجه شود اگر قرار بود که زندان تصميم‌گير سرنوشت پرونده باشد دادرسان را از زندانبانان انتخاب می‌کردند و به آنان پست قضائی اعطاء می‌نمودند.
بی‌گمان تصميم جنابعالی در موضع استقرار نظم، حفظ حدود و ثغور صلاحيت و فعاليت اشخاص و تاکيد بر استقلال و انفکاک قوه قضائيه بسيار موثر و مثمر است. تاخير تاکنون نيز هيچ مهمل قانونی ندارد. بنابر مراتب از جنابعالی استدعا دارد در موضع قانونی و تکليف عظيم دفاع از حقوق افراد اقدام شايسته نسبت به اجرای دستور دادگاه را به مراجع ذی‌صلاح ابلاغ و اعلام فرماييد.
با تهيت و انتظار اقدام سريع خانواده‌های دانشجويان زندانی منصوری، توکلی، قصابان
۲۲/۱۰/۸۶

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:56 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

وزیر اطلاعات: "رهبران دانشجویان کمونیست را دستگیر کردیم"

 

وزیر اطلاعات ایران اعلام کرد رهبران دانشجویان کمونیست از سوی ماموران این اداره اطلاعات استان تهران شناسایی و بازداشت شده‌اند.

به گزارش ایسنا، محسنی اژه‌ای درباره برخورد وزارت اطلاعات با طيف‌های کمونیستی که اخيرا در برخی دانشگاه‌های ایران فعال شده‌اند گفته است افرادی شناسايی شده‌اند و عوامل اصلی آن‌ها دستگير شده‌اند و پرونده‌ آن‌ها در دست بررسی است.
برخی از گزارشها حاکی از آن است که در چند ماه گذشته بیش از پنجاه دانشجوی چپ در ایران دستگیر شده اند. به دنبال برگزاری مراسم روز دانشجو از سوی دانشجویان چپ گرا در دانشگاه تهران و برخی از دانشگاه های کشور ماموران امنیتی به این مراسم حمله کرده و شمار بسیاری از دانشجویان را دستگیر کردند.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی قبلا در اطلاعیه دیگری خبر از بازداشت"تعدادی اخلالگر" داده بود. هدف از بازداشت این دانشجویان جلوگیری از برگزاری مراسم روز دانشجو بود، اما این مراسم در دانشکده فنی دانشگاه تهران و برخی دیگر از دانشگاه های کشور برگزار شد که با حمله ماموران امنیتی تعداد دیگری از دانشجویان بازداشت شدند.
بازداشت گسترده دانشجویان چپ با اعتراضات فراوانی در داخل و خارج از کشور از جمله در میان فعالان جنبش دانشجویی و نیز تشکل های چپ گرای دانشجویی اروپا روبرو شده است.

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:51 بعد از ظهر | لینک ثابت |
گزارشي از ناآرامي هاي دانشگاه بوعلي همدان - تنها راه حل ؛‎ ‎آشتي حکومت با دانشگاه
سورنا کياني

نام همدان با يکي از جنجالي ترين پرونده هاي سياسي تاريخ معاصر ايران گره خورده است: حکم اعدام هاشم آغاجري، ‏حکمي که مقدمه اي شد براي نا آراميها و اعتراضات گسترده اي در سطح دانشگاه هاي سراسر کشور.همدان شهري است ‏که پايگاه سياسي سردار ذوالقدر از سرداران با نفوذ سپاه محسوب مي شود، شهري با گروههاي قدرتمند فشار موسوم به ‏انصار حزب الله. با اين حال همدان را تنها نبايد با خاطره ي آن حکم و گروههاي فشارش در ياد آورد، چرا که اين شهر ‏پايگاه يکي از فعال ترين دانشگاههاي ايران، به لحاظ سياسي نيز هست: دانشگاه بوعلي همدان‏

‏ دانشگاه بوعلي همدان طي سالهاي پس از دوم خرداد، همپاي دانشگاههاي تهران و دانشگاههايي نظير تبريز، اهواز و ‏اصفهان، يکي از کانونهاي مهم اعتراضات دانشجويي بوده است. اوج اين اعتراضات در خردادماه و تيرماه سال 82 و ‏همزمان با نا آراميهاي تهران بود؛ در آن سال گروههاي فشار و نيروهاي لباس شخصي حملات وسيع و خشونت باري را به ‏خوابگاههاي دانشجويي همدان تدارک ديدند. به دنبال اين حملات چندين فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي بازداشت شدند و ‏مدتي را در زندان سپري کردند. دانشگاه بوعلي تعداد زيادي دانشجوي سه ستاره نيز دارد که از آن جمله اند: عليرضا ‏خوشبخت، يحيي صفي آريان، مرتضي حسين زاده، سيامك كريمي، زهرا توحيدي و زهرا جاني پور.در چنين شرايطي است ‏که دانشگاه بوعلي همدان بار ديگر به کانون گسترده ترين اعتراضات دانشجويي تبديل شده است.‏

‎‎آغاز ماجرا‎‎

دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در حالي ماه آذر را آغاز كردند كه پس از مرگ مشكوك دكتر زهرا بني يعقوب در ‏بازداشتگاه امر به معروف سپاه همدان، جو دانشگاه به شدت ملتهب بود. در واپسين روزهاي آبان ماه به برد هاي انجمن ‏اسلامي دانشجويان اين دانشگاه در دانشكده كشاورزي حمله شد، مشکلات متعدد صنفي و بي توجهي مديريت دانشگاه نيز ‏به اين جو ملتهب دامن مي زد. دانشجويان چند تجمع در اعتراض به مرگ مشکوک زهرا بني يعقوب برگزار کردند. اما ‏اولين واكنش گسترده ي دانشجويان به وضعيت دانشگاه، چهارم آذرماه طي تجمعي در دانشكده كشاورزي صورت گرفت، ‏دانشجويان اين دانشكده در پي جمع آوري كامل صندلي هاي موجود در راهروها و محيط دانشكده در تجمعي گسترده ضمن ‏اعتراض به عملکرد مديريت جديد دانشکده، مطالبات صنفي و سياسي خود را مطرح کردند.‏

دانشجويان در اين تجمع نسبت به رفتار برخي از پرسنل حراست و انتظامات دانشگاه، كيفيت غذا و كمبود امكانات رفاهي و ‏آموزشي و نقض آزاديهاي آکادميک اعتراض كردند‎.‎‏ دانشجويان حاضر در اين تجمع خواستار پاسخگويي رياست دانشگاه ‏در مورد "نبود حداقل استانداردهاي لازم براي شکل گيري يک محيط مناسب آکادميك" شدند؛ در پايان اين تجمع علي اصغر ‏ساكي معاون پشتيباني دانشگاه بوعلي سينا با حضور در جمع دانشجويان از پيگيري مطالبات آنان خبر داد‎.‎

اما مدتي بعد دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان، طي حكم كميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي ‏به توبيخ كتبي محكوم شد‎.‎

چند روز پس از ابلاغ حكم امين نظري، 3 عضو ديگر اين تشكل نيز که پس از صدور بيانيه اي پرسش گرانه مبني بر اينكه ‏‏[چرا زهرا مرد؟] و برگزاري مراسمي به مناسبت هفتمين روز مرگ زهرا بني يعقوب، ، به كميته انضباطي دانشگاه ‏احضار شده بودند با احكام توبيخ كتبي از سوي كميته انضباطي رو به رو شدند: سياوش حاتم، سيد رضا جعفريان و نجمه ‏معصومي که بنا بر حکم کميته انضباطي به اتهام توهين به شعائر مذهبي و ملي به توبيخ کتبي محكوم شدند‎.
در پي اين احكام، نشريه دانشجويي "روزها" به اتهام انتشار اخبار مربوط به ۳دانشجوي در بند پلي تکنيک، ابهام در تيتر ‏ها [مقالات مرتبط به مرگ مشكوك زهرا بني يعقوب و ورود نيروهاي شناخته شده منتسب به نهاد هاي شبه نظامي به كادر ‏رسمي دانشگاه] و تشويش اذهان عمومي توقيف شد‎. ‎

در چنين شرايطي بود که اعتراضات دانشجويان بوعلي با برگزاري تجمع گسترده اي در يازدهم آذرماه وارد مرحله ي ‏جديدي شد، تجمع اين بار در دانشکده ي فني برگزار شد.‏

در روز 12آذر نيز دانشگاه بوعلي سينا شاهد برگزاري گفتگوي آزادي با موضوع "جنبش دانشجويي موانع و برون رفت" ‏در دانشکده مهندسي بود‏‎.‎

به گفته ي مهدي جمالوند يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي "در اين گفتگوي آزاد که با حضور فعال دانشجويان و ‏اعضاي شوراي مرکزي انجمن همراه بود، شرکت کنندگان به بررسي وضعيت جنبش دانشجويي، موانع پيش رو و عملکرد ‏انجمن اسلامي منتخب دانشجويان همدان [ دانشگاه بوعلي سينا] پرداختند. در واقع دانشجويان نسبت به تلاشهاي مسئولان ‏دانشگاه براي ايجاد انجمن «جعلي و موازي» معترض بودند."‏

روز 14 آذر نيز تجمعي در حمايت از انجمن منتخب و به مناسبت روز دانشجو برگزار شد.انجمن اسلامي منتخب همچنين ‏به مناسبت روز دانشجو مراسمي در دفتر مشترک سازمان ادوار[شعبه ي همدان] و حزب جامعه ي مدني همدان برگزار ‏کرد.در اين مراسم کوروش زعيم از اعضاي جبهه ي ملي و حنيف يزداني از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت به ‏ايراد سخناني پرداختند.‏

فعالين دانشجويي دانشگاه همدان همچنين شرکت گسترده اي در تجمع18 آذر دفتر تحکيم وحدت به مناسبت روز دانشجو ‏داشتند؛تجمعي که در دانشگاه تهران و با حضور 2500 دانشجو برگزار شد. امين نظري دبير انجمن منتخب بوعلي، مجري ‏برنامه ي دفتر تحکيم بود.‏

پس از آن بود که بار ديگر موج احضار دانشجويان بوعلي به کميته ي انضباطي آغاز شد. امين نظري در گفتگو با خبرنگار ‏روز در اين مورد مي گويد: "اتهامات دانشجويان، اخلال در نظم دانشگاه و دادن شعار عليه نظام جمهوري اسلامي عنوان ‏شده است. اما اتهام خود من اين است که مجري برنامه تجمع دفتر تحکيم وحدت در روز ۱۸ آذر در دانشگاه تهران بودم و ‏رييس دانشگاه تهران از من شکايت کرده است. اتهام من شرکت در اين مراسم، شرکت در تجمعات خودجوش دانشجويي ‏براي آزادي فرشاد دوستي پور، دانشجوي دستگير شده کرد دانشگاه بوعلي همدان و اقدام براي براندازي نظام جمهوري ‏اسلامي عنوان شده است."‏

سياوش حاتم، ديگر فعال دانشجويي دانشگاه بوعلي هم به روز مي گويد: "احكام كميته‌ي انضباطي، براي امين نظري، محمد ‏صيادي، مهدي جمالوند و من مبني بر يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات صادر شد. هم‌چنين احكام كميته‌ي ‏انضباطي براي ساسان منبري، سيروس محمدي، وهاب كريمي‌نژاد، فاطمه معصومي، رضا جعفريان و نجمه معصومي ‏مبني بر توبيخ كتبي با درج در پرونده صادر شده است."‏

