
محمدرضا شجریان از اجرای موسیقی سنتی زنده در کنگره بین الملی شمس تبریزی در خوی خبر داد.
شجریان ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت : این برنامه موسیقی همزمان با برپایی کنگره در خوی برگزاری خواهد شد.
وی با اشاره به ویژگیهای بارز شخصیتی مولانا افزود : شکوه و عظمت یافتن خوی به لحاظ وجود آرامگاه شمس تبریزی در این شهرستان است.
استاندار آذربایجان غربی نیز در جریان این بازدید در جمع خبرنگاران با بیان این که تمهیدات لازم برای برگزاری باشکوه کنگره شمس صورت گرفته است، خاطرنشان کرد : کنگره بین المللی شمس تبریزی درنیمه اول آبان ماه امسال با حضور شخصیتهای فرهنگی و ادبی کشور و اندیشمندان مولوی شناس داخلی و خارجی در شهرستان خوی برگزار خواهد شد.
رحیم قربانی در ادامه با اشاره به تقارن برگزاری کنگره بین المللی شمس تبریزی در خوی با همایش کشوری مولانا افزود : برای جلوگیری از تداخل برنامهها افتتاحیه کنگره شمس و مولوی در تهران و اختتامیه آن در شهرستان خوی برگزار میشود.
وی خاطرنشان کرد : همچنین بین آیین افتتاحیه و اختتامیه کنگره شمس و مولانا، مراسم بزرگداشتی نیز در تبریز اجرا میشود.
فرماندار خوی نیز با اعلام آمادگی برای برگزاری اختتامیه کنگره بین المللی شمس تبریزی و مولوی در این شهرستان، بیان داشت : جلسات متعددی برای ایجاد هماهنگی جهت برگزاری بهتر و شایسته این کنگره برگزار شده است.
مقبره شمس تبریزی در دو کیلومتری غرب شهرستان خوی قرار گرفته است. این بنا در زمان شاه اسماعیل صفوی ساخته شده و برجی استوانه ای شکل با ۱۲متر ارتفاع را شامل میشود که تا ارتفاع ۵۰سانتی متر آن با سنگ و بقیه قسمت ها با آجر ساخته شده است.
این برج با شاخهای بز وحشی تزیین شده و در داخل این بنا آرامگاه عارف بزرگ شمس تبریزی قرار گرفته است.
شمس تبریزی صوفئی گمنام بود که مولانا را متحول ساخت.
مولوی تا سال 642 كه شمس تبریزی را ملاقات كرد، به درس و وعظ پرداخت.
در سال 642ه.ق مولانا، با شمس تبریزی آشنا شد و در پی آن تحولی بزرگ در وی پدید آمد كه باعث شد درس و منبر را رها كند و با شمس به خلوت و سیر و سلوك بپردازد. اما به خاطر ناراحتی شاگردان و علمای متعصب شهر و در پی آن آزار شمس، او از قونیه رفت. مولانا فرزند خود را به دنبال او به شهرهای مختلف فرستاد و در نهایت با اصرار او و نیز شخص مولانا، شمس به قونیه بازگشت. اما پس از مدتی بار دیگر شمس ناپدید شد و تلاش مولانا برای یافتن او بی نتیجه ماند. عده ای معتقدند كه شمس توسط مخالفانش كشته شد. به هر حال مولانا در فراق او به خلوت نشینی پرداخت و اشعار بسیاری نیز سرود.
شاید بتوان ادعا كرد كه مولانا پس از آشنایی با شمس تبریزی و عشق به او بود كه از ظاهر رها و به عارفی كامل و وارسته تبدیل شد و مولانایی شد كه اكنون از او به عنوان عارف و شاعر بزرگ ایران سخن می گوییم:
شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر گنج و كان كه منم
گرچه این آشنایی به بهای رهایی وعظ و تدریس و نیز شوریدن متعصبان بر او بود، اما او را از قال و برون جدا و به حال و درون متوجه ساخت.