حاتم مي افزايد: "اين دانشجويان در تاريخ 12 دي به كميته‌ي انضباطي احضار شدند و بعد از ارايه‌ي دفاعيات شفاهي و ‏كتبي، حكم آنها روز 16 دي صادر شد. اين در حالي است كه زمان مطالعات آزاد براي امتحانات از هفته‌ي پيش شروع شده ‏است و در واقع آنها در اين ايام به كميته‌ي انضباطي احضار شده‌اند."‏

در حالي که امين نظري احضار دانشجويان به کميته ي انضباطي در فصل امتحانات را غير قانوني مي داند، قائمي، معاون ‏دانشجويي دانشگاه بوعلي در اين مورد به خبرنگار خبرگزاري ايسنا گفته است: "اين احكام كميته‌ي انضباطي در هفته‌ي ‏آخر كلاس‌هاي دانشگاه صادر شده است و در واقع زمان مطالعه آزاد براي امتحانات از اين هفته در دانشگاه شروع مي‌شود ‏و اين احكام در واقع هفته‌ي آخر كلاس‌ها صادر شده است‎. ‎‏ انشالله صدور اين احكام بر روي اين دانشجويان اثر نمي‌گذارد؛ ‏چرا كه آنها فرصت تجديدنظر دارند و سعي مي‌كنيم جلسه‌ي تجديدنظر را بعد از امتحانات برگزار كنيم‎. ‎‏"‏‎ ‎

معاون دانشجويي دانشگاه بوعلي سيناي همدان درباره صدور حكم بعد از امتحانات، گفت: "ممكن بود برگزاري اين جلسه ‏بعد از امتحانات، موضوع را لوث كند؛ چرا كه وقتي زمان طولاني مي‌شود قضيه نيز لوث مي‌شود، ولي با توجه به وجود ‏حق تجديدنظر براي آنها، ممكن است دانشگاه در رابطه با حكم آنها وارد رأفت شده و تخفيف دهد‎. ‎بنابراين وجود اين مساله ‏باعث مي‌شود كه مشكل خاصي پيش نيايد. البته براي برخي از آنها كه حكم صادر شده و داراي تجربه‌ي صدور احكام هستند ‏تبعات منفي نداشته و در امتحانات آنها تاثير منفي نمي‌گذارد."‏

اين در حاليست که امين نظري اين اظهارات را "غير قانوني و وقيحانه" توصيف مي کند.‏
دانشجويان دانشگاه بوعلي بعد از صدور اين احکام نيز بيکار ننشسته اند و عليرغم سرماي شديد هوا و تعطيلي دانشگاه ‏چهارشنبه 19 دي با برگزاري تجمع و تريبون آزاد در محيط خوابگاه نسبت به صدور اين احکام اعتراض کرده اند. ‏

به گفته ي امين نظري دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان، اين تجمع آخرين کنش اعتراضي دانشجويان بوعلي نخواهد ‏بود. نظري به خبرنگار روز مي گويد: "اين احکام و اين فشارها هيچ تاثيري در اراده ي فعالين دانشجويي دانشگاه بو علي ‏در پي گيري مطالبات قانوني و دموکراتيک نخواهد داشت."‏

امين نظري معتقد است: "تنها راه حل آشتي حاکميت با دانشگاه رعايت حقوق بشر و اعاده ي آزاديهاي آکادميک است."‏
دانشجويان دانشگاه بوعلي در حالي اين روزهاي سخت را از سر مي گذرانند که هنوز هيچ خبري مبني بر آزادي دانشجويان ‏چپ زنداني، به گوش نمي رسد و نگرانيها نسبت به سرنوشت آنها هر روز افزايش مي يابد، سه دانشجوي پلي تکنيکي نيز ‏به رغم صدور راي برائت، هنوز آزاد نشده اند. در عين حال احضارهاي وسيع به کميته هاي انضباطي در دانشگاههاي ‏کشور از اصفهان گرفته تا ياسوج و از علامه گرفته تا تهران، همچنان ادامه دارد. به طوري که تعداد دانشجويان احضاري ‏به کميته ي انضباطي از 16 آذر بدين سو به بيش از 60 نفر رسيده است. همه چيز حاکي از ادامه ي فشار بر دانشگاه است. ‏
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:49 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
            تصوف عامل شكاف ميان اصولگرايان

 

 

برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.
گروههاي معتدل وابسته به حاكميت و جبهه اصولگريان كه برخلاف اعضاي اصلي حزب مؤتلفه قدرت را در راستاي پياده سازي ايدئولوژي مد نظر دارند و درست برخلاف مؤتلفه كه به دليل وابستگي مذهبي به يهوديت عرق ناسيوناليستي ندارند بيش از مؤتلفه اين واقعه را بصورت خطري سخت بررسي كردند.
شبكه حجتيه بعد از برخورد شديد امام راحل با عناصر اين شبكه در اوايل دهه 1360 اعلام تبري نمود و به صورت نقابداران بي نقاب در كمون سياسي خود فرو رفت. مؤتلفه بعنوان بازوي مالي و اجرايي حجتيه با ابزارهاي امنيتي كه با نفوذ در انقلاب بدست آورد بعنوان يك گروه ضد مذهبي ولي در پوشش دين، با عملكرد و فعاليتي مشابه با وهابيت در مذهب اهل سنت و در واقع طالبانيسم شيعه تلقي ميشود. حركت حجتيه با رد فلسفه و حكمت و حمله به تصوف بر اساس خرافه گرائي و ظهور قشري گري مذهبي پايه گذاري شد و نقش مكمل وهابيت سنت گرا را در راستاي طرح اسلام زدائي منطقه اي و جهاني كه توسط موساد طراحي و راه اندازي شد هدايت ميكند و كارتلهاي خبري صهيونيستي اثر تعاملات آن را براي برگرداندن افكار عمومي جهان از اسلام و خصوصاً تمايلات به مذهب شيعه پوشش ميدهند.
برخورد با مراسم مربوط به بزرگداشت مولوي و پوشش سست خبري آن از سيماي جمهوري اسلامي در سالي كه تمام كشورها سال مولانا نام گذاشتند، تهديد و حمله به حسينيه هاي درويشان در شهرهاي كشور از جمله بروجرد سمنان كرج اراك و تمركز سازمانهاي بين المللي حقوق بشر و اتحاديه اروپا براي جلوگيري از سركوب تصوف كه پادزهر بنيادگرايي اسلامي مي باشد، افكار عمومي ايرانيان و جهانيان و بخصوص سران ذينفوذ و معتدل جبهه اصولگرايان را نسبت به عواقب وخيم اين حركت بيدار كرد.
جناحهاي معتدل حجتيه و وابسته به اين تفكر نظيرعلي لاريجاني – كه از سمت شيخ محمد لاهيجي گرايش به عرفان و تصوف داشت - و از قرابت با استاد مطهري نيز برخوردار و از جواني با حكمت و فلسفه و عرفان آشنائي داشته، علي اكبر ولايتي كه در دوران وزارت خارجه براي نزديكي به صوفيه در كشورهاي شمال آفريقا تلاش زيادي نمود و در اين راه ديدگاه تشيع ايرانيان در اثر توسل به صوفيه و صفويان را بعنوان راه حل خروج از بحران منطقه‌اي در پيش گرفت و حداد عادل بعنوان باني برگزاري كنفرانس مولانا و بزرگداشت شمس تبريزي و مرتضي نبوي از مريدان مرحوم دولابي اصولا نگرش مثبتي به صوفيه دارند و در عوض جناح تندرو و افراطي و در اصل سران اصلي مؤتلفه يعني آيت الله مهدوي كني و عسگراولادي تازه مسلمان و اسدالله بادامچيان و نبي حبيبي و حسين شريعتمداري صوفيه را مهدور الدم دانسته و براساس نگاه تاريخي اين گروه به صوفيه از زمان حلبي تا بحال همواره مترصد فرصتند تا صوفيه را قلع و قمع نمايند.
اين پديده باعث اختلاف درون گروهي در حجتيه شد و در نشستهايي كه با حضور مهدوي كني برگزار گرديد نيز از بين نرفت.
حجتيه و عوامل اصلي آن در مؤتلفه كه با حضور دولت نهم روياي قبضه كردن اداره امور كشور و بدست آوردن مقام ولايت فقيه را در سر مي پروراندند با تمام قوا مبارزه خود را دنبال ميكند. در اين ميان از بين بردن رقباي انتخاباتي بهر قيمتي حتي فتواي ارتداد آنها مجاز است و حذف سياسي و اجتماعي صوفيه و بخصوص دراويش گنابادي از مهمترين موانعي است كه مي بايست به وصول نتيجه نائل گردد.
با ارزيابي جناحهاي بازيگر در پوزيسيون و اوپوزيسيون داخل كشور در مسابقه قدرت به تقسيمات كلي زير خواهيم رسيد:
1-      گروههاي ذوب در ولايت و وفادار به آيت الله خامنه اي كه ايدئولو‍ژي حاكميت نظام جمهوري اسلامي را دنبال ميكنند و به هر ترتيب به پايداري نظام در چارچوب قانون اساسي وفادار و پايبندند و حاكميت آنها جاري و تضمين شده مي نمايد.
2-      حجتيه كه عملاً به اندازه گروه فوق قدرت و نفوذ داشته ولي فاقد وجاهت قانوني و مشروعيت ملي ميباشد و شاخه سياسي آن حزب مؤتلفه (يهوديان تازه مسلمان) و نشريه آن كيهان و جمهوري اسلامي و سياست روز مي باشد و بخش مهمي از وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و قوه قضائيه را در اختيار دارند. اين گروه با در اختيار داشتن شماري از مراجع تقليد كه برخي از آنان نيز يهودي هستند ولي تظاهر به اسلام دارند نظير مكارم شيرازي و چند كرسي در مجلس خبرگان رهبري و شوراي نگهبان براي تصاحب سمت رهبري نظام زمينه سازي ميكنند. اين گروه سياسي - بازاري كه با كمك هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به قدرت اقتصادي و امنيتي خود رسيدند و شريانهاي اصلي اقتصاد را با استعداد ماديگري يهودي خود در پس پرده اتاق بازرگاني و وزارت بازرگاني و قاچاق كالا تصرف و جايگاه خود را در قوه قضائيه تحكيم نمودند، در حال حاضر با كمك دولت نهم با ايجاد بحرانهاي امنيتي و نابرابري هاي اقتصادي و انحصارات دولتي، پرشكوهترين دوران حيات خود را پس از انقلاب ميگذرانند. مهدوي كني، واعظ طبسي، اسدالله بادامچيان، حبيب‌الله عسگراولادي تازه مسلمان، نبي حبيبي و حسين شريعتمداري و مكارم شيرازي و نوري همداني و صافي گلپايگاني و فاضل لنكراني و جواد تبريزي كه دونفر اخير اخيرا فوت نموده اند سرشاخه هاي ظاهر اين جناح ميباشند.
3-      گروه كارگزاران وابسته به هاشمي رفسنجاني كه خود را متولي و مالك نظام مي داند و بخش عمده اي از نيروهاي امنيتي وزارت اطلاعات هنوز از وي حمايت ميكنند و در صدد زنده كردن امپراتوري خود تا قبل از زمان اصلاحات و انتقام از رهبري و رسيدن به قدرت مطلق ولايت فقيه مي باشد كه اخيراً مورد حمله گروههاي فوق قرار گرفته است.
4-      گروههاي موسوم به اصلاح طلب و دوم خردادي كه نماينده آنها در شرايط فعلي سيد محمد خاتمي مي باشد كه توانست در هشت سال اصلاحات فضاي سياسي را باز نمايد. اگرچه اين گروه فعلاً سهمي از قدرت در اختيار ندارد ولي به اتكا به آراء احتمالي ملت در صورت انتخابات سالم ميتواند گوي سبقت را در مجلس ربوده و سپس رياست جمهوري را از آن خود نمايد. اين گروه از پشتيباني نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي برخوردارست كه وجهه سياسي پاكتري را نسبت به ساير گروههاي سياسي دارد. جناح اصلاحات چشم داشت به احراز رهبري نظام نداشته و ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارد و دموكراسي را در قالب پياده سازي قانون اساسي نظام دنبال ميكند.

آنچه مسلم است آيت الله خامنه اي با اطلاع كامل از شرايط بحراني فعلي و قدرت مؤتلفه تنها راه نجات نظام و كشور را در فراهم آوردن شرايط شركت مردم در انتخابات و رويكرد جديد به اصلاح طلبان ميداند تا قدري از خطرات حجتيه و مؤتلفه بكاهد.
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 2:22 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

توجيه يك اقدام غير قانوني
Majzob.com


Majzob.com


ايميل سايت مجذوبان نور به واحد فيلترينگ مخابرات ايران جهت بررسي مسدود سازي ( فيلترينگ ) سايت :

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما
بنده مدير فني سايت مجدوبان نور به آدرس www.Majzob.com هستم كه از 24 ساعت پيش در ايران بصورت فيلتر درآمده و كاربران با پيغام دسترسي به اين سايت امكان پذير نميباشد روبرو ميشوند.
با جستجوهايي كه انجام داده شد متوجه شديم كه بايد با شما تماس بگيريم.
حال بنده به عنوان مدير فني سايت از شما اين سوال را دارم كه دليل فيلتر شدن سايت مجذوبان نور چه بوده است ؟
اين سايت يك سايت خبري و حقوقي بوده كه تا كنون هچ گونه مطلبي خلاف قوانين شرعي و قانوني حاكم بر كشور ايران را منتشر نكرده است و هيچ مطلبي خلاف قوانين انساني و حتي حقوق بشري ،‌عكس هاي مستهجن و ... در آن منتشر نشده است.

خواهشمندم هرچه سريعتر به اين سوالات من پاسخ دهيد.

با تشكر
مدير فني سايت مجذوبان نور

 
ايميل واحد فيلترينگ مخابرات ايران در پاسخ تقاضاي سايت مجذوبان نور :

با سلام

سايت شما از جانب مخابرات فيلتر نگشته است و دستور انسداد از " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " دارد.

در صورت رفع موارد تخلف به نظر خودتان و تمايل به اعتراض و ارسال آن به كميته از سوي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) بايد موارد زير را در ايميل اعتراض خود براي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) ارسال كنيد :

1- مشخصات كامل ( نام و نام خانوادگي ، شماره شناسنامه ،‌ نام پدر ،‌تاريخ و محل تولد )

2- آدرس دقيق

3- شماره تلفن ثابت و همراه

 در ضمن شما بايد در نامه خود تعهد دهيد كه :

1- حاضر به هرگونه همكاري ميباشيد

2- موارد تخلف را ديگر تكرار نميكنيد

سپس اعتراض شما از جناب ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات ) به كميته ارسال ميگردد.

لازم به ذكر است :

1- امكان تماس شما به هيچ وجه با كميته مقدور نميباشد و تنها رابط شما ما ( واحد فيلترينگ مخابرات ) ميباشيم.

2- لزوم ارسال مشخصات و فرمت اعتراض از جانب كميته تعيين  گشته است و ارتباطي به مخابرات ندارد.

واحد فيلترينگ مخابرات

توضيح سايت مجذوبان نور پيرامون پاسخ دريافتي :

در قوانین فيلترينگ سایت های غير مجاز تفحص شد ،‌دريافتيم كه اين اقدام آمرین فيلترينگ سايت مجذوبان نور وجاهت قانونی ندارد ،‌اما نظر به اينكه در پاسخ واحد فيلترينگ شركت مخابرات مواردي مذکوراست كه انجام آنها نه تنها خلاف شأن انسانيت و آزادگيست ،‌ بلکه تجسس و تعرض به حریم خصوصی افراد نیز میباشد ، ‌بنابراين بر خود لازم میدانیم مطالبی را به عرض مخاطبین عزيز و گرامي برسانیم :

1- اين مثل در بين ايرانيان رايج است كه ميگويند " كي بود كي بود من نبودم " ،‌حال شركت مخابرات توجيه اقدام خلاف قانون خود را دستور  " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " بيان ميدارد. در قوانين ايران شرط اطاعت از دستور دهندگان : الف) امر قانوني    ب) قانوني بودن مقام آمر است.

در اين فيلترينگ اين دو شرط رعايت نشده و اين پاسخ ، مصداق ضرب المثل مذكور است.

2- از ما خواسته شده كه با ذكر مشخصات كامل ، ضمن تعهد ، حاضر به هرگونه همكاري با اين كميته باشيم ، در جواب بايد گفت مولاي ما حضرت امام حسين (ع) سلطان العاشقين است. او براي متاع دنيوي در پيشگاه احدي سر فرو نياورد حتي به قيمت جان خود و يارانش.

3- تشخيص تخلف در فضاي مجازي بر اساس قوانين ايران بر عهده كارگروهي متشكل از چهار وزارت خانه ي اطلاعات ، ارتباطات و فناوري اطلاعات ،‌ ارشاد و دادگستري ميباشد و مي بايست اين تخلفات به مديريت سايت ابلاغ و در صورت موجه نبودن دفاعيات ابرازي و ادامه تخلفات اعلامي ، نسبت به مسدود سازي پايگاه اينترنتي اقدام شود. شيوه فعلي برخورد ،  قانوني نبوده و مخالف تمامي موازين انساني و سوءاستفاده از قدرت است. با اين اقدامات گويي در ايران آزادي عقيده و بيان و حقوق اوليه انساني معني و مفهمومي ندارد و اجتهاد قدرت طلبان قانون را زير پا ميگذارد و اين نشانه بارز حكومت هاي فاشيستي است.
 
لازم به ذکر است که مدیریت  مجذوبان نور همچنین  اعلام  داشته اند ما شیر پاک خورده و مسلمان و عامل به دستورات شرع مطهر هستیم و از آن عده ی  تازه مسلمان یهودی الاصل صهیونیستی نبوده که مطالبمان خدایی نکرده مخالفت  با شرع مطهر و یا نظام جمهوری اسلامی باشد که قصدشان صرفا تضعیف اسلام و خدشه دار نمودن وجه اصیل اسلامی ایرانی است.

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 2:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

                            تشیع حسینی

 

بحث امروز من تشيع حسيني است و به دنبال پاسخگويي به يك سوال هستم كه در چه امر يا اموري بايد به امام حسين اقتدا كنيم.

امام حسين جمله مشهوري دارند " و لکم فی اسوه" كه در خطبه معروف خويش در حضور لشكر حر ارائه شده است كه در من براي شما مقتدا، اسوه و الگو است. سوالي كه براي ما مطرح مي شود اين است که در چه امري حسين بن علي براي ما اسوه است؟ در چه امري مي بايد به او اقتدا كرد؟ بحث اقتدا يا الگوبرداري زماني مطرح مي شود كه سنخيتي بين اسوه و بين پيرو وجود داشته باشد و امكان اقتدا و تاسي موجود باشد.

اگر احياناً اسوه در مرتبه اي باشد كه دست يافتن به راه او ، شيوه او ميسر نباشد او از طينت ديگري باشد در اين صورت اسوه بودن تعارفي بيش نخواهد بود. به كسي مي توان تاسي كرد كه از جنس ما باشد محدوديت هايي داشته باشد واز امكانات ما برخوردار باشد. اما متاسفانه در ادبيات سنتي ما درباره ائمه نكاتي به چشم مي خورد كه اگر چه ارتقاء مقام آن ها در بدو امر به نظر مي رسد اما در باطن امر قطع ارتباط بين ما و آنها را نتيجه مي دهد.

اگر آنها تافته جدا بافته باشند و اگر ماموريت ويژه داشته باشند، در آن صورت عملاً نمي توانند اسوه ما باشند. البته حساب پيامبر را مي بايد جدا كرد. حتي پيامبر هم اگر «لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه» است كه هست در بعد وحياني‌اش نيست، بلکه در بعد بشري اش است يعني وقتي «انا بشر مثلكم» مي شود مي توانيم به او اقتدا كنيم. وقتي كه از جبرئيل بالاتر مي رود، آنجا جاي اسوه بودن نيست چون نمي توانيم به او برسيم. اما وقتي كه فرود مي آيد و به زمين مي نشيند و خاكي هم مي نشيند، آنگاه مي توان به او اقتدا نمود.

بنابراين اولين نكته اي كه در اين تاسي مي بايد مد نظر ما باشد، اين نکته فوق الذکر است. اما متاسفانه آنچه كه نوعاً در زبان رسمي ديني ما، به ويژه در زبان رسمي مذهب ما، مشاهده مي شود، با آنگونه كه ائمه خود را معرفي كرده اند فاصله فراواني دارد. در متوني كه به شكل معتبر مي توان آنها را به امام حسين و ديگر ائمه نسبت داد مي بينيم آن سيما به هيچ وجه از ايشان مشاهده نمي شود.

اگر چه موضوع بحث امروز ما اين نيست، ولی وقتی حسين را از زبان خودش بررسي کنيم، يعني خطبه هايش را و جملاتش را كنار هم می گذاريم، ملاحظه می کنيم که ايشان هيچ جا نگفته است كه فرضاً من اين اموري را كه انجام مي دهم، برخاسته از آن نكاتي است كه متاسفانه ما بيشترين تاكيد را بر آن مي كنيم. يعني حسين هميشه بر يك جنبه عمومي که بين ما و او مشترك است تكيه مي كند و نه بر يك جنبه اختصاصي كه مثلاً من ديشب پيامبر را در خواب ديدم، ايشان دستور دارند كه اين فعل را انجام بدهم. اين مضمون را شما در بسياري منابر شنيده ايد اما در استناد اينها مي توان ترديد كرد و بحث كرد.

ماموريت حسين بن علي ماموريت ويژه و اختصاصي نبود كه جدش به او بگويد، او هم اين اقدام را انجام بدهد و حاصل آن هم اين بشود. اگر اين ماموريت ويژه بوده واختصاصي به شخص حسين اين علي داشته است ديگر نمي توان آن را اسوه دانست چرا كه اختصاصي بين او و جدش اتفاق افتاده است. لذا اولين نكته اي كه مي بايد همه ما بر آن تاكيد كنيم غير اختصاصي بودن ماموريت حسين بن علي است، و اينکه اين ماموريت مختص نوه پيامبر نيست.

آری اين ماموريت برخاسته از اين نكات نيست كه من قيام مي كنم زيرا من فرستاده از جانب خدا هستم، حكومت را من بايد به دست بگيرم چون حكم من را خداي تعالي نوشته است. اگر مشخصا فكر مي كنند چنين مواردي هست اسناد ان را ارائه كنند. در حالی که شما اينها را نه در كلمات حسين ابن علي مي يابيد، نه در كلمات برادرش حسن ابن علي و نه در كلمات پدرشان علي ابن ابي طالب. بحث از اولويت و فضيلت و اعلميت هست، اما بحث اينكه من منصوب خدا هستم پس كوفيان بايد امامت مرا بپذيرند ، همچنين چيزي مشاهده نمي شود. نصب غير از نص است، البته متلازم همديگر هستند. اينكه يك نص خاصي است و اين نص صرفاً به اين دليل كه از پيامبر رسيده است يا از علي رسيده است، من بايد حاكم شما باشم اين دليل هم درست نيست.

حتي بحث از اينكه چون من معصوم هستم پس بايد اين امور را عهده دار شوم، نه در يك جاي نهج البلاغه است نه شما در كلام هيچ كدام از ائمه قادر به يافتن اين جملات هستيد ولي بر خلاف اينها را مي يابيد : " فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی و لا امن ذلک من فعلی الا ان يکفی الله من نفسی ما هو املک به منی (خطبه 216 نهج البلاغه) : من نه برتر از انم که خطا کنم و نه در کار خويش از خطا ايمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفايت کند که از من بر ان تواناتر است.

" ببينيد الگوي ما كجا و آنچه كه ما از اينها ساخته ايم كجا، فاصله اش ميان ماه من تا ماه گردون است. آنها همواره مي‌خواهند خودشان را چون ما نشان بدهند ولي ما مي گوييم خير تعارف مي كنند. من در تمام خطبه ها، وبا سوال هم گشته ام اما هيچ كدام از اين توجيهات شخصي و اختصاصي را نيافته ام،دليل اسوه بودن حسين يا انگيزه او براي قيام نه نصب است نه نص است نه عصمت.

نكته ديگری نيز وجود دارد كه مورد بحث و اختلاف نظر هم واقع شده است. آيا جايي كه مي گوييم حسين يك ماموريت ويژه يا امري اختصاصي دارد بايد توجه كنيم كه اين به اين معنی است که حسين ابن علي به اين دليل بايد بر عليه ظلم اموي شورش و قيام كند که داراي علم غيب است؟ نتيجه اين مي شود که آن كسي كه داراي علم غيب است بايد قيام كند و بپاخيرد، پس امثال من و شما كه علم غيب نداريم اين به گردن ما نيست. علما و متكلمان و فقهايی كه كوشش مي كنند قيام حسين را بر اساس علم غيب توجيه و تعبير كنند، به ياد داشته باشند كه بالاترين كاري كه انجام مي دهند قطع رابطه او با پيروانش است، پيرواني كه از اين مرتبه برخوردار نيستند.

كجا حسين بن علي (ع) در يك متن معتبر به اين نكته استناد كرده است كه من چون اينگونه مي بينم و مي دانم پس اين اقدام را كرده ام. در حالی که هيچ کدام از اين ها نيست. پس اگر اين ماموريت ويژه را نفي و نقد كرديم و گفتيم كار حسين ابن علي برخاسته از اين صفاتش نيست، در واقع گفته ايم که اين کار برخاسته از يك وظيفه عمومي است كه به دوش هر مسلماني قرار مي گيرد.

اين مقدمه لازم بود تا بدانيم كه ما براي اسوه كردن امام حسين مي بايد چه راه ناهمواري را طي كنيم و اين ناهمواري را چه كساني ايجاد كرده اند ؟ متاسفانه اين ناهمواری را عوام جاهل ايجاد نكرده اند بلکه اين را دانشمندان و علمای ما، آن هم با نه سوء نيت بلكه با حسن نيت، آن هم براي ارتقاء مقام معنوي سيد الشهدا چنين کرده اند و حاصل اين شده است كه مي بينيم.

حسين اسوه نشده است تا برايش عزاداري كنيم. عزاداری برای عزاداری نيست. بپذيريم كه امروز در جامعه ما عزاداري خودش هدف شده است، چون كار بي هزينه اي است و فوايد فراواني هم دارد. يك قطره اشك مي ريزيم و از تمام گناهان ما مي گذرند. حتي لازم نيست اشك بريزيم، اداي اشك ريختن را در می اوريم که به عربي تباكي مي‌گويند. مثلا: "من بکی او تباكی للحسين(ع)،غفرالله من جميع سيئاته ومعاصيه و ذنوبه". انصاف مطلب اين است که چنين ادعاهايي قطعاً فاقد مستند معتبر و در مقابل اهداف قطعي دين و در يك كلام محرف است.

وقتي يهوديها و مسيحيها جداگانه ذكر مي كنند كه تنها مائيم كه به بهشت مي رويم قران اين ادعا را تخطئه مي كند و به عنوان يك قاعده،يك سنت لايتغيرتصريح ميكند:"و قالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصارا تلک امانيهم قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقين"(سوره بقره آيه111).اين منطق "الذين لا يعلمون" يعني جهال است.آن وقت اگر روايتي بر ما عرضه شد كه همان حرف يهود و نصارا را براي ما تكرار كرد، اين گفته پيامبر مشمول حالش مي شود كه براي پذيرش گفته هاي من آن ها را بر قرآن عرضه كنيد و اگر با قرآن مخالف بود " فاضربوها علی الجدار" به سينه ديوارش بكوبيد. آنوقت نقل و نبات مجالس مذهبي ما اين می شود كه من در اين مجالس شركت كنم نه براي اينكه حسيني شوم، بلکه حسيني شدن يعني لباس عزاداري به تن كردن، سينه زدن ، گريستن و يا تباكي كردن. اين كجا و آن كجا . پس تشيع حسيني معنايش عزاداري براي حسين نيست البته در جای خود عزاداری مي تواند كار خوبي باشد. ولی در اين مجالس "ذكر مصيبت" نبايد موضوعيت داشته باشد بلکه مي بايد طريقيت داشته باشد. فرق موضوعيت و طريقيت در اين است که موضوعيت يعني هدف بودن، در حالی که طريقيت يعني راه بودن. ما بايد به سمت طريقيت پيش برويم، يعنی اين مجالس بايد طريقي باشد تا ما را با اهداف او آشنا كند. صرف نشستن در چنين مجالسي، صرف بر طبل كوبيدن وعلم برداشتن چندان مفيد فايده نيست.

البته اين سنت ها، سنتهای خوبي هستند. خدا گذشتگان ما را رحمت كند كه در داخل همين عزاداري ها اينها را به ما رسانده اند و ما امروز حداقل "شور حسيني" داريم، اما اجازه بدهيد اين شور را به شعور تبديل كنيم و به جاي ذكر مصيبت، به ذكر اهداف و ذكر مسائل امام حسين بپردازيم. به نظر مي رسد که آن ها مطالبي فرعي و حاشيه اي هستند و هرگز نمي توانند در كنار مسائل اصلي مطرح شوند. شور با احساس و عاطفه سر و كار دارد اما شعور و معرفت با عقل و فهم ما سر و كار دارد.

در جامعه اي كه مداحان درصدر مي نشينند در آن جامعه شعور زير پا دفن مي شود. بنگريد در اين 25 سال چه چيزی ارتقا يافته است؟ ايا معرفت حسيني ما افزوده شده است يا مداحي هايي كه برخي از آن ها تا حد كفر و شرك تنزل يافته است و متاسفانه از صدا و سيماي رسمی حكومتي كه نامش را دينی نهاده است هم پخش مي شود. جايي كه مي بايد فيلتر گذاشت اينترنت نيست، بلكه مداحي هايی است كه اكثر آن ها با متن اسلام نبوی و تشييع علوي-حسيني سازگار نيست. مطالبي گفته مي شود كه يقيناً نشستن و گوش كردن بسياري ازآنها معصيت دارد و ثواب هم که اصلا ندارد.

در راستاي اتقان مجالس حسيني مواردي زيادي وجود دارد كه من به چند نكته اشاره مي كنم. امروزه هر چه خوانديد فكر نكنيد آن را پيامبر و ائمه گفته اند، بلکه اينها مي بايد مورد بحث و نقد قرار گيرند. من برخي از مواردي كه، نه در مداحي ها، بلكه حتي در منابر هم از اهل فضل حتي شنيده ام و جعلي است و به امام حسين هم نسبت داده مي‌شود براي شما بازگويي كنم. البته ظاهر زيبايي هم دارد و چه بسا آرزو مي كنيم كه امام حسين اي كاش اينها را گفته باشد اما امام حسين قرار نيست كه به ميل من و تو سخن گفته باشد تاريخ اينها را تاييد نمي كند.

يكي از آنها جمله مشهوري است به نام "ان الحياة عقيده و جهاد" زندگي عقيده و جهاد در راه آن عقيده است. اين گفته نه حديث است و نه روايت است و نه فرموده امام حسين است. اصلا متن آن هم نادرست است. اين سخن مصرع دوم يك شعر عربي و گوينده آن احمد شوقي است که متوفي 1351 قمري می باشد و در نيم قرن اخير بين ما چون حرف زيبايي بوده مطرح شده و كم كم ارتقاء يافته است و گفتيم چه كسي اين حرف را زده باشد خوب است؟ از امام حسين بهتر چه كسي ؟ و به او نسبت داديم.

گفته ديگري كه ما معمولاً به امام حسين نسبت مي دهيم و بعضاً محور يك منبر هم قرار مي گيرد اين جمله از شيخ محسن ابوالحب هويزي است كه متوفي 1305 قمري مي باشد و در ديوانش هم آمده است و قبل از او هم در هيچ جا ديده نشده است: "ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلی فيا سيوف خذيني"(اگر دين محمد(ص)جز با شهادت من بر پا نمي ايستد پس اي شمشيرها مرا بر گزينيد.) آنچه كه مسلم است اين كلام نيز از امام حسين نيست اگر چه بر خلاف جمله قبلي مفادش صحيح و قابل دفاع است.

. جمله ديگري كه فراوان ديده ايم و حتي پرده هم از آن ساخته اند اين است: " كل يوم عاشورا و كل الارض كربلا".(هر روز عشورا و هر سرزمين كربلا است) اين جمله هم هيچ پايه و سندي ندارد و مضمون آن مخالف ديگر فرمايشات مستند ائمه است:" لايوم کيومك يا حسين" اين جمله مطمئنا از امام سجاد است كه "ای حسين هيچ روزي مانند روز تو نبود". ولي جمله ای كه عرض كردم هيچ جا ديده نشده است و قابل استناد نيست.

بر مي گرديم به بحث اصلي كه "تشيع حسيني" يعني چه؟ در يك جمله ذكر كنم كه تشيع حسيني هيچ چيز بيشتر از اسلام نبوي نيست. تشيع حسيني همان تشيع علوي و بلکه همان اسلام ناب محمدي" است. ائمه كلمه اي به آنچه كه پيامبر فرموده اند اضافه نكرده اند. به ياد داشته باشيم گاهي برای اکرام ائمه كوشش مي كنيم که امتيازاتي برای انها قائل باشيم.

همه ائمه ما افتخارشان اين بوده است كه به قول امام علی (ع) : " انا عبد من عبيد محمد (ص) "(اصول كافي،كتاب الحجة). نهايت شان ائمه ما، مفسريت و معلميت كلامي است كه پيامبر آورده(وحي) يا سنتي كه او بر جا گذاشته است لذا عنوان جلسه امروز را تشيع حسيني و جلسه فردا را بازنگري اسلام حسيني نهاده ام، به اين منظور كه بگويم تشيع مساوي با اسلام است و ما چيزي بيشتر از اسلام نداريم و ديگر مذاهب اسلامي هم بايد همينگونه بگويند. ما دو روايت و قرائت مختلف از اسلام هستيم و اين مذاهب نه چيزي از اسلام كم كرده يا اضافه كرده اند.

حال كه از مذاهب صحبت شد جمله اي بگويم كه شايد قبلاً به آن توجه نكرده بوديم. صحبتي است از امام حسين با عبدالله ابن عمر كه يكي از عبادله ثلاثه است كه فردي است غير مبارز اما محترم در زمان خود.امام او را دعوت مي كند كه به نهضت بپيوندد جمله اي مي گويد كه اين جمله براي ما كه منابرمان نوعاً مروج تضاد و انشقاق مذهبي هستند، شنيدني است.

يكي از كاركردهاي سنتي عزاداري هاي ما اين بوده كه اين طرف اهل تشيع هستند و آن طرف ظالم اهل تسنن بوده اند. حال ببينيم امام حسين واقعي چه گفته است؟ " فوالذی بعث جدی محمدا (ص) بشيرا و نذيرا، لو ان اباک ادرک زمانی، لنصرنی کنصرته جدی و اقام من دونی قيامه بين يدی جدی ".( قسم به خدايی كه پيامبر را به عنوان بشير و نذير فرستاد، اگر پدر تو عمر ابن خطاب زمان مرا درك مي كرد قطعاً مرا ياري مي كرد آنچنان كه جد مرا ياري كرد و پشت سر من مي‌ايستاد آنچنان كه پشت سر جدم ايستاد). حال ببيند عمري كه در اين روايت از زبان حسين معرفي مي شود كجا و تبليغات مذهبي ما كجا؟ به هر حال اين ها واقعيات مذهب ماست.

حسيني كه ما مي شناسيم اينگونه بايد باشد كه مي گويد بلند شو بيا كه اگر پدرت بود همانطور كه او پيامبر را كمك كرد امروز من را ياري مي داد. چرا که حرف من حرف جدم است، من چيزي جز اسلام نمي خواهم، مگر شما چيزي جز اسلام مي خواهيد ؟ پدرت دين را ياري كرد تو هم بيا دين را ياري کن. حالا ما وقتي مي خواهيم خلفاي راشدين را معرفي كنيم چگونه معرفي مي كنيم؟ به گونه اي معرفي كرده ايم كه امپرياليسم ما و دشمن اصلي ما، انها هستند در صورتي كه بی تعارف با اين شيوه نمي توانيم دم از اتحاد مسلمين بزنيم.

اما تشيع حسيني چه مولفه هايي دارد؟ من 3 مولفه را انتخاب كرده ام كه فهرست وار انها را ذكر مي كنم و در مورد يكي از آن سه مورد به تفصيل صحبت خواهم كرد. فكر مي كنم كسي كه شيعه حسين مي خواهد باشد اين 3 نكته را مي بايد به ذهن خودش بسپارد و بر اين اساس پيش برود. يعنی برای اينکه حسين اسوه ما باشد، می بايد اين سه محور را در خود متجلی بکنيم تا مسانختی و مشابهتی با او پيدا بکنيم.

محور اول عرفان و معرفت و اخلاص است. حسين پاكباز بود، حسين عارف بود، حسين عالم بود و حسين عاشق بود. ما نوعاً از صفات ديگر او فراوان سخن گفته ايم، اما از معرفت او و از احاديثي كه در حوزه اعتقادات از او به جاي مانده است و از آنچه كه در دعا از او به جا مانده كمتر كار كرد ه ايم. ما نوعا امام سجاد را به عنوان امام دعا مي شناسيم، اما دعاي عرفه هم اقيانوسي از معرفت و عرفان است .

محور دوم، محور استقامت و شجاعت اوست. امام حسين آنچه را كه قائل بود بر آن صبر و استقامت مي كرد و بر اين مسئله شجاعت فراوان داشت. وقتي مي گوييم شجاعت، سمبل آن حسين است و شيعه حسيني كسي است كه اهل استقامت و صبر باشد. اگرسخن حقي گفت تا پای جان بر آن بايستد، اگر ان سخن ارزشی چون ارزش سخن امام حسين داشته باشد.

محور سوم، عدالت طلبي، حق خواهي، ظلم ستيزي، امر به معروف و نهي از منكر و دين خواهي در عرصه عمومي است. مجموعه اينها با هم تلازم دارند. حسين عدالت خواه است و با ظلم مبارزه كرد، اما همه اينها تحت نام دين بود. از حسين نمي توان قرائت سكولار داشت، هر كه مي‌گويد تعارف مي كند. ذات قيام حسين، قيامي است ديني.

اگر كسي فكر مي كند كه دين رابطه شخصي بين انسان و خداست، يا دين منحصر مي شود در مباحث اخلاقي، آن دين نه محمدي است نه علوی است و نه حسيني. قيام عاشورا جلوه حضور دين در عرصه عمومي است. خطبه هايی را هم که انتخاب كرده ام نشان دهنده اهداف امام حسين از زبان خودش است. اگر اين اهداف را از قيام امام حسين حذف کنيم، از ان چيزی نمی ماند، مثل اين است که شيرينی را از قند بگيريم يا يخی را از برف يا تری را از آب.

بنابراين به خاطر داشته باشيم اگر قرائتي از دين در عرصه عمومي رفوزه شده است، معنايش اين نيست كه بكوشيم دين را از عرصه عمومي اخراج كنيم و راه حل خود را با پاک کردن صورت مسئله دنبال کنيم. اين بسيار ساده انديشي است. اگر دين ديگري پيراونش با اين شيوه پيشرفت كرده اند، اين دين يکی از ذاتياتش حضور در عرصه عمومي است.

نمی توان مسلمان بود و نسبت به عرصه عمومی حساس نبود. مي توان در شيوه حضور دين در عرصه عمومي بحث كرد اما در مورد اينکه اصل اينكه اسلام بايد در عرصه عمومی باشد هيچ بحثی نيست. تشيع حسيني يكي از مميزاتش حضور دين در عرصه عمومي است. اين را در زمانی می گويم که متاسفانه در جامعه ما که به خاطر سوء رفتار و سوء برداشت حکام حکومت دينی، مانند جزيره ای در بين کشور های مسلمان شده است، امروز بيشترين ادبار را نسبت به حضور دين در عرصه عمومی در ميان جوانان ان مشاهده می کنيم. در حالی که در ديگر جوامع اسلامی به هيچ وجه اين تمايل را در بين جوانان ان نمی بينيم. متاسفانه اين يک ويژگی ، مختص جامعه ماست.

دوستانی که دلسوز هستند می بايد در ان قرائتی که منجر به اين مشکلات شده است تامل کنند نه در اصل حضور دين در عرصه عمومی. لذا سکولاريسم يعنی تقليل نقش دين در عرصه عمومي. بحث جدايی دين و دولت تعريف ناقصي از اين واژه است که بايد ان را از ذهن بيرون كنيم. اگر بخواهيم اين را به حسين و پدر حسين و جدش نسبت بدهيم، اين پذيرفتني نيست . حرف حسين اين بود " دين واقعي در عرصه عمومي دارد كم رنگ مي شود" .خون من و خون خانواده و اصحاب من فداي حضور پررنگ دين در عرصه عمومي. و الا صرف اينكه انسان در خانواده اش دين داري كند كه نياز به شورش و قيام ندارد. اگر دغدغه دين در عرصه عمومي نبود كه حسين قيام نمي كرد. اين مطلب به خاطر مسائل جانبی که امروز ما در جامعه خود با انها مواجه هستيم فوق العاده مهم است.

اجازه بدهيد براي مستند كردن اهداف امام در خصوص محور سوم چند عبارت كليدي از خطبه های ايشان بخوانم و سپس انها را شرح دهم. ايشان در تمام خطبه ها وقتي مي خواهد راه خود را معرفي كند اصلاً بحث اين نيست كه مي روم كه شهيد شويم. اين هدف يقينا هدف نهايی امام حسين نيست. البته لازمه اين ايستادگی و استقامت او اين است که تا پاي جان براي حفظ اعتقادش بايستد، ولو به قيمت جانش تمام شود. اين محور پيام امام حسين است: " اين جان در پای جانان چه ارزشی دارد". اما كساني كه مي خواهند شهادت طلبي را محور قيام او ذكر كنند پذيرفتني نيست.

البته شهادت طلبی در فضا و جوی که ترس بر حامعه حاکم و مسلط شده بود، مفيد بود، اما اين معرفی کننده قيام امام حسين نمی تواند باشد. متاسفانه بسياري از بزرگان، چه سنتي و چه نوانديش، هدف را "شهادت طلبي" گذاشته اند. شهادت هدف نيست، شهادت وسيله ای است برای رسيدن به يک هدف بزرگتر. حسين اگر ان پيام را ذکر نکرده بود، شهادت او هرگز چنان ارزشی پيدا نمی کرد. متاسفانه بسياری از بزرگان سنتي ما از جمله سيد بن طاووس ، شيخ طوسی وشيخ مفيد برعنصر شهادت طلبی به عنوان هدف امام حسين تکيه کرده اند. ولي می توان از زاويه ديگری به اين موضوع نگريست. شهادت برای پيام بزرگتری مطرح است و لذا خود شهادت به عنوان هدف مطرح نمي شود.

امام حسين وصيتي خطاب به محمد ابن حنفيه دارد که بسيار مشهور و معتبر است و در ان با کوتاهی و ايجاز پيام خود را مطرح می کند. وقتي او مي پرسد چرا تنها نمي روي، چرا با خانواده مي روي، چه مي خواهي بكني؟ امام اين چنين ذکر مي کند: " انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی (ص) "، من براي پاكيزه كردن و اصلاح امت پيامبر چنين اقدامي را مي خواهم انجام مي دهم. پس حسين يك اصلاح طلب است. يعنی امام می خواهد بر طبق يک روش انحرافات و اعوجاجات موجود در جامعه را مورد اصلاح قرار دهد. بعد مي گويند : "اريد ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر"، من مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم. "و اسير بسيره جدی و ابی علی ابن ابيطالب"، سير كنم به سيره جدم و پدرم. حسين در واقع يک روش را بيان می کند. تشيع حسيني در واقع يافتن ان روش و متد است.

مشكل ما اين است كه غالباً به ظواهر مي پردازيم، ولي باطن و هدف را مورد توجه قرار نمي دهيم. امروز در جامعه اي زندگي مي كنيم كه در ان ذوالجناح موجود مقدسي است. اما اين اسب هيچ قداست و مزيتی ندارد، بلکه راكبش كار بزرگي انجام داده است. اسوه بودن اين نيست كه تمثال اين اسب را بكشي و بالاي خانه يا مغازه ات آويزان كني. مهم اين است كه تو روش راکب اين اسب را در خود متجلي كني و آن روش، امر به معروف و نهي از منكر است.

اين وظيفه من و شماست كه توده مردم را از سطح ذوالجناح به سطح عنصر امر به معروف و نهي از منكر در قيام امام حسين ارتقاء دهيم. ما الان در مرتبه ذوالجناح هستيم. رسيدن از مركوب به راكب خيلي کار می خواهد. اينقدر قداست ايجاد شده است كه اين مركوب چنين است. در حالی که امروز بايد در مورد راکب وهدف راکب صحبت شود. آن روش و متد، روش و متد پيامبر است که ما از آن به سنت نبوي يا سنت علوی نام مي بريم. آن سنت را بايد در اين جلسات بازيابي کنيم که سنت رحمت است، چرا که پيامبر ما، پيامبر رحمت بود .

سيد الشهدا خطبه ديگري دارند که ويژگي برجسته اي دارد. به گونه ای که وقتی حر، فرمانده لشکر دشمن، چون آن را مي شنود، منقلب می شود، تکان مي خورد، چکمه از پا به در مي کند، به گردن مي نهد و با گردن شکسته به محضر حسين ابن علي مي رود. اين خطبه را بايد در ظرف زماني خودش شنيد تا ارزش ان را دريافت. حالا ببينيم من و تو نيز منقلب مي شويم؟ منقلب شدن قطره اشک نيست، اين جرقه ای است که وقتی به وجود تو و من ميزند، باعث می شود که فردا اين فعل را در وجود خود متجلی بکنيم. حسين ابن علي در اينجا حديثي از پيامبر مي خواند که فقط ان حديث را او نقل کرده است و کس ديگری ان را نقل نکرده است و ان حديث را فقط ان روز خوانده است و قبل از ان نخوانده است.

اين حديث، حديث بسيار تکان دهنده ای است. وقتی او می گويد که من می خواهم به سيره جدم سير کنم، سيره جد او اين است، اين سيره نبوی است. "سمعت ايها الناس ان رسول الله (ص) قال من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا عهده مخالفا لسنة رسول الله يعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم يغيرعليه بفعل و لا قول کان حقا علی الله ان يدخله مدخله" من خودم از پيامبر شنيدم که مي فرمود اگر مسلماني رهبر ستمکاري را ببيند که حرام خدا را حلال مي کند، پيمان خدا را نقض مي کند، به سنت رسول خدا عمل نکرده و با ان مخالفت مي کند ، در بين بندگان خدا با گناه و تجاوز عمل می کند، اما نه با عمل و نه با زبان تغيري در او اتفاق نمی افتد و صرفا سکوت می کند، خدا حق دارد و مجاز است تا اين را به جايگاهش ببرد، يعنی او را به جهنم واصل کند. بعد از چيدن اين کبری، به صغرای مطلب مي پردازد. وبعد اضافه مي کند: "الا ان هولاء قد لزموا طاعه الشيطان و ترکوا طاعه الرحمان و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالفی و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق ممن غير"، اين قوم يعني بني اميه اطاعت خداي رحمان را فراموش کرده اند و به اطاعت شيطان ملازمه پيدا کرده اند، فساد را ترويج و حدود الهی را تعطيل نموده و در اموال عمومي تصرف کرده اند و حلال و حرام خداوند را تغيير داده اند و من برای تغيير اين نظام از ديگران شايسته ترم.

اجازه بدهيد حديث پيامبر را که امام حسين آنقدر به آن تاکيد داشته اند قدري بيشتر باز کنم. ما هر وقت مي خواهيم نهي از منکر بکنيم، می گوييم منکر چيست؟ منکر يعني شراب خوردن، زنا کردن، يعني يک سري مصاديق سنتي که در ذهن ما است. البته همه اينها منکر هستند و در ان ترديدی نداريم و هر کسی مرتکب اين منکرات بشود شريعت را زير پا نهاده است.اما اين ها مصاديق منحصر منکر نيست، مشکل منکر زماني است که جامه دين به تن مي کند همانند همان پوستيني که منقلب و معکوس است .

اجازه بدهيد اين نکته را در ذيل سخنان پيامبرمان و سخنان امامان خود توضيح دهم که مصاديق منکر در طول زمان دچار تحول مي شود. حسيني بودن يعني منکر را در هر لباسي شناختن، معروف را در هرمصداقش يافتن و عملي کردن. لازم نيست که منکرمنحصردر مميمون بازی و سگ بازی يزيد باشد. در کلمات پيامبر نکاتي بسيار مهم و اساسی است و من خود شما را به شهادت و قضاوت می طلبم. وقتی پيامبر می گويد: "من رای سلطانا جائرا"، جور يعنی ظلم و ستم. جور و ستم چيست؟ آيا فقط همين است که انسان نامسلمان شود؟ آيا مصداقش اين نيست که انسان حقوق مسلم مردم را زير پا بگذارد. هر کسي در هر زمانی، حقوق تعريف شده مردم را رعايت نکرد، به چار چوب "سلطانا جائرا" نزديک شده است. هر حکومتي که قانون عادلانه را نقض کرد، آن حکومت مصداق "سلطانا جائرا" قرار ميگيرد.

نکته ديگر موضوع " يعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان" است. اثم يعنی گناه، يعنی مرتکب شدن به مواردي که در شريعت گناه تلقي شده است. اما مورد دوم عدوان همان تجاوز است. بنابر اين به حقوق مردم تجاوز کردن هم مصداق همين فرمايش پيامبر و امام حسين قرار مي گيرد. آن روزها جامعه قبايلي بود، لذا يک حقوق محدودي داشت. جامعه كه پيشرفت كرد، اين حقوق هم گسترش مي يابد. امروز اگر کسي به حقوق بشر در يک جامعه تجاوز کرد و ان را نقض کرد، قطعا مصداق اين فرمايش پيامبر قرار مي گيرد که "يعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان". بسياری از اين حقوق به زبان ديني جزء حقوق فطري قرار مي گيرد. بنابراين لازم نيست که مغازه مشروب فروشي را فقط تعطيل کنيم تا تشيع حسينی را در جامعه امروزی خود تحقق ببخشيم.اگر در اين حد توقف كنيم اينها همان برخوردهاي قشری و ساده انديشانه از جامعه حسيني است .

يکي از ملاک هاي حکومت سالم توجه به راي عمومي است، رعايت رضايت مردم است و اين هم در ادبيات ديني ما سابقه زيادي دارد. کافي است فقط نهج البلاغه را باز کنيم و در نامه امام به مالک اشتر ملاک هاي حکومت سالم را دنبال کنيم تا برسيم به حق، عدل، رضايت عامه.امام علي روي اين سه محور بسيار تاکيد مي کند. يکي از محورهاي حکومت سالم از ديد امام علي رعايت رضايت عمومي است. اين قاعده فقهي که "لا يچوز التأمرعلي جماعة بغير رضاهم"، جايز نيست بدون رضايت مردم بر آنه حكومت كردن.حرام است اين حق را اسلام به كسي نداده است. متاسفانه اينها را کمتر خوانده ايم و علما هم کمتر ذکر کرده اند. حتي مي گويند اگر خواستيد امام جماعت انتخاب کنيد، رضايت مردم را لحاظ كنيد.اينها در متون ديني ما موجود است.

کراهت دارد براي فردي امام جماعت شدن، اگر مردم محله از او رضايت نداشته باشند، اصلا از شرايط امام جماعت است. آن وقت براي امامت جامعه مي گوييم خير، نياز ندارد. آيا حقوق مردم هست که از آنها پرسش شود يا نه ؟ آيا اين پرسش يک بار براي هميشه است. اگر جمله اي که مرحوم آيت الله خميني در بهشت زهرا ذکر کرد که اگر پدران ما يکبار تصميمي گرفته اند، خدا رحمتشان کند. ولی ما هم حق داريم مثل پدرانمان تصميم بگيريم، اين جمله آيا مشمول حال ما هم مي شود يا نه ؟ هر 10 سال، هر 20 سال ، هر 50 سال بالاخره بايد مراجعه کرد و از مردم پرسيد که ايا ما را و شيوه ما را قبول داريد يا خير؟ آنچه که امروز رفراندوم مي نامند. رفراندم اين نيست که صد هزار نفر در يک شهر دوازده مليونی به خيابان بريزند. امروز رفراندوم براي خودش ضابطه دارد، يعنی صندوق رای گذاشتن.

اگر من آمدم گفتم هر که با من مخالف است رد صلاحيت مي شود، آيا اين منکر است يا نيست؟ آيا اين منکر نيست که بگوييم که هر کس با شيوه من موافق نبود، هر کس که در ليست اعمالش انتقادي از من و روش من در آن ثبت شده بود، حق شرکت در مجلس مقننه، مجلس خبرگان و ....را ندارد .

به نظر من بزرگترين منکر، استبداد است، "من استبد برايه هلک" که در ادبيات دينی ماست. اگر هيچ کدام از اينها را قبول نکرديم و گفتيم که اساسا مذهب ما همه چيزش انتصابي است و انتخاب حرف نادرستي است، جمهوريت نادرست است، بسيار خوب، سلمنا. ولي در ادبيات سنتي ما يک مطلب است که نميتوانيد آن را انکار کنيد، ولو انکه سنتی هم باشيد. شما روي انتخاب مي توانيد مانور بدهيد و ان قلت بگذاريد و اما "نظارت عمومي" را هيچ کدام از شما نمي توانيد ناديده بگيريد. قرآن و پيامبر آنرا به رسميت شناخته و امام علي هم عمل کرده است. اصلا نظارت عمومی ملاک امروزی امر به معروف و نهي از منکر است، يعني اينکه همه مردم حق ارزيابي و نظارت کار زمامداران را دارند. عمر ابن خطاب وقتي خليفه شد گفت مردم اگر از من خطايي سر زد بياييد به من تذکر دهيد. عرب باديه نشين هم در جواب گفت اگر خطا کني با همين شمشير کج راستت مي کنيم. عمر نيزهيچ کاري هم به او نداشت. اين ديني بوده که ما آنرا شناخته ايم.

امروز ابزار نظارتي اين نيست که يک ساعت تلفن بگذاريم و بگوييم تلفن بزنيد. اين بحث نظارت نيست، بلکه عوام فريبي است. نظارت يعني روزنامه آزاد باشد، روزنامه نگار بتواند انتقاد کند. نظارت يعني اينکه مجلس مقننه جامعه آزاد باشد و نمايندگان واقعي مردم از سلايق مختلفي که در جامعه هستند در آن راه يابند. اگر نظارت داشتيم اينگونه نبود که بالاترين آمار کشته در هوا و جاده داشته باشيم و احدي جرات نکند بگويد چرا؟ در عرض 2 ماه، 2 هواپيما روی سوء مديريت قطعی سقوط کند و احدی نتواند بپرسد چرا؟ چه کسي مسئول است؟ اگر اين اتفاق در هر جاي دنيا اتفاق افتاده بود، در حد وزير و بالاتر از وزير و شخص اول کشور استيضاح مي شد. استيضاح يعني طلب وضوح کردن، يعنی درخواست پاسخ دادن. در اين مورد مصوبه بگذرانيم که کسي ننويسد و کسي سخن نگويد و فکر کنيم "اين منم طاوس عليين شده"، مي خواهيم براي دنيا نسخه بپيچيم ولي نتوانيم دو تا هواپيما را روي هوا نگه داريم. بنابر اين وقتي که می گوييم منکر يعنی چه؟ يكي از منکرات يعنی سوء مديريت.

شما مگر دنبال عدالت نيستيد؟ امروز عدالت ضابطه پيدا کرده است، انهم ضابطه کمی. وقتي جاي ديگر کسي مي خواهيد مسئوليتي به عهده بگيرد آمار مي دهد، به عنوان مثال می گويد: نرخ تامين اجتماعي در دوره اي که من تحويل گرفتم اين قدر بود، وقتي مي خواهم تحويل بدهم اين مقدار افزايش خواهد يافت.

اگر دنبال عدالت هستيد مي بايد نرخ بدهيد، نرخ تحويل بگيريد. اگر چنين بود، آنوقت سوال مي شد هر مطلبي هزينه و فايده اي دارد. اجازه نظارت عمومي بدهيد تا تک تک تصميمات جامعه مورد نظارت و ارزيابي واقع شود. آنوقت مي فهميم اين تصميمات صحيح است يا ناصحيح؟ اينکه ما دهانها را ببنديم و نهايت آزادي امثال من هم اين باشد که در يک جلسه چند صد نفره سخن بگويم، اما يک روزنامه نباشد که سخن مرا منتشر کند.

در جامعه اي زندگي مي کنيم که يقينا با محدوديت آزادي بيان بيشترين منکر در آن اتفاق افتاده است. بنابراين وقتي مي گوييم تشييع حسيني يعني حاکميت معروفها. يکي از معروفهاي الهي حريت و ازادگی است. "ان لم تکن لکم دين و لاتخافون المعاد فکونو احرارا فی دنياکم" سخن مسلم امام حسين است. " لاتکن عبد غيرک، قد جعلک الله حرا"، اين هم سخن قطعی امام علی است. بحث حريت يعني اينکه بتوانم آزادانه سخن بگويم و آزادي پس از بيان هم داشته باشم، امنيت هم داشته باشم. در حاليکه روزنامه ها را تعطيل کنند و مانند کشته های هوايي و جاده اي، در مورد ميزان تعطيلی روزنامه ها هم بيشترين آمار را داشته باشند و آنوقت فکر كنند که دارند خوب جامعه را مديريت مي کنند.

اگر زمامداران سخني نسنجيده گفتند و بعد ضرر فراواني متوجه بيت المال شد، اين عين منکر است. آيا ما اجازه ارزيابي داده ايم که هر تصميمي مي گيريم، بازتاب انرا در اموال عمومي بررسي كنيم ببينيم به چه ميزان است؟ آيا هر تصميم ما به هر قيمتي در عرصه اموال عمومي پذيرفته شده است؟ مهم اين نيست که آفتابه دزد را دستگير کنيم، مهم اين است سوء مديريتهايي را که به قيمتهاي ميلياردي بر بيت المال تحميل ميشود، کشف کنيم. اينها را چه کسي مي تواند ذکر کند؟ اگر جامعه نظارت داشته باشد، ديگر نيازي به كار زيرزميني نخواهد بود. نظارت هم مي بايد، نظارت ازاد باشد. اما اينکه در اين جامعه وظيفه اي به عنوان نظارت را مقررکنيم، هم براي مجلس مقننه و هم براي مجلس مافوق مقننه(خبرگان)، اما آنجا فيلتري بگذاريم که هر که با من در بست موافق است مي تواند بر من نظارت کند والا فلا، در اين صورت نظارت محقق نمي شود، بلکه اينها می شوند منکرات .

منکرات فقط اين نيست که اگر مقداري موي خانمي از زير روسري بيرون آمد، کفن بپوشيم و به خيابان بريزيم. اما زماني که مسلمات ديني(از قبيل فريضه نصيحت به ائمه مسلمين و نظارت عمومي بر كار حاكمان)زير سوال می رود، در اين صورت خفقان بگيريم و صدايمان در نيايد.

به نظر من امروز بالاترين منکر، نشان دادن چهره موهنی از اسلام رحمت محمدی در دنيا به نام اسلام خشونت، اسلام نفهمی و ندانم کاری است.

فردا چه کسانی بايد پاسخ اينها را بگويد؟ اگر شيوه کار ما با شيوه افرادی يكسان شود که متاسفانه به نام سمبل اسلام خشونت مطرح می شوند، اگر امروز سمبلی به نام بن لادن و القاعده درخارج از ايران است، در داخل ايران هم سمبلی برای آن يافت شود، اين ضرری که به اسلام وارد می شود تا چه ميزان است؟ با عدد و رقم اين منکر تا کجا براي ما هزينه برداشته است؟

کشوري که طبق آخرين آمار در بين 2000 دانشگاه اول دنيا يک مقام ندارد، يعني يک دانشگاه ايران در بين 2000 دانشگاه دنيا حضور ندارد، چگونه مي تواند از فلان فناوري سخن واقعي بگويد؟ ما همه جايمان با همديگر بايد پيش برود. اگر ما به لحاظ علمي پيشرفت کرده ايم بايد حداقل به اندازه يک دانشگاه ترکيه يا پاکستان حرف علمي در دنيا براي گفتن داشته باشيم.

مديريت موفق يعني مديريت علمي و وقتي مديريت علمي من به جايي رسيد که کشتار جاده اي و هواييم اول است، تعداد زندانيان سياسيم اول است، مطبوعات توقيف شده ام هم اول است و اما دانشگاهم در 2000 دانشگاه اول دنيا يک مقام ندارد،اين چه مديريت قابل دفاعي است؟

اين ها را اگر با هم مقايسه کنيم، مي فهميم معروف يعني چه و منکر يعني چه ؟ معروف يعني اينکه اگر من مي خواهم براي دنيا نسخه اي بپيچم، بايد در محافل علمي دنيا حرفي براي گفتن داشته باشيم و گرنه گنده گويي که کاري ندارد، حرف مفت زدن که کاري ندارد.

ما قهرمانان حرف مفت شده ايم. قرآن خطاب به مسلمانان مي گويد شما به بتهاي آنها نپريد تا آنها خداي شما را مورد دشنام قرار ندهند:ولا تسبو الذين يدعون من دون الله فيسبوالله عدوا بغير علم(انعام/108). بايد پرسيد کدام شرايط را ايجاد کرده ايم که فلان کاريکاتوريست نادان جرات مي کند به ساحت مقدس پيامبر اسلام(ص) توهين کند. چه کسي مسئول اين امور بوده است؟ اگر نظارت و ارزيابی بود، آنوقت مي توانستيم ذکر کنيم که چه شرايطي ايجاد کرده ايم که اينگونه شود که مقدس ترين چهره عالم اسلام، نه در يک کشور بلکه در چند کشور مورد بي احترامي وهتاکی قرار گيرد. آيا اينها منکر هست يا نيست؟ اجازه تجزيه و تحليل بدهيد، چه بسا برداشت من صحيح نباشد، اما اجازه بدهيد که سخن شما و روش شما مورد ارزيابی و نقادي قرار گيرد. کدام روزنامه را گذاشته ايد که کلمه اي بتواند در اين زمينه بنويسد.

اگر عده اي راننده اتوبوس براي يک مسئله صنفي اعتراض کردند، به چه حقي روزنامه ها را ممنوع کرديد در مورد آنها بنويسند؟ چرا آزادي سنديکاها را به رسميت نمي شناسيد؟ اين حداقل حقوق کارگري است. اين شما هستيد که قانون کار را امضاء کرده ايد. يک يک ميثاق هاي بين المللي را امضاء کرده ايد ولی زيرش مي زنيد.

همين مي شود که مي گويند کشور پيمان شکن. وقتي هم در بين کشورهاي مختلف ارزيابي می کنند و می گويند دو کشورمنفورترين کشورهاي دنيا هستند: ايران و آمريکا.

آمريکا که قطعا در هر جا اينگونه هست. اما ايران در چند سال گذشته هر جاي می رفتيد بحث از محبوبيتش بود. ايرانيان خارج از کشور بعد از مدتها توانسته بودند با سربلندی بگويند ما ايراني هستيم و به ايراني بودن افتخار مي کنيم. الان کار بجايی رسيده است که ما را در برابر ديگران سرافكنده كرده اند و به عنوان ملتي که پيمان وعهد را نمی فهمد و سرش نمي شود جا انداخته اند.

به هر حال شناخت منکر و شناخت معروف يک وظيفه است. اگر مي خواهيم حسيني باشيم، در درجه اول بايد "بصيرت" داشته باشيم که معروف و منکر دوران خود را تشخيص بدهيم.

معروف هم فقط نماز خواندن نيست، معروف در عرصه عمومي يعني بيت المال را رعايت کردن. اما بيت المال تنها با کم کردن هزينه ها رعايت نمي شود، بلکه بالاتر ازآن با حسن مديريت و با توان علمي و مديريت علمي رعايت مي شود. اگر ارزيابي روزنامه نگاران بود، اگر مجلسي ارزياب و نقاد داشتيم، اگر مجلس خبرگان ناظر داشتيم، در اين صورت امکان اين بود که بتوانيم بگوييم که در تک تک اين موارد چه اتفاقاتي در جامعه افتاده و مي افتد .

من بحث تاريخي نمي کنم، قرار بر اين شد که حسين ابن علي اسوه باشد. اسوه بودن نيز اين نيست که بين صفر يا صد باشيم. منکر هم درجاتي دارد، گاهي منکر به درجه 100 رسيده است و منکرهاي ديگر هم به شدت و ضعف، درجات خاص خودشان را دارند. تک تک اين عبارات را دنبال کنيم، مي بينيم با همين شيوه مي توان پيش رفت و از حسين قرائتي امروزي داشت و او را در چهار چوب شرايط زماني و مکاني خودمان فهميد.

نکته اصلی بحثم اين است که معروف و منکر را به زبان حسيني بفهميم. مطمئن باشيد همين نکته، راه را به ما نشان خواهد داد. امر به معروف و نهي از منکر، همواره در ادبيات ديني ما وظيفه و حقي در برابر حکومت ها بوده است و هرگز يک امر دولتي محسوب نشده است. تا جايي که بنده تحقيق کرده ام، اين وظيفه در درجه اول در برابر حکومت ها مطرح شده است و مصداق بارز آن خود حسين ابن علي بوده است که قيام خودش را مصداق بارز اين وظيفه تشخيص داد و به آن عمل کرد.
 
 
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:12 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

                             توجيه يك اقدام غير قانوني

 

Majzob.com 
 
Majzob.com


 

ايميل سايت مجذوبان نور به واحد فيلترينگ مخابرات ايران جهت بررسي مسدود سازي ( فيلترينگ ) سايت :

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما
بنده مدير فني سايت مجدوبان نور به آدرس www.Majzob.com هستم كه از 24 ساعت پيش در ايران بصورت فيلتر درآمده و كاربران با پيغام دسترسي به اين سايت امكان پذير نميباشد روبرو ميشوند.
با جستجوهايي كه انجام داده شد متوجه شديم كه بايد با شما تماس بگيريم.
حال بنده به عنوان مدير فني سايت از شما اين سوال را دارم كه دليل فيلتر شدن سايت مجذوبان نور چه بوده است ؟
اين سايت يك سايت خبري و حقوقي بوده كه تا كنون هچ گونه مطلبي خلاف قوانين شرعي و قانوني حاكم بر كشور ايران را منتشر نكرده است و هيچ مطلبي خلاف قوانين انساني و حتي حقوق بشري ،‌عكس هاي مستهجن و ... در آن منتشر نشده است.

خواهشمندم هرچه سريعتر به اين سوالات من پاسخ دهيد.

با تشكر
مدير فني سايت مجذوبان نور

 
ايميل واحد فيلترينگ مخابرات ايران در پاسخ تقاضاي سايت مجذوبان نور :

با سلام

سايت شما از جانب مخابرات فيلتر نگشته است و دستور انسداد از " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " دارد.

در صورت رفع موارد تخلف به نظر خودتان و تمايل به اعتراض و ارسال آن به كميته از سوي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) بايد موارد زير را در ايميل اعتراض خود براي ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات) ارسال كنيد :

1- مشخصات كامل ( نام و نام خانوادگي ، شماره شناسنامه ،‌ نام پدر ،‌تاريخ و محل تولد )

2- آدرس دقيق

3- شماره تلفن ثابت و همراه

 در ضمن شما بايد در نامه خود تعهد دهيد كه :

1- حاضر به هرگونه همكاري ميباشيد

2- موارد تخلف را ديگر تكرار نميكنيد

سپس اعتراض شما از جناب ما (‌واحد فيلترينگ مخابرات ) به كميته ارسال ميگردد.

لازم به ذكر است :

1- امكان تماس شما به هيچ وجه با كميته مقدور نميباشد و تنها رابط شما ما ( واحد فيلترينگ مخابرات ) ميباشيم.

2- لزوم ارسال مشخصات و فرمت اعتراض از جانب كميته تعيين  گشته است و ارتباطي به مخابرات ندارد.

واحد فيلترينگ مخابرات

توضيح سايت مجذوبان نور پيرامون پاسخ دريافتي :

در قوانین فيلترينگ سایت های غير مجاز تفحص شد ،‌دريافتيم كه اين اقدام آمرین فيلترينگ سايت مجذوبان نور وجاهت قانونی ندارد ،‌اما نظر به اينكه در پاسخ واحد فيلترينگ شركت مخابرات مواردي مذکوراست كه انجام آنها نه تنها خلاف شأن انسانيت و آزادگيست ،‌ بلکه تجسس و تعرض به حریم خصوصی افراد نیز میباشد ، ‌بنابراين بر خود لازم میدانیم مطالبی را به عرض مخاطبین عزيز و گرامي برسانیم :

1- اين مثل در بين ايرانيان رايج است كه ميگويند " كي بود كي بود من نبودم " ،‌حال شركت مخابرات توجيه اقدام خلاف قانون خود را دستور  " كميته تعيين مصاديق سايت هاي غير مجاز اينترنتي " بيان ميدارد. در قوانين ايران شرط اطاعت از دستور دهندگان : الف) امر قانوني    ب) قانوني بودن مقام آمر است.

در اين فيلترينگ اين دو شرط رعايت نشده و اين پاسخ ، مصداق ضرب المثل مذكور است.

2- از ما خواسته شده كه با ذكر مشخصات كامل ، ضمن تعهد ، حاضر به هرگونه همكاري با اين كميته باشيم ، در جواب بايد گفت مولاي ما حضرت امام حسين (ع) سلطان العاشقين است. او براي متاع دنيوي در پيشگاه احدي سر فرو نياورد حتي به قيمت جان خود و يارانش.

3- تشخيص تخلف در فضاي مجازي بر اساس قوانين ايران بر عهده كارگروهي متشكل از چهار وزارت خانه ي اطلاعات ، ارتباطات و فناوري اطلاعات ،‌ ارشاد و دادگستري ميباشد و مي بايست اين تخلفات به مديريت سايت ابلاغ و در صورت موجه نبودن دفاعيات ابرازي و ادامه تخلفات اعلامي ، نسبت به مسدود سازي پايگاه اينترنتي اقدام شود. شيوه فعلي برخورد ،  قانوني نبوده و مخالف تمامي موازين انساني و سوءاستفاده از قدرت است. با اين اقدامات گويي در ايران آزادي عقيده و بيان و حقوق اوليه انساني معني و مفهمومي ندارد و اجتهاد قدرت طلبان قانون را زير پا ميگذارد و اين نشانه بارز حكومت هاي فاشيستي است.
 
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 9:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

 

نرم افزار ضد فیلتر
==================================
(((((( برای دانلود نرم افزار ضد فیلتر اینجا را کلیک نمایید. ))))))
==================================

پس از دانلود این نرم افزار بر روی آن دابل کلیک نمایید و به راحتی صفحات وب را باز نمایید!!!!
استفاده از این نرم افزاربسیار ساده و راحت میباشد و نیاز به هیچ گونه تنظیمات یا نرم افزار جانبی ندارد.

((پایگاه هم اندیشی دراویش))


 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 11:22 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

 

http://hou121.blogspot.com/

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 11:20 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

برنامه محرم فقرای سلسله نعمت اللهی گنابادی تهران در ماه محرم و صفر ۱۴۲۹ قمری - ۱۳

 

۱. از روز شنبه ، ۳ محرم برابر ۲۲ دی ماه ۱۳۸۶ ، تا روز دوشنبه ۱۲ محرم برابر ۱ بهمن ۸۶ ، به مدت ۱۰ روز ، مجلس سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، از ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر ، در حسینیه امیرسلیمانی منعقد می باشد .
۲.روز عاشورا ، قطب العارفین حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ، نماز صبح را در حسینیه امیرسلیمانی اقامه فرموده و سپس با بیانات عارفانه خود درباره نهضت مقدس سالار شهیدان حضار محترم را مستفیض می فرمایند .
۳. روزهای تاسوعا و عاشورا و ۱۱ محرم ، ساعت ۸ صبح ، در منزل حضرت آقای مجذوبعلیشاه ، مجلس سوگواری و توسل منعقد می باشد .
۴. صبح روز پنجشنبه ، ۲۰ ماه صفر برابر با ۹ اسفند ۸۶ ، ساعت ۸ صبح ، در منزل حضرت آقای مجذوبعلیشاه ، به مناسبت اربعین حسینی ، مجلس سوگواری برگزار می باشد .
۵. از روز پنجشنبه اربعین برابر۹ اسفند ۸۶ ، تا روز دوشنبه ۲۴ صفر برابر۱۳ اسفند ۸۶ ، به مدت ۵ روز ، مجلس سوگواری در حسینیه مرحوم آقای حاج شیخ عبدالله حائری برگزار می باشد .
۶. از روز سه شنبه ۲۵ صفر برابر۱۴ اسفند ۸۶ ، تا روز شنبه ۲۹ صفر برابر ۱۸ اسفند ۸۶ ، به مدت ۵ روز ، به مناسبت ایام رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت حضرت امام مجتبی (ع) و حضرت رضا (ع) ، از ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر ، در حسینیه مرحوم امیرسلیمانی ، مجلس ذکر توسل منعقد می باشد .
۷. روزهای جمعه ۲۸ و شنبه ۲۹ ماه صفر ( برابر ۱۷ و ۱۸ اسفند ۸۶ ) ، طبق سنوات گذشته ، ساعت ۸ صبح در منزل حضرت آقای مجذوبعلیشاه ، مجلس سوگواری و ذکر توسل منعقد می باشد .

با تشکر از گناباد نیوز

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 11:17 قبل از ظهر | لینک ثابت |
از وبلاگ سیمرغ

چرا سایت مجذوبان نور  وبا یاران فیلتر شد؟

 

  •  آیا (سایت مجذوبان نور)  و( با یاران) به این دلیل  که از طرف مخالفین به دام مباحثه و مجادله  گرفتار نیفتاد و بازیچه دستتان نشد فیلتر کردید؟؟؟
  •  یا بخاطر آنکه با متانت وسنگینی و گامی استوار مسیر خود را میپیمود  وهر از  گاه دراویش را که نه دارای روزنامه ای نه رادیویی ونه تلوزیونی هستند را خبر رسانی میکردکه گاه گاه خبری میرساند و ما به امید مطلبی به آن سر میزدیم!!!؟؟؟؟ 
  •   والبته گاهی هم در ماجرای حملات به دراویش ما را در جریان وقایع تخریب افراطیون جاهل حسینیه بروجرد میگذاشت؟؟؟
  • آیا این نگرانی دارد که فیلتر کردید؟؟؟
  • شما که  با انواع اقسام وسایل تبلیغاتی وانواع کانال های تلوزیونی و رادیویی و ماهواره ای...روزنامه ووو.. و حتی منابر  مساجد رو در اختیار دارید!!! آیا باز هم نگران دراویش اید؟؟؟
  • و یا شاید بخاطر این بود که بهانه یا سوژه به دست وبلاگ "خرقه پر پشمتان "نمیداد! فیلتر شد؟؟
  • یا بخاطر بخاطر جذابیت محتوای مطالب دینی فیلتر شد؟؟؟
  • یا بخاطر تعدات باز دیدکنندگانش بود که باز هم نسبت به تعداد بازدید کنندگان رسانه هاتان چیزی نیست!!؟؟  
  •  
  • سایت مجذوبان نور  وبا یاران فیلتر شد بخاطر اینکه دشمنان عرفان نتوانستند این سایت را را ملعبه خود سازند؟؟؟؟وحال میفهمم دشمنان عرفان جاهلانی اند که ازدانایی مردم نگرانندواز روشنگری دینی ؟؟!! 
  •  
نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 11:15 قبل از ظهر | لینک ثابت |
اقدامات جدید بر علیه حسینیه های دراویش

اين روزها درايران تخريب اماكن مقدسه شيعيان بالاخص دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي دردستور كار نفوذیان حزب حجتیه ومعاندین تصوف در وزارت اطلاعات قرارگرفته و هم اكنون تلاش مي شود با فشار بر مراكز خدمات شهري و بهانه جويي هاي غيرقانوني حسينيه دراويش در شهر كرج هم به سرنوشت حسينيه هاي قم و بروجرد دچار شود و تنها نكته اي كه مورد توجه تئوريسين هاي اين ماجرا قرار ندارد آثار و عواقب مخرب و ارائه چهره اي خشن از دين اسلام نزد جهانيان است . چهره اي كه البته همگان با نظاره آن به تحجر و كج فهمي خشكه مقدسها پي مي برند و ضربه نهايي متوجه حكومت ايران مي باشد

مدتهاست تعدادي از مراجع تقليد شيعيان درايران با صدور فتاوي و ايراد سخنراني در ميان تجمع نيروهاي به اصطلاح حزب اللهي سعي در تشويش اذهان و تحريك احساسات ديني مردم ايران نسبت به دراويش را دارند و تصو ف  را شاخه اي انحرافي از دين اسلام و بدعت مي دانند

اينجا مجال بحث پيرامون حقانيت تصوف از ديدگاه علماي اعلام دين اسلام نمي باشد اما آنچه امروز حايز اهميت است نقشه هاي شوم جاسوسان ممالك غربي و شرقي و اعتقادات متحجرانه ايست كه با ورود در سيستم امنيتي و اطلاعاتي ايران تلاش مي كنند تا توسط مأمورين اجرايي خود كه همان نيروهاي حزب الله و امت منتسب به بسيج و سپاه ايران آنها را پياده سازي نمايند

اين روزها تعرض به حسينيه دراويش نعمت اللهي گنابادي در شهر كرج دردستور كار قرار دارد . البته زمينه سازي براي اين تعرض مدتهاست با راه اندازي پايگاههاي اينترنتي واهانت وهتاكي به بزرگان سلسله نعمت اللهي گنابادي و تهيه طوماري عليه تصوف صورت گرفته وكماكان ادامه دارد

اين اقدامات خيلي دوراز انتظار هم نيست چراكه همفر جاسوس لندن در ممالك اسلامي در خاطرات خود به سندي تنظيمي توسط وزارت مستعمرات لندن اشاره مي كند كه در آن تخريب اماكن مقدسه شيعيان و تشديد اختلاف ميان مسلمين و ارائه چهره اي خشن و تروريست از دين اسلام در صدر برنامه ها قرار دارد و امروز هم همان همفرها و جاسوسان بلوك غرب و شرق عالم در لباس اطلاعاتي يا طلبه اي در حوزه علميه قم درآمده و سعي مي كنند براي رسيدن به شكوفايي اقتصادي مطلوب خود اوامر اربابان را اطاعت كنند

ملتهاي جهان بدانند بررسيها به خوبي بيانگراين حقيقت است كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران قصد دارد با فشار بر دراويش نعمت اللهي گنابادي و تحريك عوامل و هيأتهاي عزاداري در ماه محرم مكان عبادي آنها را در شهر كرج نيز مورد تعرض وحشيانه قرار دهد . البته اين موضوع اختصاص به كرج ندارد و يك اقدام سراسري است و ماه محرم امسال آغاز درگيريهاي خونيني است كه با توجه به آرايش كنوني سياسي ايران و درگيريهاي سياسيون و انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي ايران عواقب خطرناكي براي حاكميت ايران دارد و از عقلاي نظام سياسي ايران انتظار مي رود به هوش باشند
سیاست دشمنان اسلام در سالهای آتی در خاور میانه جنگ مذهبی و فرقه ای است باید دید دستهای اجرایی  تحقق این سیاست در ایران چه کسانی هستند؟؟و روش آنها چگونه است ؟؟

http://www.insideofiran.com/fs/?p=2344

 

نوشته شده توسط خاک پای فقرا در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 11:9 قبل از ظهر | لینک ثابت |





 
business articles